تاثیر جهانی شدن بر روی مُد و مُدگرایی جوانان

بطور کلی در خصوص جهانی شدن و آثار آن بر روی جوامع مختلف ، بویژه جوامع جهان سومی دو دیدگاه متضاد و یک دیدگاه میانه وجود دارد دیدگاه نخست که به دیدگاه همگرایی موسوم است ، معتقد است به طور قطع جهانی شدن یک رفاه و توسعه نسبی را برای همه جهانیان به ارمغان خواهد آورد طرفداران این دیدگاه که به توانایی عوامل اقتصادی در ایجاد رشد و پیشرفت در جوامع در ح
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 298 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 101

تاثیر جهانی شدن بر روی مُد و مُدگرایی جوانان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

بیان مسئله ………………………….. 2

اهمیت موضوع …………………………. 7

ضرورت تحقیق …………………………. 8

اهمیت تحقیق …………………………. 8

تحدید موضوع …………………………. 9

تعاریف مفاهیم ………………………. 10

فصل دوم : ادبیات تحقیق

پیشینه ی پژوهش ……………………… 12

مباحث نظری …………………………. 16

مد پدیده ای اجتماعی …………………. 25

جامعه پذیری ………………………… 29

فرهنگ پذیری ………………………… 30

خانواده و ساختار آن …………………. 32

ارزش های اجتماعی ……………………. 34

معیارهای ارزیابی ارزش ها …………….. 35

منبع ارزش ها ……………………….. 35

ارزش ها و الگوهای رفتاری …………….. 36

تعارض ارز شها ………………………. 37

تقسیم بندی ارزش ها ………………….. 39

فرضیه های پژوهش …………………….. 40

تعریف متغیر ها ……………………… 42


فصل سوم: روش شناسی تحقیق

مقدمه ……………………………… 45

روش تحقیق ………………………….. 45

جامعه آماری و نمونه آماری ……………. 47

ابزار جمع آوری اطلاعات………………… 49

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

مقدمه ……………………………… 52

تحلیل آمار توصیفی …………………… 53

تحلیل آمار استنباطی …………………. 54

اندازه گیری متغیرهای مستقل …………… 56

آزمون فرضیه ها ……………………… 51

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

مقدمه ……………………………… 67

نتایج ……………………………… 68

فرضیه 1…………………………….. 69

فرضیه 2 ……………………………. 70

فرضیه 3 ……………………………. 71

فرضیه 4 ……………………………. 71

پیشنهادات ………………………….. 72

مدل شماتیک تحقیق ……………………. 74

منابع فارسی ………………………… 75

منابع لاتین …………………………. 78

ضمائم ……………………………… 79

مقدمه ای برای جهانی شدن

بطور کلی در خصوص جهانی شدن و آثار آن بر روی جوامع مختلف ، بویژه جوامع جهان سومی دو دیدگاه متضاد و یک دیدگاه میانه وجود دارد . دیدگاه نخست که به دیدگاه ” همگرایی ” موسوم است ، معتقد است به طور قطع جهانی شدن یک رفاه و توسعه نسبی را برای همه جهانیان به ارمغان خواهد آورد . طرفداران این دیدگاه که به توانایی عوامل اقتصادی در ایجاد رشد و پیشرفت در جوامع در حال توسعه بسیار خوشبینانه می نگرند ، بر این باور هستند که جهانی شدن اقتصادهای ملی ـ از راه گسترش فن آوری و انتقال آن به کشورهای در حال توسعه ، انتقال سریع منابع مالی و تلاش شرکتهای فراملیتی برای توسعه سهم بازارهای خود ـ این دولتها را با چنان قدرتی روبرو خواهد ساخت که به راحتی می توانند در برابر تمامی فشارهای سوق داده شده به سوی واگرایی مقاومت کنند و آنها را از میان بردارند.

طبق این دیدگاه ، گشایش دروازه ها به سوی منابع مالی خارجی ، توان رقابت بین المللی دولتهای مزبور را بالا برده و آنان را با مزایایی چون ، انتقال فن آوری ، فنون مدیریت ، دسترسی به بازار صادراتی ، کاهش در هزینه سرمایه هاو ایجاد تنوع در زمینه سرمایه گزاری روبرو خواهد ساخت . از این رو این دیدگاه ضمن تشویق دولتها به گام برداشتن در مسیر دموکراسی و انتقال قدرت به سوی مقامات محلی منطقه ای ، بر این نکته تأکید دارد که دولتها باید با انجام اقداماتی همچون ، خصوصی سازی و آزاد سازی تجاری ، زمینه را برای سرمایه گزاری هر چه بیشتر در کشورهای خود هموار سازند . اگر کشورهای در حال توسعه خواهان کاهش هزینه سرمایه خود هستند ، باید دسترسی آزادتر شرکت ها به سرمایه خارجی را تسهیل نمایند . خلاصه آن که دیدگاه همگرایانه ، توسعه و پیشرفت کشورهای در حال توسعه را تنها از یک طریق ، آن هم ادغام اقتصادهای ملی با نظام اقتصاد جهانی می داند .

از آن جا که این نگرش ، رشد جریان سرمایه را به عنوان بخشی از فرآیند جهانی شدن می داند ، به علت آثار توزیعی بین المللی و داخلی آن ، مورد انتقادهایی قرار گرفته است . دلیل آن هم این است که جریان توزیع سرمایه گزاری مستقیم خارجی ، تنها در تعداد اندکی از کشورهای در حال توسعه متمرکز شده است ؛ به عبارت دیگر به رغم آن که منطقه آسیا بالغ بر نیمی از سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی را به خود اختصاص داده است ، اما سهم جنوب صحرای آفریقا در زمینه جذب این گونه سرمایه ها بسیار ناچیز ـ در حدود ۶ درصد ـ بوده است . خلاصه آن که جهانی شدن ، ضمن بین المللی کردن بازار جهانی ، محیطی کاملأ رقابتی ایجاد کرده است که درآن تنها واحدهای کارامدو قدرتمند ـ نمونه این قبیل واحدها را قبلأ بیان کردیم ـ فرصت بقا, دارد . و در حقیقت باید رواج روند منطقه گرایی را واکنشی طبیعی نسبت به تداوم فرآیند جهانی شدن دانست .

نگرش دوم که به ( رهیافت واگرایی ) موسوم می باشد ، دقیقا” در جهت عکس نگرش همگرایی قرار دارد . تاکید اساسی این رهیافت ، بر مفهوم “نا برابری ” استوار است . به اعتقاد طرفداران این دیدگاه ، حرکت اصلی فرآیند جهانی شدن به سمت افزایش نابرابری بین ملتها به افراد و مناطق میل دارد . جهانی شدن علاوه بر ایجاد شکافهای عمیق اقتصادی میان دو بخش غنی و فقیر جهان ، در قدرت سیاسی آنان نیز گسلهای بزرگی به وجود آورده است . تحلیل رفتن توان اقتصادی و سیاسی این دولتها در برابر فرآیند قطب ساز جهانی شدن ، موجب شده است تا آنان نتوانند قاطعانه به حل مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خود بپردازند . نظام سرمایه داری جهانی عملا” سعی دارد تا با مقررات زدایی از بازارهای مالی ، استقلال عمل و کارامدی خط مشهای اقتصادی را تضعیف نماید . به نظر طرفداران این نگرش ، آنچه مسلم است ، این است که صاحبان صنعت تکنولوژی حاضر نخواهند بود تا با انتقال تکنولوژی خود به جوامع در حال توسعه ، رشد اقتصادی این کشورها را تضمین نمایند . در حقیقت ، پیشرفتهای تکنولوژیک در نابرابری میان دولتها و سایر گروههاسهم بسزایی داشته است . به عنوان مثال ، پیشرفتهای تکنولوژیکی که در عرصه تسلیحات نظامی صورت گرفته است ، می رود تا تمرکز قدرت نظامی در جهان را در اختیار ایالات متحده آمریکا قرار دهد و این کشور را در سطح نظام بین المللی ، صاحب قدرت برتر نماید .

به هر ترتیب جهانی شدن نابرابریهای موجود بر سر منابع ، تواناییهای قدرت در خلق و یا نقض قوانین حاکم بر عرصه نظام بین المللی ، را تشدید خواهد نمود . میزان فقر و نابرابری بر آمده از فرآیند جهانی شدن به حدی است که حتی خود نهادهای بین المللی تکنوکرات نیز ( همچون صندوق بین المللی پول ) نسبت به عواقب سو, گسترش آن هشدارهایی جدی داده اند .

بر خلاف نگرش سیاه و سفید دو رهیافت قبلی ، دیدگاه سومی وجود دارد که با جهانی شدن ، برخوردی دوسویه دارد. براساس این رهیافت ، با این که جهانی شدن الزاما” موجبات رشد و توسعه را در تمامی کشورها فراهم می سازد ، اما فاصله گرفتن از آن را نیز امکان پذیر نمی داند . به گفته’ طرفداران این دیدگاه جهانی شدن در مناطق و کشورهای مختلف آثار و نتایج متفاوتی را در برداشته است . بر این اساس ، نحوه’ تنظیم خط مشیهای اقتصادی از سوی جوامع در حال توسعه ، نقشی اساسی در رشد و توسعه آنان خواهد داشت . این دیدگاه جهانی شدن را الزاما” موجد رفاه و ثروت در بین تمامی جوامع جهان نمی داند ، اما معتقد است که با تنظیم سیاستهای واقع بینانه و منطقی از سوی کشورهای در حال توسعه ، امکان توسعه یافتگی تحقق پذیر است . منطقه گرایی و روی آوردن به اتحادیه های تجاری و اقتصادی در سطح مناطق ، اصلی ترین توصیه ای است که از سوی این دیدگاه به کشورهای در حال توسعه می شود . به عبارت دیگر کشورهای در حال توسعه تنها از طریق ایجاد اتحادیه های منطقه ای می توانند توان رقابتی خود را تقویت نموده و خود را در برابر قدرتهای اقتصادی جهان ضربه پذیر نمایند . بهره سخن آن که بر اساس این رهیافت سوم ، فرآیند همگرایی ، توان با لقوه برای ایجاد منافع کلان برای کشورهای در حال توسعه را دارد ، اما وصول و تحقق این دستاوردهای بالقوه مستلزم مدیریت کارامد این فرآیند ـ چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ـ جهت کاهش هزینه های سازگاری و اجتماعی سیاستهای معطوف به همگرایی منسجم تر در اقتصاد جهانی است .

آینده جهانی شدن

واقعا” آینده’ جهانی شدن چیست ؟ ما باید چگونه تصویری از چشم انداز فرآیند جهانی شدن ترسیم نماییم ؟ آیا ما به راستی شاهد شکل گیری جهانی یکپارچه و بدون مرز با ارزشهای مشترک خواهیم بود ؟ یا این که همچنان جهان در حاکمیت فرهنگها و ارزشهای متمایز سیر خواهد نمود ؟ تا کنون دیدگاه های متفاوتی پیرامون این مساله ارائه شده است که متاسفانه بخش عمده ای از آنها ناشی از عرق فرهنگی و تمدنی کسانی است که به بیان این گونه دیدگاه ها می پردازند . ” هانتینگتون ” در بدبینانه ترین تصویری که ـ البته از نظر تمدنهای مشرق زمین ـ از آینده ارائه می دهد ، جهان را عرصه نزاع و برخورد دو دسته از تمدنها ـ در یک سو آمریکای شمالی و اروپای غربی و در سوی دیگر کشورهای اسلامی و کنفوسیوس ضد دمکراتیک ـ در نظر می گیرند . با این حال ” ادوارد سعید ” بر خلاف دیدگاه هانتیگتون که معتقد به جنگ میان تمدنها می باشد ، بر این باور است که جنگ نه در میان تمدنها بلکه در درون آنهاست . ادوارد سعید به چند دلیل ادعای هشدار آمیز هانتیگتون را در خصوص برخورد تمدنها رد میکند : نخست آن که ما هنوز بر سر تعاریفی که از مفاهیم داریم ، دچار اختلاف نظرهای جدی هستیم . بنا به استدلال وی ، ما همان گونه که در جهان اسلام از یک حقیقت واحد که مورد تایید و قبول همگان باشد بی بهره ایم ، در جهان غرب هم ، در رابطه با این که اساسا” آمریکای واقعی چیست ؟ مشکل تعریف داریم . آیا منظور از آمریکا همان بخش نیم کره غربی متعلق به اصولگرایان مسیحی اخلاق گرا است . یا این که صرفا” معنای محدودی داشته و تنها شامل اجتماعات همجنس باز ” سانفرانسیسکو” و ” نیویورک” می باشد؟ به اعتقاد وی ، همین مسئله به خوبی در جوامع مسلمان نیز مشاهده می شود . بسیاری از این کشورها همچون عربستان ، مصر ، لیبی ، ایران ، الجزایر و … تنها خود را یگانه مظهر جامعه اسلامی و یا اسلام اصیل میدانند .

دوم این که در درون هر یک از این تمدنها نغمه های جدیدی به گوش می رسد که عموما” حاکی از وجود یک شکاف رو به عمق میان دو نسل پیر و جوان بر سر حفظ یا تغییر ارزشهای حاکم و ایجاد تغییرات واقعی می باشد . سعید در ادامه ، چنین عنوان می کند که امروزه در جهان اسلام ، مساله اصلی ، تعیین مرز ” دار الاسلام ” و ” دار الکفر” نیست بلکه ارائه تعریفی واحد از اسلام و چگونگی عرضه آن به جهانیان می باشد .

از سوی دیگر ” جیمز روزه نا ” معتقد است که ما در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت “تمرکز گرا” و ” گریز از مرکز” می باشیم . در حالی که حرکت تمرکز گرا با تکیه بر فرآیند جهانی شدن ، قصد دارد تا با گشودن مرزهای ملی مجموعه ای از هنجارها ، عادات ، آداب و فعالیتهای مشترک مبتنی بر منافع همگانی را در جوامع مختلف پایه گزاری کند ؛ حرکت دیگری نیز در قالب ” محلی گرایی ” سعی دارد ، تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی کشور دهد . بنا به استدلال وی ، هر چند که ممکن است به ظاهر میان این دو جریان تناقض و تضادی جدی به چشم بخورد ، اما واقعیت این است که رابطه بین این دو حرکت رابطه ای علی و معلولی بوده هر گونه پیشرفت در فرآیند جهانی شدن ، موجبات توسعه فرآیند محلی کردن را فراهم می سازد . در حقیقت روزه نا هیچ گونه ناسازگاری میان جهانی شدن و محلی گرایی نمی بیند ، و دیدگاه ” واهمگرایی” وی دقیقا” دال بر این موضوع است . بر این اساس ، وی واگرایی و محلی گرایی را نه تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرآیند جهانی شدن نمی داند ، بلکه معتقد است که درنهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل ، محلی گرایی نیز در جهت انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می کند . این دقیقا” همان چیزی است که “ویکی راندال ” از آن به عنوان خاص ورزی در عین عام گرایی و عام ورزی در عین خاص گرایی یاد می کند . نکته ای که روزه نا بسیار روی آن تاکید دارد ، این است که جهانی شدن یک وضعیت گذار است ، نه یک وضعیت غایی . به عبارت دیگر جهانی شدن فی نفسه حاوی ارزشهای مشترک جهانی نیست ، بلکه این پدیده فرآیندی است که سعی دارد تا با ایجاد یکپارچگی جهانی زمینه ادغام جوامع در یکدیگر را فراهم سازد . بنابراین از نظر وی جهانی شدن در بدو امر فرآیندی از دگرگونیها و تغییرات است .

جهانی شدن و لباس

*** آیا روند جهانی شدن بر نوع لباس پوشیدن و انتخاب های مردم اثر گذار هست یا نه ، به طور خاص در ایران و فرهنگ ایرانی چه تاثیری داشته است ؟

یکی از مهمترین مقوله های که تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است پوشش لباس مردم و مد گرایی می باشد ، با اینکه این ، یک اثر ملموس و بصری ِ جهانی شدن می باشد ، در جامعه ایران مورد توجه چندانی قرار نگرفته است و جاهایی هم که گه گاه در مورد آن سخنی به میان آمده است به دلیل محدودیت هایی که در پوشش ایرانی با توجه دین و مذهب وجود دارد می باشد. حتی زمانی که بحث لباس ملی و مد در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شد ، نه به دلیل توجه به روند جهانی شدن و اثر رسانه های غربی بر نوع پوشش بلکه به دلیل محدودیت های دینی و منافاتی که با آن داشته ، بوده است.

ابتدا باید چند مفهوم کلیدی که در این مقاله در مورد آن ها حرف زده شده است را تعریف کرد:

1. فرهنگ

همه‌ی معناهای مختلف فرهنگ از واژه‌ی لاتینی Cultivate ریشه می‌گیرند. خود این واژه هم معناهای متعددی دارد كه كشت و زرع زمین و پرورش (زنبور عسل، ماهی، كرم ابریشم و …) از جمله‌ی آنهاست .فرهنگ نه چنان یک شیوه‌ی زندگی متمایزكننده‌ی انسان از حیوانات دیگر، بلکه یک شیوه‌ی زندگی جمعیتی معین و متمایزكننده‌ی گروه‌ها و اجتماع‌های مختلف از یكدیگر است. (گل محمدی ، 2005 )بنابراین می‌توانیم از فرهنگ یک جماعت، یک ملت، یک قبیله، یک گروه مذهبی و یا حتی یک قاره سخن بگوییم. از این منظر، هر فرد خاص محصول فرهنگی خاص است كه در آن زندگی می‌كند و امروزه این زندگی تنها در بعد مکانی معنا نمی یابد بلکه بعد مجازی ای هم یافته است که به وسیله گسترش ارتباطات از طریق رسانه ها تقویت می شود. به عقیده گلنر[1][1][1] یک اجتماع بخشی از جمعیت یک نوع (انسان) است كه هر چند با همنوع‌های خود در خصوصیات منتقل شده به صورت ژنتیكی شریك هستند، اما به واسطه‌ی برخی ویژگی‌های اضافی از آن جمعیت گسترده‌تر متمایز می‌شوند.فرهنگ به شیوه زندگی اعضا یک جامعه معین – عادات و رسوم آنها ، همراه با کالاهای مادی که تولید می کنند- مربوط می شود ( گیدنز ، 56:1989 ) و با توجه به این تعریف لباس هم جزیی از آداب و رسوم می باشد و هم اینکه در بخش تولید کالای مادی جای می گیرد .

2. لباس

انسان های اولیه از برگ و پوست حیوانات و ..برای پوشاندن تن خود و همچنین حفاظت در برابر سرما و گرما استفاده می کردند . به مرور زمان از آنجایی که ذوق هنری و زیبایی شناسی انسان بر خیلی از اجزاء پیرامونی اش موثر بوده است پوشش و لباس نیز از این امر مبرا نبوده و نقش این زیبایی شناختی و هنر، تجلی گاهش لباسی شد که همیشه همراه انسان بود .

آب و هوا ، کار و پیشه و جنگ و تحولات اجتماعی از عوامل موثر در لباس بوده است ( مشیر پور 17:1345) . به غیر از این عناصر نقش مراسم سنتی و فرهنگی نظیر مناسک مذهبی ، جشن ها و سوگواری ها در نوع و شکل و حتی رنگ پوشاک نیز ، بی تاثیر نیست ( متین ،12:1383)

بشر در زندگی اجتماعی خود ، به منظور ایجاد ارتباط و رساندن پیام دلخواه از ” نشانه ” هایی استفاده می کند .یکی از مشهود ترین این نشانه ها پوشاک است که زبان خاص خود را دارد و از ابزار های کارآمد و موثر در پیشبرد هر گونه هویت سازی و هویت پردازی می باشد ( متین ،47:1383)

هویت به عنوان یک مفهوم ارتباطی که وسیله ای برای شناخت تشابه ها و تفاوت ها است ، به ریشه های زندگی و روش ها و منش ها که با آنها زندگی می کنیم گره خورده است (عاملی ،44:1383) لباس در این متن می شود نمود بصری از هویت فرد .

هر فرد با توجه به نوع بینش و تفکر خود پوششی را می پسندد ، سلیقه ها متفاوت است . به مرور زمان این امر بیشتر نمود یافت ، بدین معنا که هر صنف ، گروه و طبقه با توجه به بینش و تفکر برای خود تیپ خاصی پیدا کردند . لباس نمودی از فرهنگ فرد شد.

حالا دیگر هدف از پوشش لباس تنها حفاظت نیست بلکه به غیر از بعد زیبایی نشانگر شخصیت و هویت افراد هم می باشد و به نوعی می توان گفت طبقه اجتماعی ، قدرت و نفوذ افراد را با زبان فصیح و شیوا پوشاک می توان فهمید .

3. مد و مد گرایی

مد امری پویا و مبتکرانه است و معمولا سبك‌هایی را از فرهنگ‌های گوناگون وام می‌گیرد در گذشته این گونه بوده است که طبقات متمول مد را ایجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقلید می کرد.طبقات ثروتمند برای اینکه تفکیکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغییر و تحول مد بودند.”به عقیده زیمل : مد هم میل به گرد هم آمدن و اجتماع با دیگران را ارضاء می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را “( استوتزل،285:1354)

در نگاهی بدبینانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه یافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه.

ایران هم در این میان به عنوان کشوری درحال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه یافته تقلید می کند، در عرصه مد هم به تقلید از این کشورها می پردازد.

با توجه به تعاریف ارائه داده شده لباس جزئی از فرهنگ می باشد ، مدی که رواج می یابد می تواند نمودی از فرهنگ باشد حال خودی یا غیر خودی .

جهانی شدن ـ كه جهانی شدن فرهنگی جزء اصلی و جدایی‌ناپذیر آن است ـ نوعی فرایند و تحول دیالكتیكی را سبب می‌شود. در این بین جایگاه کشورهای مختلف متفاوت است (گل محمدی ، 2005)، برخی فرهنگ‌ها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی با فرهنگ‌های دیگر مستحیل می‌شوند. برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستیزآمیز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ می‌كنند. شماری از فرهنگ‌ها به همزیستی مسالمت‌آمیز تن می‌دهند و تعدادی هم گفت‌وگو و تبادل فرهنگ را گریزناپذیر می‌دانند.

در برخی از کشور ها افراد دائما در حال قرض گرفتن و تقلید هستند ، نوع پوشش و لباس آنها را تنها شیوه غربی و به بیانی امریکایی شدن در بر گرفته است و برخی با وجود همه سختی هایی که فرهنگ کهن دارد به آن چسبیده و آن را رها نمی کنند .نوع خاص پوشش هایی که در قبایل وجود دارد با همه سختی و مشکل بودن هنوز پابند آن هستند . در این بین حالت میانه ای نیز وجود دارد که ترکیبی می باشد مثلا مدل و نوع آن را از یک فرهنگ دیگر می گیرند و با فرهنگ خود ترکیب می کنند . مثل ابریشم بافی های روسری های ایتالیایی که با زر بافی و نقش ترمه فرهنگ ایرانی ترکیب شده و مدل جدیدی را به وجود آورده است

عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضعگیری ها بی تاثیر نیست . البته تنها داشتن قدمت تاریخی و اجتماعی کافی نیست . فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد اگر همراه با شناخت و خود آگاهی نباشد اهمیتی ندارد .” ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است “( ساروخانی ،29:1382) در نتیجه ، رشد ارتباط اجتماعی برای تعالی و شکوفایی فرهنگ لازم است.

فرایند جهانی شدن ، از طریق یک شبکه ارتباطی جهان گستر و یک حوزه عمومی مجازی ناشی از آن ، فضا ها و امکان های جدیدی برای نقد تعریف رسمی از هویت ملی و باز تعریف آن و تقویت خود آگاهی هویتی بدیل فراهم می کند ( گل محمدی 80:1383) . حال اگر فرد در جریان این فرایند از یک طرف با عناصر فرهنگی و هویت خود کمتر مواجه شود و از سوی دیگر با سیلی از تعاریف جالب و بسیط فرهنگ دیگری مواجه شود ، خود آگاهی اش نسبت به فرهنگ خودی کم می شود و انتخاب دیگری نه به دلیل مقایسه بلکه به دلیل فزونی تعاریف است .

تهاجم فرهنگی و زیر پا گذاشتن هر آنچه قدیمی و مربوط به فرهنگ کهن می باشد محصول همین نداشتن خودآگاهی و شناخت است .

به طور خاص در ایران که از یک طرف دارای فرهنگی کهن و اصیل می باشد و از طرفی دیگر آگاهی نسبت به این فرهنگ کم می باشد باعث شده امروزه تنها یک نام از آن فرهنگی که همه آن را اصیل می دانند باقی بماند .

خانم پریدخت عابدی نژاد یکی از طراحان لباس در ایران در مورد همین موضوع می گوید:” طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ایرانی است اما مسئله اینجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.قومیتهای مختلفی در ایران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسیار متنوعی دارند، اما این الگوهای پوششی را ابتدا غربیها کشف کرده اند و این کشف آنها بود که توجه ما را جلب کرده است “

مثلا در بعد لباس ، پارچه هایی با بافت درشت از قدیم در ایران وجود داشته است( مثل کرباس ) ولی نسل جوان آن را نمی پسندد تا اینکه این نوع پارچه بافی در غرب رواج می یابد و در مرحله بعد که وارد ایران می شود توسط همین نسل جوان مورد توجه قرار می گیرد.

عنصر مهم در مد تبلیغ و همه گیر کردن آن است که رسانه های غربی در این زمینه خیلی موفق بوده اند و دوباره بحث بازمی گردد به ارتباطات ، سرعت و تکنولوژی هایی که استفاده می شود . هر قدر صاحبان صنایع ریز بینانه تر و غیر مستقیم به این موضوع نگاه کنند اثر بخشی آن بالا تر می رود .به نظر من رمز توجه جوانان به مد ها و طرح لباس های غربی به چند عامل اصلی باز می گردد:

1. مهمترین و اولین موضوع همان نحوه ارائه آن می باشد .وقتی لباسی تحت عنوان لباس ملی و اجباری مطرح می شود ، هر اندازه هم که منطبق با فرهنگ اصیل ایرانی باشد نوعی موضع گیری در پی دارد .

2. تبلیغ درون گروهی : علاوه بر رسانه ، دیدن و رواج یافتن دو عنصر متاثر از همدیگر هستند مد و طرح های لباس به طور مستقیم تبلیغ نمی شوند بلکه با دیدن بر تن دیگران است که رواج می یابند و این اثر گذاری زمانی که لباس بر تن یک شخص مهم ، ستاره و قهرمان باشد چندین برابر می شود .

3. بر چسب زنی : برای تمیز خود از دیگری ، در راستای خواست خود بیان گری و کمتر در راستای خود آگاه گری و نیز در پاسخ به تعلق داشتن به یک خرده فرهنگ و یا مجموعه ای از خرده فرهنگ ها به کار می رود .(کلارک ،2005) در اینجاست که دیگر لباسی که علامت NIKE دارد تنها به خاطر پوشش و کفیت خریداری نمی شود ، بلکه لباس می شود بیان و برچسب سبک زندگی نوع تفکر و اندیشه .

4. میزان دسترسی و قیمت : وقتی در جهان امروز که اقتصاد جهانی شکل گرفته ، افراد خیلی راحت به مدل های غربی دسترسی دارند که از کیفیت بالایی هم بر خوردار می باشند دلیلی ندارد که به مدل های ایرانی که قیمت های هنگفت و میزان دسترسی پایین هم دارند روی بیاورند .

نکته جالب این است محصولات با کفیت بالای ایرانی نیز نام هایی خارجی استفاده می کنند: پوشاک ال‌سی‌من (LC MAN)[2][2][2] از جمله این تولیدی‌هاست.

امروزه با به وجود آمدن شرکت های چند ملیتی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته روز محصولاتی تولید و در سطح جهان توزیع می شوند که دسترسی را بر همگان آسوده کرده اند . مثلا جین یکی از این بزرگترین تولید کنند گان می باشد .

سیال و متغیر بودن فرهنگ دال بر این است كه فرهنگ‌ها ساخته می‌شوند. به بیان دیگر فرهنگ‌ها به واسطه‌ی قرض گرفتن، تركیب، بازكشف و باز تفسیر کردن در جریان كنش‌ها و اندركنش‌های افراد و گروه‌ها ساخته می‌شوند.

فرهنگ پذیری ، پدیده ای مهم در جامعه مدرن است . وقتی فرهنگ ها در هم آمیخته می شوند مردم برخی از ویژگی های فرهنگی را از فرهنگ غیر و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می کنند اگر اثرات فرهنگ ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات ، فشار روانی ایجاد می کند (هری.س،117:1383) یکی از عناصر که بر مدل های لباس و نحوه پوشش مردم ایران خیلی موثر است . دین و اجباری بودن برخی از محدودیت های پوشش است . که همین به نوعی بر جهانی – محلی شدن مدل ها اثر بخش بوده و همچنین تنوع و خلاقیت خاصی را ه به وجود آورده است .

فشار دولت و حکومت بر نحوه پوشش به خصوص در مورد خانم ها باعث شده مدل های غربی تحت لوای خاصی تجلی پیدا کنند . فرد مد جدید را از فرهنگ غربی می گیرد و با وجود تناقضاتی که در فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی وجود دارد تغییراتی در آن ایجاد می کند تا هم فشار روانی را کاهش دهد و هم از این مد استفاده کند .

فرهنگ مدام در حال تغییر است و فرهنگی دوام می آورد که کا رآمد باشد به طوری که با مرور زمان و نا کارآمدی آن سنت ها شکسته می شوند و نوعی دیگر بروز می کنند . البته با همه کارآمدی این نکته به خصوص در مورد لباس نباید فراموش کرد که انسان موجودی تنوع طلب است و همیشه در جستجوی تازه ها می باشد .

جان تاملینسون عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری قرار می دهد که آن را ” سیاق فرهنگی ” می نامد . به گفته وی ” جهانی شدن شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده از پیوند های متقابل و وابستگی های متقابل است که وجه مشخصه ی زندگی اجتماعی مدرن به شمار می رود.” در این دیدگاه فرهنگ را مجموعه راه هایی می داند که در آنها مردم به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر ، به زندگی خود معنا بخشند . با وجود رسانه ها روند این ارتباطات سرعت می یابد .

نکته مهم این است که در جریان این ارتباط متقابل آنکه قدرت بیشتری داشته باشد پیروز است و مباحت امپریالیسم و به ویژه امپریالیسم فرهنگی در این جا مطرح می شود . ولی از دهه هفتاد به بعد با تغییرات تکنولوژیک و ارتباطاتی ، دنیا به سمت تکثر و فزونی رسانه ها در حال حرکت است و راه های آگاهی ، شناخت و بازتولید فرهنگی زیاد شده است به گونه ای که نوعی وارونگی امپریالیسم [3][3][3] در حال شکل گیری است . و در نگاهی خوشبینانه در آینده تعامل فرهنگی جایگزین سلطه فرهنگی خواهد شد .

با مطالعه تاریخ لباس در جهان به وضوح می توان درک کرد هر کجا که تقابل فرهنگی روی داده است در پی آن تغییراتی در لباس و پوشش هم به وجود آمده است . البته این تغییرات در کشوری که ضعیف تر بوده بیشتر نمود یافته است .زمانی که اعراب مسلمان تمامی خاورمیانه و شرق اروپا و شمال افریقا را تسخیر کردند ، زمانی که روم دنیا را تسخیر کرد و یا زمانی که قدرت در دست فرانسه بود که مدل های فرانسوی رواج زیادی یافت . پس از جنگ جهانی دوم لباس های امریکایی .(کاکس و دیگران ،1888)و در دنیای امروز هم این روند ادامه دارد ولی نه از طریق تسخیر و جنگ و به طور مستقیم سلطه یافتن بلکه ، رشد فناوری‌های رسانه‌ای موجب شده است امواج رسانه‌ای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردند و مخاطبان سراسر جهان را همواره در معرض پیام‌های فرهنگی متعارض قرار دهند. ( شاه محمدی ) از طریق جنگ رسانه ای و توسعه ارتباطات . کسی پیروز است که خود را بیشتر بازنمایی کند و آنکه در این عرصه ضعیف است به مرور زمان از یاد می رود .وقتی در گذشته فقط مراکز شهر ها هستند که پذیرنده فرهنگ هجوم و سلطه اند . به گونه ای که حتی در حومه شهر ها اغلب سنت ها محفوظ می ماند (میر غفوری ، 171:1373) امروزه با گسترش ارتباط دیگر جغرافیا و مکان از لحاظ مسافت عامل عدم تغییر نیست .دور ترین نقاط هم می تواند از ایت روند تاثیر بپذیرد .

در دنیای امروز که ارتباطات تا این حد گسترش یافته است ، نمی توان از رواج مدل های غربی در جامعه خودداری کرد – البته نفس این عمل یعنی خودداری کردن اشتباه می باشد – به شرطی که این انتخاب توام با مقایسه باشد . یعنی افراد ابتدا به سنت ها و روش های خود آگاه باشند و بعد در مقام مقایسه ، فرهنگ و لباسی را برتر بدانند . به عبارتی هویت و فرهنگ و آداب و رسوم خود( ایرانی ) نیز در این بریکولاژ[4][4][4] فرهنگی جایگاهی داشته باشد .یک بریکولاژ دائمی فرهنگی در اثر زیاد شدن ارتباطات فیزیکی و الکترونیکی به وجود آمده است (کوثری 143:1383)

به نظر نویسنده مقاله به غیر از تبلیغ خوب و دسترسی آسان به مدل های غربی ، ندادن تعریف روشن و شفاف از فرهنگ و زیبایی طرح های لباس های ایرانی از یک طرف و به روز نکردن و استفاده طرح های سنتی در مد های روز از سوی دیگر در انتخاب و رجحان دادن مدل های غربی موثر است.

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد دنیا به سمت سهل انگاری و آسودگی در حال حرکت است و چیزی باقی می ماند که آسان تر و راحت تر باشد . به معنا دیگر یعنی بشر یه سویی سوق می یابد که از لحاظ عقلی ، راحتی را در آن ببیند .

در انتها می توان نتیجه گرفت ورود مدل های جدید به جامعه اشتباه نیست به شرطی که آگاهانه و کنترل شده باشد و از سوی دیگر موجبات فراموشی کامل فرهنگ کهن پوشش و لباس ایرانی را فراهم نکند .

می توان با گرفتن مدل ها ترکیب و استفاده از سبک و طرح قدیمی طرحی نو زد.

همانطور که کشور های توسعه یافته در جهت بازتولید فرهنگ پوشش و لباس خود گام بر می دارند و حتی گاه با جستجو در فرهنگ های جهان سوم و یافتن مدل های ناب و زیبا آن ها را با نام خود باز تولید می کنند و به همان جوامع تحویل می دهند ، جای کار دارد که ایران خود به تحقیقی عظیم دست بزند و با تولید انبوه و دوباره ، هم نیاز جامعه خود را تامین کند و هم در جهت توسعه آن به کشور های غربی گام بردارد و در این روند جهانی شدن ، رشد رسانه ها و ارتباطات از عرصه رقابت عقب نماند.

منابع :

استوتزل ، ژان (1354.)روان شناسی اجتماعی، ترجمه دکتر علی محمد کاردان ، تهران : دانشگاه تهران

ساروخانی ، باقر ( 1382) جامعه شناسی ارتباطات ، تهران : انتشارات اطلاعات

شاه محمدی ،عبدالرضا، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال11،اقتباس از: سایت باشگاه اندیشه

شریعت پناهی ف سید حسام الدین (1372) اروپائیان و لباس ایرانیان ، تهران : نشر قومس

عاملی ، سعید رضا (1383) دو جهانی شدن ها و آینده هویت های هم زمان ، هویت ملی و جهانی شدن، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

کاکس، ویل . ترنر ، روت ( 1888) تاریخ لباس ، ترجمه شیرین بزرگمهر ، چاپ سوم ، تهران : نشر توس

کلارک،لین اسکافیلد(2005) ظهور برچسب ِ شیوه زندگی دینی ؛مجلات مد ،مهمانی های بهانگرا ،موسیقی مردم پسند مسلمانان ، همایش دین و رسانه

کوثری ، مسعود (1383) جهانی شدن ، هویت و بریکولاژ فرهنگی ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

گل محمدی ، احمد ( 1383)گفتمان های هویت ساز در عصر جهانی شدن ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران : موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

گل محمدی ، احمد (2005) فرهنگی شدن جهان ، http://ayandehnegar.org

گیدنز، آنتونی (1989) جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری ، چاپ سیزدهم ،تهران :نشر نی

متین ، پیمان (1383)پوشاک هویت قومی و ملی ،مطالعات ملی،شماره3

متین ، پیمان ( 1383) پوشاک ایرانیان – از ایران چه می دانم ؟ ، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی تهران

مشیر پور ، میر محمد (1345) تاریخ تحول لباس در ایران از آغاز تا اسلام ، انتشارات زوار و پسران، مشهد

هری .س . تری یاندیس (1383) فرهنگ و رفتار اجتماعی ، ترجمه نصرت فتی ،تهران : نشر رسانش

بیان مسئله

امروزه در جهان، تکنولوژی ارتباطات چنان گسترش یافته که به جرأت می توان گفت هیچ بشری روی کره خاکی نمی توان یافت که یک روز از این تکنولوژی استفاده نکند و انسان ها با بهره گرفتن از اطلاعات از وسایل نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامه، ماهواره و … می روند تا فلسفه دهکده جهانی مارشال مک لوهان را هر چه زودتر به تحقیق برسانند. او معتقد بود که با رشد سریع الکترونیک به ویژه تلویزیون جهان را یک گستره ی عظیم ارتباطی فرا می گیرد و افکار جهان همه به سمت یک نوع تفکر و فرهنگ پیش خواهد رفت و جامعه جهانی حکم یک دهکده ی جهانی را خواهد یافت.

از جمله نشانه های تأثیرات فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای تحقق چنین مهیا کرده است. در واقع استفاده گستره از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی افراد جوامع مختلف می شود. و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدهای غالبی را ندارد، می شود.

جریان جهانی شدن که در واقع یک پروسه هدایت شده و از پیش برنامه ریزی شده از سوی غرب است به دلیل برتری اقتصادی و تکنولوژی درصدد نفوذ در درون مرزهای ملی تمام نظام های جهان است. در مواجهه با این جریانات عده ای ساده انگارانه بر این باورند که حقیقت جهانی شدن، به عنوان یک فرایند تاریخی و طبیعی است و هر گز ارتباطی با فراگیر شدن نظام سرمایه داری غرب در سطح دنیا ندارد با گسترش شبکه های ارتباطی جهانی و افزایش کانال تلویزیونی و بین المللی مردم به آسانی می توانند از حوادث و رویدادهای جهانی مطلع گردند. از سویی دیگر معتقدند یکسان سازی فرهنگ حاکم بر جهان نقطه اصلی جهانی شدن در عرصه فرهنگ است، زیرا جریان مدرنیته و پست مدرنیته در حقیقت مبتنی بر فرهنگ است.

از جمله نشانه های تأثیرات جهانی شدن فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای چنین امری به شدت آماده کرده است در واقع استفاده ی گسترده از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی ظاهری افراد جوامع مختلف می شود و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدل های غالبی را ندارند، می شود.

از دیدگاه جامعه شناسان مد عبارتست از :

از انحاء بالنسبه زودگذر نقش در مورد آرایش شخصی طرز گفتار و بسیار دیگری از رفتارها. مد از آن حیث از سلیقه های شخصی متفاوت است که تا حد معین افراد را به اجبار به جانب همگونی (Confor mity) سوق می دهد. گو این که این اجبار معمولاً جنبه اخلاقی و مذهبی ندارد و در واقع اجباری است که مد اعمال می کند منبعث از قبول آن توسط اشخاص بسیار به عنوان چیزی است که باید انجام داد. مد لباس بانوان نشان دهنده این موضوع است.

جا دارد که موضوع مد را از دیدگاه جامعه شناسی در دو مقوله ی جامعه پذیری و فرهنگ پذیری تعریف و بررسی نماییم.

جامعه پذیری یک روند اکتسابی و آموختنی است که طی آن فرد با الگوها، ارزش ها و هنجارهای جامعه ی خویش آشنا می گردد.

هدف های بنیادی جامعه پذیری را می توان چنین خلاصه کرد:

1) شخص باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.

2) انسان باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.

3) انسان باید توانایی این را پیدا کند که با دیگران ارتباط برقرار کند.

4) فرد باید ارزش ها، باورهای بنیادی جامعه را ملکه ی ذهن خود سازد.

اما فرهنگ پذیری فرایندی است که توسط آن فرهنگ از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی منتقل می گردد. هر نسلی فرهنگ را برای خویش می آموزد و سپس آن را همراه با تغییراتی که در عصر خود حاصل شد به نسل خلف خود می آموزد.

فرهنگ پذیری در واقع مقوله ای است که فرد به صورت عمیق و گسترده با فرهنگ حاکم بر جامعه عجین می شود.

با توجه به اهداف و تعاریفی که از جامعه پذیری و فرهنگ پذیری ارائه شده این نتیجه را می توانیم بگیریم که این دو در یک جامعه همراه یک دیگر هستند.

این در فرآیندهای نسبی ای هستند و نمی توانیم به طور مطلق بگوییم علت اساسی مدگرایی هستند. اما البته موانعی نظیر معلولیت های جسمانی و سنگین اعتقادات سنتی و اسرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم توانایی در بدست آوردن پایگاه و نقش های اجتماعی آن ها را می پذیرد زیرا مد سریعاً با ایجاد جذابیت به دلیل عدم هم سویی دایمی با دیگران نیازهای ارضاء نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند.

راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم هم سویی دائمی با دیگران نیازها نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته نیز بازخورد منفی ایجاد می نماید و انسان سطحی نگر راه در تعارض با نظام اجتماعی و غرب نموده و تنش های اجتماعی ایجاد می کند، که می تواند گرایش کمی افراد به سمت مد را ایجاد نماید.

در تحقیقات علوم اجتماعی میان دو اصطلاح «مساله ی اجتماعی» و «مشکل اجتماعی» وجود افتراقی وجود دارد. اساسی ترین وجه امتیاز این است که اگر یک پدیده مبتلا به کمتر از 3% افراد جامعه باشد آن را مشکل اجتماعی می گوییم اما این میزان 3% و یا بیشتر افراد جامعه را شامل شود به دلیل فراگیری و تسری تبدیل به یک «مسئله اجتماعی» می شود.

از آن جایی که واضح است که مدگرایی در جامعه ی ما تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است در بحث جهت دست یابی به راه حل ها برای این مسئله بررسی نگرش دانشجویان نسبت به تأثیر وسایل ارتباط جمعی مورد نظر قرار گرفته است.

در این کندوکاو دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی که در مقطع کارشناسی در رشته ی جامعه شناسی مشغول به تحصیل هستند، به سؤالات پرسش نامه پاسخ می گویند. اما سؤال اساسی که منجر به شروع کار تحقیقی گردید این است که :

آیا جهانی شدن ارتباطات بر روی مد و مدگرایی افراد تأثیرگذار است؟

اهمیت موضوع

ارتباطات یکی از شیوه ها و روش های مؤثر و مناسب در زندگی اجتماعی اقتصادی و سیاسی به شمار می آید و نمی توان نقش ارتباطات را در توسعه جوامع مختلف امر ساده ای تلقی نمود، آنچه به صورت یک پدیده متحول در جهان بشری نمود عینی یافته و همه ی کنش های اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده پدیده ای است به نام شبکه ی ارتباطات بشری که از بدو تولد تا امروز گسترش یافته است.

امروزه این شبکه ارتباطی با دانمه و برد وسیع تری تمام ابعاد و وجوه زندگی فرهنگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده یکی از بارزترین ابعادی که تحت تأثیر شدید ارتباطات جهانی قرار گرفته مسئله مد و مدگرایی است این پدیده که امروزه در جامعه ی ما به نوعی یک مسئله اجتماعی تلقی می شود، ضرورت این امر را فراهم آورده که به عنوان یک تحقیق عینی مورد نمود و بررسی قرار گرفته.

ضرورت تحقیق

اگر بخواهیم با نگاه عرف فرهنگی خودمان مد و مدگرایی را بررسی کنیم، خواهیم دید که مد و نوآوری از نظر پوشش مسئله ی فرهنگی کلانی در نگاه اول تلقی می گردد. شاید از نگاه برخی مد و نوآوری یک امر طبیعی و عادی تلقی شود. اما نگاه غالب در جامعه ما نسبت به چنین پدیده ای، متمایل به نگرش های آسیب شناختی می باشد، که درصدد حذف چنین پدیده ای از فرهنگ حاکم بر جامعه است. با توجه به چنین وضعیتی ضرورت دارد که مسئله مد و مدگرایی بررسی شود و جنبه های مثبت و منفی آن شناخته شود.

غالباً در جامعه ما مد و مدگرایی که یک امر منفی تلقی می شود و دارای بار منفی می باشد که هر چند شاید این پدیده دارای بار مثبتی نیز باشد. اما نگرش منفی بر آن حاکم است.

همین نگرش منفی موجب آن شده که ابعاد مثبت آن در هاله ای از ابهام و هم چنین شک و تردید قرار گیرد.

اهداف تحقیق

در این تحقیق سعی مان بر این است یکی از ابعاد اساسی جهانی شدن یعنی جهانی شدن ارتباطات و ارتباط آن با مد و مدگرایی را در بین دانشجویان که در واقع طیف مناسبی برای این کار می باشند، مورد بررسی قرار دهیم. هدف اصلی از این تحقیق این است که با یک رویکرد کاربردی بتوانیم جنبه های آسیب زای چنین مسئله ای را بشکافیم، و در نهایت به پرسش های آغازین خود که ذیلاً به آن ها اشاره خواهد شد پاسخ گوییم.

– آیا جهانی شدن ارتباطات تأثیر یک سویه فقط از جانب کشورهای غربی دارد؟

– آیا جهانی شدن ارتباطات بر نحوه ی پوشش و مدگرایی تأثیرگذار است؟

– آیا بروز پدیده ی مد و مدگرایی با توجه به فضای اجتماعی حاکم بر جامعه بیشتر در بین دختران شایع است یا پسران؟

– آیا مد و مدگرایی همسان با ارزش های حاکم بر جامعه است؟

تحدید موضوع

در این تحقیق اصل تحدید موضوع ایجاب می کند که جهانی شدن ارتباطات با توجه به مؤلفه هایی هم چون تلویزیون، ماهواره، اینترنت و …. مورد بررسی قرار گیرد. و ارتباط آن با نحوه ی پوشش و مد و مدگرایی در بین دانشجویان (دختر و پسر) مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشکده روان شناسی و علوم اجتماعی در بهار سال 1387


تعاریف مفاهیم

تعریف برخی از مفاهیم به کار رفته در این تحقیق به شرح زیر است:

1- مد:

منظور از مد در این تحقیق شیوه های لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت در مردان و زنان است که برهه هایی از زمان در تعداد زیادی از افراد به یک نوع دیده می شود به نحوی که اغلب افراد جامعه هنگام رویت این مظاهر به آن لفظ مدگرایی را اطلاق می کنند.

2- دانشجو:

منظور از دانشجو در این جا پاسخ گویانی می باشند که در زمان تحقیق در رشته ی علوم اجتماعی مشغول به تحصیل بوده اند.

3- وسایل ارتباط جمعی:

منظور از وسایل ارتباط جمعی چهار وسیله : رادیو – تلویزیون – نشریات و سینما می باشد.

4- جهان بینی الهی:

منظور از جهان بینی الهی کلیه ادیان شناخته شده الهی هستند. مانند : اسلام ، مسیحیت و یهود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *