بررسی نقش رسانه ها در تعلیم و تربیت

رسانه های مكتوب مانند كتب و مجلات و روزنامه ها بعد از اختراع صنعت چاپ و خط پا به عرصه وجود نهادند و با گذشت زمان وسعت آنها رو به افزایش نهاده است این رسانه ها ابتدا در جهان اسلام با كیفیت هر چه بیشتر و بهتر ظهور كرد ولی متاسفانه باگذشت زمان از كیفیت آنها كاسته شده است ولی همین رسانه ها در جهان غرب و اروپا از غنای علمی برخوردار است كه نشأت گرفته ا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 844 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 148

بررسی نقش رسانه ها در تعلیم و تربیت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : كلیات

چكیده.2

مقدمه 3

1-1بیان مسئله……………………………………………………….. ..4

1-2اهمیت پژوهش………………..……………………………………….5

1-3اهداف پژوهش. ………………………………………………………..6

1-4سوالات پژوهش………………………………………………………. 8

1-5تعریف مفاهیم……………………………………………………………8

1-6تعریف رسانه هاو انواع رسانه ها. ………………………………………….9

1-7مقایسه رسانه های ارتباط جمعی بایکدیگر در ارتباط با مخاطبان ……………….10

1-8تعاریف مختلف ازرسانه های آموزشی توسط دانشمندان………………………. 10

1-9رسانه های ارتباط جمعی وجامعه…………………………………………..11

1-10رسانه های ارتباط جمعی و قشر بندی اجتماعی و توسعه فرهنگی………………12

1-11توزیع رسانه های ارتباط جمعی در جهان…………………………………..14

1-12رسانه های ارتباط جمعی…………………………………………………15.

1-13انواع رسانه های ارتباط جمعی به روش دیگر………………………………..15

1-14ارتباط جمعی یا عمومی…………………………………………………..15

فصل دوم:

2-1تاریخچه رسانه ها……………………………………………………….18

2-2پیدایش سینما،رادیو و تلویزیون………………………………………….20

2-3تاریخچه پیدایش روزنامه ها………………………………………………………27

2-4سینما ،پیدایی و نظور آن………………………………………………………….34

2-5تئاتر و مخاطبان…………………………………………………………………..37

2-6تئاتر در شرق……………………………………………………………………..38

2-7تئاتر در قبل از اسلام………………………………………………………………39

2-8تئاتر پس از اسلام………………………………………………………………….40

2-9پژوهش در ارتباطات……………………………………………………………45

2-10صدا و سیما و تعلیم و تربیت……………………………………………………57

2-11نقش رسانه های ملی در کشور های همسایه ایران……………………………..59

2-12نقش رسانه های غرب در تعلیم و تربیت………………………………………..61

2-13نقش رسانه های ملی در جهان…………………………………………………..64

2-14خلاصه ای از رسانه های آموزشی در ایران و جهان……………………………65

2-15تئوریهای وسایل ارتباط جمعی یا رسانه ها……………………………………….66

2-16مکتب مارکسیسم کلاسیک………………………………………………………..67

2-17نظریه ی اقتصاد سیاسی رسانه ها…………………………………………………67

2-18مطالعات فرهنگی توده……………………………………………………………68

2-19مکتب فرانکفورت………………………………………………………………..69

2-20نظریه های مربوط به مخاطبان رسانه ها:نظریه ی استحکام………………………69

2-21نظریه ی دو مرحله ای رسانه ها…………………………………………………70

2-22نظریه ی تزریقی رسانه ها…………………………………………………………..70

2-23نظریه ی برجسته سازی رسانه ها……………………………………………………70

2-24نظریه ی نیاز جویی رسانه ها……………………………………………………….70

2-25نظریه ی وابستگی مخاطبان…………………………………………………………. 71

2-26نظریه ی موزاییکی رسانه ها…………………………………………………………..71

2-27نظریه ی سیستمی……………………………………………………………………..71

2-28دیدگاههای پیشگامان رسانه ها……………………………………………………….. 74

2-29دیدگاه دیویدرایز من……………………………………………………………………75

2-30دیدگاه مارشال مک لوهان…………………………………………………………….76

2-31وظایف رسانه ها……………………………………………………………………..76

2-32نقش تفریحی رسانه ها……………………………………………………………….77

2-33نقش های خبری رسانه ها……………………………………………………………77

2-34نقش های همگن سازی رسانه ها…………………………………………………….78

2-35نقش آگاه سازی رسانه ها……………………………………………………………. 78

2-36نقش تعلق اجتماعی رسانه ها……………………………………………………………….78

2-37دیدگاه های افراطی رسانه ها………………………………………………………….79

فصل سوم : روش تحقیق

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها

4-1تلویزیون……………………………………………………………………………….84

4-2یونسکو و رادیو و تلویزیون…………………………………………………………..85

4-3نقش رادیو و تلویزیون در آموزش…………………………………………………….86

4-4تاثیر تلویزیون بر خانواده ……………………………………………………………….87

4-5استفاده از تلویزیون در آموزش و پرورش……………………………………………..88

4-6نقش آموزشی تلویزیون…………………………………………………………………..89

4-7تحقیق یک ایرانی درباره رادیو و تلویزیون و نقش تربیتی آن ها……………………….91

4-8اینترنت(ویژگی ها ، کارکردها،مزایا)……………………………………………………..92

4-9معایب اینترنت……………………………………………………………………………..94

4-10موقعیت ایران و ملل در حال توسعه در شبکه اینترنت………………………………..94

4-11نقش اینترنت در تعلیم و تربیت…………………………………………………………..95

4-12نقش اینترنت در دنیای نوجوانان……………………………………………………………98

4-13نقش تلفن همراه در تعلیم و تربیت……………………………………………………..101

4-14تلفن همراه در مدارس ایران……………………………………………………………..101

4-15فرهنگ سازی استفاده از تلفن همراه توسط آموزش و

پرورش……………………………………………………………………………………103

4-16یادگیری از طریق تلفن همراه…………………………………………………………..106

4-17رویکرد های یادگیری مبتنی بر تلفن همراه…………………………………………..107

4-18منظور از یادگیری تلفن همراه چیست؟……………………………………………….108

4-19از تلفن همراه چه چیزی میتوانیم یاد بگیریم؟…………………………………………108

4-20برخی مزیت ها و محدودیت ها ی یادگیری تلفن همراه………………………………109

4-21نتیجه گیری دربا ره تلفن همراه……………………………………………………109

4-22ماهواره چیست؟……………………………………………………………………111

4-23نحوه کار ماهواره ارتباطی……………………………………………………………111

4-24تاریخچه ، مزایا و معایب ماهواره………………………………………………………114

4-25موقعیت ایران و ملل در حال توسعه در استفاده از ماهواره………………………….115

4-26آموزش از طریق ماهواره و تجربه های جهانی………………………………………118

4-27توانایی کاربردآموزش از طریق ماهواره در کشور چین……………………………119

4-28سینما و تئاتر و نقش تربیتی آن ها…………………………………………………….119

4-29سینما و تلویزیون……………………………………………………………………120

4-30سینما و تلویزیون دو پدیده متمایز…………………………………………………..121

4-31سینما و تلویزیون در برابر یکدیگر(رقابت درونی)…………………………………121

4-32نقش تربیتی سینما……………………………………………………………………122

4-33مذهب و سینما…………………………………………………………………………124

فصل پنجم

5-1نتیجه گیری…………………………………………………………………………..126

5-2 پیشنهادات……………………………………………………………………………129

5-3محدودیت های پژوهش……………………………………………………………….129

5-4 خلاصه………………………………………………………………………………129

5-5منابع و ماخذ……………………………………………………………………………138

چکیده به زبان لاتین………………………………………………………………………141

چكیده:

– رسانه های مكتوب مانند كتب و مجلات و روزنامه ها بعد از اختراع صنعت چاپ و خط پا به عرصه وجود نهادند و با گذشت زمان وسعت آنها رو به افزایش نهاده است . این رسانه ها ابتدا در جهان اسلام با كیفیت هر چه بیشتر و بهتر ظهور كرد ولی متاسفانه باگذشت زمان از كیفیت آنها كاسته شده است ولی همین رسانه ها در جهان غرب و اروپا از غنای علمی برخوردار است كه نشأت گرفته از كتب معتبر در اسلام است.

با پیشرفت علم و تكنولوژی ، رسانه ها نیز گسترش یافته و از كیفیت زیادی برخوردار شده است. بعد از رسانه ها ی مكتوب ، در طول یكی دو قرن گذشته رسانه های جدیدی همچون تلفن و ضبط صوت و گرامافون و برخی رسانه های آموزشی دیگر همچون اسلاید پا به عرصه ی وجود نهاده است.

بعد از رسانه های فوق رسانه هایی همچون تلویزیون و رادیو و سینما ابتدا در جهان غرب و اروپا به وجود آمد كه امروزدر طول نزدیك به یك قرن در سراسر دنیا ، این رسانه ها بعنوان مهمترین رسانه و مهمترین رسانه در تعلیم و تربیت مطرح بوده و هستند.

علم و صنعت همچنان در حال پیشرفت است كه همراه آن دستاورد های مهمی در ظهور برخی دیگر از رسانه بوجود آورده است كه می توان به ظهور اینترنت و ماهواره و كامپیوتر و نقش و كاربرد بسیار مهم آن دردنیای امروز اشاره نمود.

مقدمه:

انسان در زندگی اجتماعی و در برخورد با غیر خود نیاز شدیدی به ارتباط دارد و تنها از این طریق است كه نیاز های فردی و اجتماعی خود را برآورده می كند .انسان از همان آغاز برای برقراری ارتباط و رساندن پیام خود به دیگران شیوه های گوناگونی را به كاربرده است.از اشارات ،كلمات و اشاره های رمزی اولیه گرفته تا استفاده از پیشرفته ترین و در عین حال پیچیده ترین وسایل ارتباطی مدرن امروزی از قبیل رسانه ها و وسایل ارتباطی كه درطول تاریخ دارای سرعت بسیاركندو ناچیز بوده اند و در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.

پیام هایی كه توسط رسانه ها رد وبدل می شود درابعاد مختلف سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی،نظامی و فرهنگی و… است .مخاطبان این پیام ها افراد و گروههایی در سطوح مختلف فرهنگی،اقتصادی ،و اجتماعی اند كه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در سراسر جهان پراكنده اند.

چنانچه گفته شد تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی ،رسیدن به اهداف و مقاصدی است كه در عین حال هر كدام به نحوی دارای رنگ و صبغه تربیتی هستند ،زیرا این رسانه ها در اموری نظیر رشد شخصیت افراد درابعاد مختلف ،ایجاد ارتباط بین افراد جامعه ،كمك به افراد جامعه ،كمك به افراد در فرآیند سازگاری با جهان متغیر پیرامون و…دخالت دارند.چرا كه به نظر می رسد نظام تعلیم و تربیت بیش از هرزمان دیگری نیاز به تغییرات اساسی و بنیادین دارد .لذا با توجه به تغییر نوع نگرش مخاطبین امرتعلیم و تربیت ،خواسته ها و انگیزه های ایشان برای دستیابی به اهداف و آمال ،این تغییرات ناگریز با گذشت زمان خود نمایی خواهد كرد.

از طرف دیگر با وجود اندیشه ها و جمجمه های فرهنگی مختلف كه از سوی رسانه های غالب جهان بی محابا به حیطه ی آموزش و تربیت هجوم می آوردبه نظر می رسد ، باید ازهمین رسانه ها درجهت تحكیم بنیانهای تعلیم و تربیت استفاده كرد تا مهارت های پذیرش حقایق و اتخاذ تصمیمات اجتماعی و خانوادگی معقول و بهنگام را درتفكر و فضای حقیقی جامعه نهادینه ساخت تا با ار تقاءسطح فكری و فرهنگی خانواده ها ،معضلات و مشكلات ناشی از تأثیرات سوءرسانه ها به حداقل رسیدهو رفتارها وهنجارهای مثبت بالقوه به فعالیت نزدیك شود وبی شك این امر تنها پوشش كافی اطلاعات و دوری از یك جانبه نگری و تعمبق روش های نوین سالم و كاربردی ،استفاده از رسانه ها در امر تعلیم و تریبت میسر خواهد بود.

لذا در این پژوهش سعی شده است با استفاده از منابع موجود در راستای تنویر و تشریح معانی و معایب رسانه های مختلف ( دیداری – شنیداری – مكتوب ،گفتاری ، روایی و …) بر روند آموزش و تربیت كودكان و نوجوانان گامهایی برداشته شود. چرا كه گستردگی رسانه ها در دنیای كنونی وتأثیر مستقیم آن بر روند رفتارهای اجتماعی دانش آموزان و فرزندانمان ، مطالعه و پژوهش بسیاری را می طلبد .

بیان مسأله:

در سالهای گذشته رسانه ها بسیار محدود بود ولی با گذشت زمان و پیشرفت علم و تكنولوژی، رسانه ها نیز گسترش یافته و قلمرو وسیعی را تشكیل می دهند. ابتدا رسانه های مكتوب در حد ابتدایی شكل گرفت و سپس رسانه های دیگر ظهور كرد.زمانی بود كه كتاب به عنوان مهمترین وسیله ی ارتباطی در میان ملل مختلف دنیا مطرح بوده است؛ ادیان آسمانی و پیامبران ، این سفیران الهی ، پیام خود را با كتاب و تعلیم آن به مردم آغاز كردند و رسالت برخی از این پیام آوران با كتاب و وحی شروع شده است . كتابهایی همچون زبور داود(ع) و انجیل عیسی(ع) و تورات موسی(ع) و قرآن پیامبر اسلام(ص)نمونه هایی از كتب و بعنوان مهمترین وسیله ارتباطی در آن زمان مطرح بوده است كه نقش بسیار مهمی در تربیت پیروان هر مكتب به دنبال داشته است و با پیشرفت علم دامنه رسانه ها وسیعتر شده و وسایلی همچون روزنامه و مجلات نیز به آن اضافه شد كه در آگاهی و تربیت مثمر ثمر بوده اند . در طول دو قرن گذشته بشر با رسانه های نسبتاً پیشرفته همچون رادیوو تلفن پا به عرصه وجود نهاده است و بعد از آنها بتدریج رسانه های پیشرفته ای همچون تلویزیون و سینما بوجود آمد كه نقش بسیار مهمی در تربیت و تعلیم مردم بر عهده گرفتند. این وسایل ابتدا در كشور های غرب و اروپایی ظهور كرد كه به تعلیم مردم پرداخت .ولی امروزه این رسانه های مهم در عرصه تربیت و آموزش علمی خانواده ها و مردم نقش بسیار مهمی ایفا كرده و می كند و دامنه رسانه ها به همین تعداد محدود نشد و در طول نیم قرن رسانه هایی همچون كامپیوتر- اینترنت و اخیراً ماهواره نیز كه بسیار پیشرفته است ، به آن اضافه شد.

در این پژوهش بر آنیم تا نقش مثبت و منفی هر رسانه و عوامل مخرب هركدام را ذكر نموده ومهمترین رسانه را در تربیت مردم گوشزده نموده، مواظب باشیم كه گرفتار عوامل مخرب آن نشویم و غرورما رابر آن وادار نكند كه با شعار مفید بودن علم ، گول علم بشر را نخوریم. زیرا هر چیزی كه تولید می شود ممكن است مطلقاً مثبت و سازنده نباشد هر چند كه عوامل مثبت داشته باشد ! باید از عوامل منفی آن نیز با خبر شد و از آن به نحوه مطلوب و درست استفاده كرد تا از انحراف و هلاكت خودداری شود.

اهمیت پژوهش:

با توجه به ارزش تعلیم و تربیت در نظام هستی و تأثیر آن بر حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی خانواده ها و جامعه ، به نظر می رسد وجود و تعمیم رسانه ها در راستای ایجاد تحول درنظام تعلیم و تربیت ، امری انكار ناپذیر و چه بسا ضروری است .چرا كه عدم شناخت رسانه ها در كارگیری آنها در مقاطع زمانی مختلف از سوی كودكان و نوجوانان بدون حضور و نظارت مربیان و خانواده ها ،بی شك اثرات نامطلوبی را نیز به همراه خواهد داشت كه در صورت ساده انگاری و بی توجهی ممكن است در دراز مدت با یك فاجعه ی تربیتی و آموزشی روبرو شویم ،اما آنچه كه مهم است با توجه به اطلاع رسانی های موجود و شناخت نسبی مسؤولان امر آموزش و تربیت ،حوزه ی فعالیت رسانه ها قابل پیش بینی و ارزیابی است. هرچند این حوزه ها با گسترش ابزارهای ارتباطی نرم افزاری و ماهواره ای ،كمی مشكل به نظر می رسد ؛اما آنچه كه اهمیت دارد توجه مربیان و معلمان و به خصوص خانواده ها به تأثیر نامطلوب این رسانه ها در كنار خاصیت آموزش دهی و تعلیم فراگیر و گسترده ی علوم مختلف می باشد . برخی بر آنیم تا ضمن معرفی وسایل ارتباطی در حیطه رسانه ها و بررسی اثرات مثبت و مخرب آنها ،به پاسخ های منطقی و معقول در خصوص استفاده و یا عدم بكارگیری رسانه ها دست یابیم .چرا كه ارتباط انگاره ای برای سنجش افرادو وسیله ای برای تغییر در سطح رفتار است كه شامل تبادل اطلاعات وچگونگی معنی بخشیدن به این اطلاعات است كه تفاوت در زمینه های ارتباطی به خصوص با حضوررسانه های مختلف با توجه به آگاهی طرفین در جهت ایجاد رابطه ی بهتر و یا كاهش كیفیت آن ، كمك می كند.

مسؤولیت مهم و خطیر هزاران معلم ایرانی كه درمدارس به تربیت نونهالان و نوجوانان مشغول هستند، مثل سایر معلمان دنیا ، در این است كه بتوانند به نوآموزان آگاهی –اطلاعات و مفاهیم ،مهارت ها،و از همه مهمتر ارزشهائی را انتقال دهند كه كودك بوسیله آنها بتواند در فردای زندگی عضو مفید و مؤثری برای خود و جامعه ای باشد ، خود را دریابد و در راستای استعداد های بالقوه خویش گام بردارد و آنها را بصورت بالفعل در آورد.

همانطوریكه طلایی تا در دل زمین است و بصورت خام است، دارای قیمتی است .حال هر قدر روی این ماده اولیه كارشود ، بر قیمتش افزوده می شود .دانش آموز هم به طریق اولی همین طور است هرچه بیشتر با او كارشود و به تعلییم و تربیت او پرداخته شود، ارزش انسانی او بالاتر خواهد رفت . به عبارتی دیگر می خواهیم ببینیم یك معلم از چه طریق می تواند متن و موضوع درس خود را به شاگردان به نحو بهتر و مؤثرتری انتقال بدهد ودر این انتقال مواد و وسایل سمعی و بصری و بخصوص تكنولوژی آموزشی چه نقشی را در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بازی می كند ؟و به چه صورت به معلم كمك خواهد كرد؟

از آنجا كه معلم می تواند با آشنایی فنون و روش های تدریس از طریق كاربرد رسانه ها و مواد آموزشی سبب انتقال بهتر یادگیری به دانش آموزان گردد، لذا این تحقیق با صرف جمع آوری چنین اطلاعاتی انجام شده است . در نتیجه اطلاعات این مجموعه در درجه اول برای معلمانی كه تدریس علوم مختلف را بر عهده دارند مفید خواهد بود.

اهداف كلی پژوهش

اهداف كلی

1- معرفی انواع رسانه ها و نقش مهم رسانه ها در تعلیم و تربیت آحاد مردم جامعه .

2- آشنایی با انواع رسانه های آموزشی و نقش آنها در تعلیم و تربیت مقاطع سه گانه.

3- شناخت رسانه های آموزشی بعنوان وسیله مؤثر در پیشرفت تحصیلی آینده سازان جامعه .

4- مقایسه رسانه ها و سهم هر كدام در تعلیم و تربیت مردم جامعه .

5- آگاه شدن از چگونگی استفاده مطلوب و ایجاد فرهنگ سازی در نحوه ی كاربرد رسانه های آموزشی و ملی .

اهداف جزئی

1- آشنا شدن با موثر ترین رسانه ملی وتأثیر مهم آن در آموزش و پرورش.

2- پی بردن به اثرات مخرب ناشی از برخی رسانه ها از جمله ماهواره و اینترنت و سینما.

3- آشنایی با اثرات مثبت صدا و سیما در تربیت احاد مردم بعنوان یك رسانه ی عمومی و فراگیر .

4- توجه به اهمیت سینما در تربیت جوانان.

5- توجه به اهمیت كامپیوتر در تربیت خانواده .

اهداف رسانه ها

رسانه های ملی

رسانه های دیداری و شنیداری

رسانه های شنیداری

سؤالات پژوهش

1- آیا حقیقتاً رسانه ها تربیت صحیح و مطلوبی را برای كودكان و خانواده ها به ارمغان خواهند آورد؟

2- آیا تا به حال برای ریشه كن كردن یا حداقل تقلیل آثار سوء رسانه ها تدابیری اندیشیده شده است؟

3- آیا در حقیقت این مراكز مجازی موازی كه بسیار گسترده تر و فعالتر از مدارس رسمی عمل می كند ، متولی یا سرپرستی دارند؟

4- آیا آثار رسانه ها در تربیت اخلاقی و اجتماعی امروز ملموستر و محسوس تر از گذشته نشده است؟

در این پژوهش تا حد امكان به سوالات فوق پاسخی علمی و منطقی داده خواهد شد.

تعریف مفاهیم : تعلیم و تربیت و رسانه ها

تعریف تعلیم : این واژه در لغت نامه دهخدا به معنی بیاموختن – بیاگاهانیدن ، آموختنی ، آگاهانیدن ، كسی را چیزی آموختنی ، آموزانیدن و …. آمده است ( لغت نامه دهخدا – انتشارات مؤسسه لغت نامه دهخدا تهران ).

تعلیم كوششی است كه معلم برای انتقال معلوماتی خاصّ به شاگردان خود بكار می برد و عمدتاً به مهارت و خُبرگی معلم و نوع محتوای درسی كه علم به انتقال آن می پردازد ، بستگی دارد . فقط ارائه معلومات نظری یا عملی است كه در موقع تدریس از جانب معلم به شاگردان انتقال می یابد .( فلسفه تربیت : ابراهیم زاده . عینی . انتشارات ) «گریستو فرجنگبز1» محقق دانشگاه هاروارد معتقد است كه : (نفوذی كه محیط خانواده ، تلویزیون وغیره دارند از نفوذ مدرسه بیشتر است ).

تعریف جامع از آموزش و پرورش : آموزش و پرورش عبارتست از شیوه عمل و اعمال روش در گسترش علم و فن و فرهنگ و انجام برنامه های از پیش اندیشیده شده و آینده نگر آموزشی در چارچوب سازمانهای انطباق یافته با سازمانی اقتصادی و اجتماعی . «امیل دوركیم »2تعریفی از آموزش و پرورش از دیدگاه جامعه شناسی ارائه می دهد او معتقد است آموزش و پرورش فعالیتی است كه توسط نسل های بزرگسال بر روی نسلهایی كه هنوز وارد زندگی اجتماعی نشده اند ، صورت می گیرد و هدفش ایجاد و رشد پاره ای از ویژگی ها و اوضاع و احوال جسمی ، فكری و اخلاقی است كه جامعه سیاسی و بطور كلی محیط خاص كودك از آنان انتظار دارد . گروهی از جامعه شناسان نیز آموزش و پرورش را مترادف با اجتماعی شدن یا فرهنگ پذیری بكار می برد .

( جامعه شناسی آموزش و پرورش ص 55 )

تعریف یونسكو از آموزش و پرورش : آموزش و پرورش دارای چهار محور زیر است : آموزش و پرورش به منزله یك نماد و فرآیند تربیتی ، محتوای تربیتی و محصول اعمال تربیتی است .

تعریف رسانه و ا نواع آن :

رسانه ها شامل افراد ، ابزار – یا موقعیتهایی هستند كه بوسیله آنها پیام ارائه می شود . بنابر این تعریف : معلم ، كتاب درسی، اسلاید، ناطق، تخته سیاه ، فیلم ، كامپیوتر و ماهواره همه رسانه خوانده می شوند.

انواع رسانه ها

انواع رسانه های آموزشی :

1- مواد دیداری غیر شفاف – این مواد عبارتند از : انواع تصاویر ، كتابها، ( خود آموزها و غیره ) ، مجله ها ، راهنماهای مطالعه چارتها ، نمودارها، نقشه ها ، پوستر ها و كاریكاتورها ( مقدمات تكنولوژی آموزشی ، ص 126 محمد احدیان )

2 – مواد شنیداری ( فقط صدا ) – كه عبارتند از : نوار شنیداری ( حلقه ای ، كاست ، كارتریج صفحه ، رادیو ، تلفن و كارت شنیداری)

3- مواد شنیداری – دیداری غیر شفاف ( تركیبی از 1 و2 ) كه عبارتند از : كتاب همراه با نوار یا صفحه و سایر مواد چاپی همراه با مواد شنیداری.

4- مواد دیداری شفاف ( ثابت ) كه عبارتند از : اسلاید ها ، فیلم ها، استریپها و طلقهای شفاف .

5- مواد شنیداری – دیداری شفاف ( ثابت ) – كه عبارتند از فیلم ، استریپ ناطق ، انواع اسلایدها با نوار یا صفحه )

6- مواد شنیداری – دیداری متحرك – كه عبارتند از : فیلم متحرك ناطق و فیلم ویدئو.

7- مواد دیداری متحرك كه عبارتند از : فیلم متحرك صامت ( همراه با زیرنویس یا نوشته ) .

8- سه بعدی ها كه عبارتند از : اشیاء واقعی ، ماكتها ، مدلها و برشها .

9- منابع انسانی و موقعیتها كه عبارتند از : دعوت از افراد ، گردش علمی ، نقش آفرینی و غیره.

10- كامپیوترها كه عبارتند از : انواع كامپیوتر و ترمینالهای گوناگون با ابزارهای نمایش.

11- ماهواره ها – كه شامل انواع قمرهای مصنوعی و ماهواره های ارتباطاتی و ماهواره های تلویزیونی.

طبقه بندی رسانه ها : طبقه بندی رسانه ها بیشتر بدین دلیل انجام می گیرد كه تصور می شود اگر رسانه ای ویژگی خاصی را دارا باشد این رسانه می تواند در خدمت به هدفی قرار گیرد كه مستلزم همان ویژگی است . مثلاً یادگیری تكلیفی كه مستلزم تمیز دادن اشكال است رسانه ای را كه از حس دیدن استفاده می كند ، بكار می گیرد یعنی رسانه دیداری .

( نقش تكنولوژی در آموزش و پرورش – نادر اقبال دوست ص 109 )

مقایسه رسانه های ارتباط جمعی با یكدیگر در ارتباط با مخاطبان :

« مكالوهان » در كتاب شاخص خود به نام « وسایل ارتباط جمعی » و چند اثر دیگر ، وسایل ارتباطی « گرم » را در مقابل وسایل ارتباطی « سرد » قرار می دهد. بر این اساس به آن دسته از داستانهای خنده آوری « گرم » گفته می شود كه مفهوم آن تماماً در داستانی كه نقل می شود، موجود است . به داستانهائی « سرد » گفته می شود كه مفهوم آن تنها در صورتی آشكار می شود كه تلاشی در جهت درك آن از ناحیه شنونده به عمل آید . به همین ترتیب وسایل ارتباطی گرم مانند « خط الفبائی ، چاپ ، رادیو و سینما» پیامهای خود را به نحو كامل ارائه می دهند و درست مانند آهن سرخی می مانند كه نقش خود را بر جای می گذارند و حال آنكه وسایل ارتباطاتی سرد مانند « گفتار، الفبای تصویری، داستانهای مصور، تصاویر متحرك ، تلفن و تلویزیون » ارائه كننده پیامهای ناقص هستند و تلاشی ذهنی خاصی را از طرف شخص گیرنده لازم دارند . ( كازنو- ژان . قدرت تلویزیون ص 219 ) .

سطح نظام های اجتماعی : پژوهشهای این سطح در قالب نظامهای سیستماتیك برنامه توسعه و در جنبه های گوناگون انجام گرفت كه هم اكنون نیز ادامه دارد. ( نوروزی – داریوش 73 ص 25 ).

تعاریف مختلف از رسانه های آموزشی توسط دانشمندان :

رسانه به مفهوم وسیله ارتباطی است. این كلمه در زبان انگلوساكسون1 به معنی شدن است و معنی آن بطور كلی جریان انتقال از طریق وسایل ارتباط است .كمیته فنی اصطلاحات فنی در فرانسه در جلسه 24 نوامبر 1971 كلمه media را به مفهوم وسایل ارتباطی و حاملهای متنوع پذیرفت. ( كازنو- ژان 1- 7 ص 65 ).

رسانه در تعریف به حاملهای پیام بین مركز پیام گیرنده و پیام گفته می شود. ( فردانش )

« گاینه» رسانه آموزشی را چنین تعریف می كند : (رسانه تركیبی است از چیزها كه برای انتقال ارتباط یا سایر محركهای آموزشی به یادگیرنده مورد استفاده قرار می گیرد) .

اصطلاح یادگیری یا تعلیم بوسیله رسانه برای تشخیص و تفكیك یادگیری بوسیله رسانه در برابر یادگیری از راه كسب تجربه مستقیم بكار می رود . این اصطلاح اولین بار توسط « برونر واكسون » بكار رفت.

« هاشم نعمتی» رسانه آموزشی را چنین تعریف می كند: (كلیه امكاناتی است كه می تواند شرایطی را در كلاس بوجود آورد كه تحت تأثیر آن شاگردان بتوانند اطلاعات و رفتار و مهارتهای جدیدی را با درك كامل بدست آورند). ( نعمتی ، هاشم 68 ) « دیویس» از رسانه ها بر اساس اهمیت حضور در فرایند یادگیری و تدریس طبقه بندیی دارد كه بدین صورت است : 1- رسانه های اختیاری یعنی رسانه هایی كه معلمان در صورت دسترسی و وجود بودجه لازم می توانند در صورت تمایل بكار برند .

2- رسانه های ضروری : كه معلم برای تحقق بخشیدن هدفهای مورد نظر آنها را بكار گیرد . تمهید بودجه و زمان لازم جهت استفاده از این رسانه ها الزامی است ( نعمتی ، هاشم – 68 )

«ژان كازنو»1 در مورد نقش وسایل ارتباط جمعی در شكل گیری رفتار اجتماعی عقیده دارد كه رادیو و تلویزیون ، مطبوعات و آگهی ، به دو صورت مختلف می توانند ما را به مشاركت ضمنی برانگیزند و به موجب اصلی كه بیان شد احتمالاً اعتقادات ما را دگرگون سازند . اول وسوسه مقاومت ناپذیر رسانه های همگانی است كه ما را به نوعی گرفتار می كند و به مشاركت می كشاند. برای مثال ،بسیاری از روشنفكران بعد از آنكه سوگند یاد كرده بودند كه هرگز تلویزیون نخرند ، بالاخره در برابر اصرار اعضای خانواده خود تسلیم شدند و تلویزیون خریدند و با این كار موضع خود را تغییر دادند و نقش دیگری جز آنچه قبلاً تظاهر می كردند به عهده گرفتند. یا اگر شخصی روزنامه ای را كه با افكار او مطابقت ندارد ، مشترك شود در این صورت توانسته است سدی را در برابر عقاید مخالف كه در ذهن خود ساخته است ، بشكند.

دوم : سیلاب اطلاعاتی كه بوسیله رسانه های همگانی جاری می شود بتدریج تمامی جامعه را در خود غرق می كند و افراد هم كه خواهی نخواهی در این جو اطلاعاتی تنفس می كنند از این اطلاعات تغذیه می كنند و بتدریج در جریان امور قرار می گیرند و این اطلاعات را برای سایرین بازگو می كنند . حتی اگر فقط بعضی از آن را هم باور كنند، باز هم مجبور می شوند با مسایل سیاسی روز درگیر شوند. تمامی این عوامل هر چند نامحسوس و مبهم ، بر رفتار ما اثر می گذارند. ولی اثر آنها آنقدر آرام و سطحی است كه نمی توان القاء فكر به صورت خشن آن تلقی كرد.

وسایل ارتباط جمعی یا رسانه ها اساس سنتهای گذشته را متزلزل می سازند و ارزشهای جدیدی بوجود می آورند و انواع تازه ای از موسیقی ، نمایش و عقاید سیاسی را به آنها عرضه می دارند. امروز مسلم شده است كه در سراسر جهان هر فرد یا هر دهكده ای كه به رادیو یا مطبوعات دسترسی دارد ، وجه نظرهای جدیدتری دارد، مترقی تر است و نقشهای جدید را سریعتر از كسانی كه به این وسایل دسترسی ندارند ، می پذیرد . به عقیده وی نیز وسایل ارتباط جمعی نمی توانند بطور مستقیم در طرز تفّكر مردم تغییر ایجاد كنند و انتشار هر نوع فكر یا عمل نو در جوامع جهان دوم بیشتر با مباحثات و گفتگوهایی كه افراد رو در رو انجام می دهند، بستگی دارد.

رسانه های ارتباط جمعی و جامعه :

همانطور كه گفته شد وسایل ارتباط جمعی مولود و محصول اندیشه ی انسانند و از این رو برانگیخته از جامعه و متأثر از آنند. امّا بعد از آنكه پیدا شدند و بكار رفتند بر حسب طرز استفاده ای كه از آنها بعمل می آید، می توانند سالم و آرام بخش یا مضر و انحراف انگیز باشند . آنچه قبل از همه سازمان این رسانه ها را تحت تأثیر قرار می دهد ،دولتی یا خصوصی بودن آنهاست دولتی شدن . یك وسیله ارتباطی در چنین وضعی بجای آنكه صرفاً به دنبال خواستهای مردم باشد می تواند نقش راهبری فرهنگی خویشتن را به عهده گیرد. خصوصی بودن این رسانه ها چنانچه بی هیچ كنترل از جانب دولت و جامعه صورت پذیرد و در محدوده جامعه مادی ، فاقد هر گونه بعد فرهنگی نموده و حتی خطرناك می سازد . این رسانه ها :« تولید انبوه » را با « مصرف انبوه » پیوند می دهند و در تحقق این هدف از « هدایت انسان از راه دور» است .« حكومت از راه دور » « آدمك سازی » آنان و « توده سازی » انسانها استفاده می كنند . تمامی این اقدامات موجب می شود كه انسان جدید علیرغم این واقعیت كه پیش از تمامی انسانها در طول تاریخ مصرف می كند ، هر روز خود را نیازمند كرد و در جریان بیشتر می یابد . از نظر سیاسی هر كاندیدا برای پیروزی در انتخابات می تواند به سازمان ارتباطی مراجعه كند و حتی پیروزی را تضمین نماید بشرط آنكه بر حسب مشخصات شخصی اش بهائی خاص بپردازد . از نظر اقتصادی قرار دادن آگهی های تجاری در لا به لای اخبار مهم هر چند به جلب سود بیشتر برای سازمان منتهی می شود، لیكن موجبات استثمار انسانها و بهره برداری نامشروع از آنان را فراهم می سازد . اعمال آگهی های تجاری فرا آگاهی ، تخطی به حریم آزادی انسانهاست. آگهی های تند با تصاویر مستهجن موجبات ابتلای اخلاقی عمومی را فراهم می سازد و هم نیازمندی ارتباطی را در خدمت مسخ اندیشه ها ، تخدیر مغزها و در نهایت اضمحلال تعادل روانی انسانها را فراهم می كند. در كشورما هم قبل از انقلاب تبلیغات تلویزیونی ، تقلید نا آگاهانه و ناشیانه ای از تبلیغات غربی بود كه با فرهنگ و سنن مردم سنخیتی نداشت .

همانند بسیاری از مظاهر مادی و معنوی غرب، بسیار نا بهنگام و با شتاب روز افزون به عرصه فرهنگی سنتی كشور وارد شد كه منجر به ظهور « فرهنگ شبه مدرنیستی كاذب » گردید . جالب توجه است كه همان شیوه های زندگی و محصولات پر زرق و برق غربی نیز به مقدار زیاد مورد مصرف مردم بود. بعد از انقلاب تا چند سال این تبلیغات ممنوع بود ولی از حدود نیمه دهه 70 به این سو جوی باریكی از تبلیغات تلویزیونی كه به سیل عظیمی تبدیل شد، ساعات طولانی روز وشب را در تلویزیون به خود اختصاص داده است كه در اكثر مواقع با یكدیگر و نیز با سلایق و نیازمندیهای شنوندگان سنخیتی ندارد . مثلاً در تبلیغ مزایای چك مسافرتی یك بانك صدای ماشین « جك پات» كه یك قمار یك نفره در كازنیوهای غرب است،! به همراه آهنگی غربی كه در مذمّت و خوارشماری پول است ، بگوش می رسد كه با فرهنگ رسمی و عرفی جامعه و نیز با محتوا و پیام تبلیغ هیچ سنخیتی ندارد و به عقیده نگارنده سبب مصرفی كردن هر چه بیشتر جامعه و آن هم در مسیری غیر عقلانی و پر هرج و مرج می شود.

رسانه های ارتباط جمعی و خانواده :

رسانه های ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون بعد دیگر و تازه ای به خانواده بخشیدند و دیگر خانواده نه تنها محلیسسس است برای استراحت و صرف غذا ؛بلكه سازمانی است كه در آن می توان آموخت . جهان را تماشا كرد و خواسته های فرهنگی خویش را ارضا نمود. در عصر ارتباطات دیوارهای خانه فرو ریخته اند و امواج تلویزیون و رادیو و ماهواره بدان رسوخ نموده اند . ورود وسایل ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون موجبات كاهش كنش و واكنش افراد خانواده با یكدیگر و توجه آنان به كانونی خارجی یعنی تلویزیون و محتوای آن را فراهم ساخت .

در گذشته كه تلویزیون و رادیو و سایر رسانه های جمعی دیگر به وفور یافت نمی شد، افراد شبها به دور هم نشسته و كتب كلاسیك ادبی یاتاریخی مانند شاهنامه فردوسی و… را می خواندند یا از مصاحبت بزرگان دین و جامعه استفاده می كردند . اینان منبع تغذیه فكری مردم بودند . ولی امروزه با وجود تلویزیون یا ویدئو یا ماهواره ، افراد در هر خانه ای به صورت جمعی به تماشای تلویزیون و رسانه های یاد شده پرداخته و به تبادل نظر در مورد آن می پردازند.

رسانه های ارتباط جمعی و قشر بندی اجتماعی :

رسانه های ارتباط جمعی علاوه بر دگرگونی وسیع در سطح خانواده ، در سطح قشرها و طبقات جامعه هم شرایط ارتقا و احراز موقعیتهای برتر اجتماعی را فراهم ساخته اند . سینما، رادیو و تلویزیون طبقه ممتازی به نام « ستارگان » بوجود می آورند كه پلی میان عالم انسانی رنج دیده و عالم انسانی بازی شده یا رویائی می زنند . این وسایل بوجود آورنده، پدیده ستارگانی نیستند امّا از ستارگان حمایت می كنند. آنان را تا حدودی مقدس جلوه می دهند و به چهره آنان محبوبیتی خاص می بخشند. به عقیده نگارنده آنان در دنیای هنر مقام بالائی دارند . ولی ممكن است در دنیای شخصی و خانوادگی خود انسان دیگری باشند . نظیر « رابرت میچام » ستاره موفق هالیوودی كه با سیمائی خشن و مخصوص برای ایفای نقش های خشن سینمائی موفقیت های زیادی در عرصه سینما داشت ، ولی در زندگی خصوصی خود انسان موفقی نبود و چندین بار رسوائی هایی آفرید .

رسانه های ارتباط جمعی و توسعه فرهنگی :

عامل اساسی توسعه فرهنگی را می توان آفرینندگی و نوزائی بر پایه مشاركتهای اجتماعی افراد جامعه دانست . امروزه كمتر كسی تنها رشد اقتصادی – مادی را برای توسعه جامعه كافی می داند. رشد باید در جهت برآوردن كلیه نیازها و خواستهای افراد جامعه باشد. هدف رشد و توسعه فرهنگی باید این باشد كه افراد را برای مواجهه با دگرگونی سریع تكنولوژی و نظام اقتصادی آماده سازد. همچنین مفهوم كلی توسعه فرهنگی این است كه افراد را برای بدست آوردن شخصیت و اصالت و فضیلت لازم جهت پذیرش كامل زندگانی یاری دهد. رسانه های گروهی نیز در واقع یك نظام تكنولوژی است كه داده های فرهنگی و خبری را پخش می كند. خبر به مفهوم وقایع تازه و زود گذر در مقابل فرهنگ قرار می گیرد كه واقعیتی است پایدار و ماندنی! ولی فرهنگی كه از رسانه های گروهی تراوش می كند با آنچه « فرهنگ كلاسیك» یا «فرهنگ نخبگان» نامیده می شود ،متفاوت است . فرهنگ كلاسیك یا فرهنگ نخبگان بر مبنای شكاف سیاه سطوح مختلف جامعه بنا شده و منبع اصلی تغذیه آن ، سنّت و نظام آموزش رسمی است . چنین فرهنگی تراوش شده از رسانه ها ، فرهنگ نامتجانس و ناپیوسته و بی نظم است این فرهنگ كه « فرهنگ توده» نام گرفته ، مركب از داده های ناپایدار و شناختهای جزئی و ناقص است. البته تنها عامه مردم نیستند كه از چنین فرهنگی تغذیه می كنند بلكه نخبگان جامعه نیز در این فرهنگ غوطه ورند . منتها برخورد آنها با فرهنگ توده متفاوت است . بدین معنی كه آنها مصالح اولیه احساس ، و اندیشه های خود را از این فرهنگ كه بوسیله رسانه های گروهی منتشر می شود ، می گیرند و از آن آثار تازه ای خلق می كنند. بدین سان می بینیم كه رسانه های گروهی دو نقش اساسی در تغییر فرهنگی جامعه های امروزی به عهده دارند. از یك سو فرهنگ توده را نشر می دهند و از سوی دیگر منبع تغذیه نخبگان جامعه ، جهت نو آوری و ابداع هستند. به عبارتی دیگر رسانه های جمعی حلقه اتصال « محیط بزرك» یا جامعه كل به « محیط كوچك » است و یكی از عوامل اصلی نوزائی و خلاقیت و در نتیجه عامل تحرك و پیش برنده توسعه فرهنگی است . (منبع : اسدی علی – نقش رسانه ها در پشتیبانی توسعه فرهنگی ص11و10)

توزیع رسانه های ارتباط جمعی در جهان :

بر خلاف صنعتی كه وسایل جدید ارتباط جمعی را خود پدید آورد و در بطن جامعه خویش شاهد آرام و مداوم آن بود. جهان در حال توسعه در برابر هجوم شتابان و عجولانه این رسانه ها از خارج قرار دارد. در حال توسعه به دلیل برتری فرهنگ شفاهی بر فرهنگ كتبی هنوز نیز علم و سواد آموزی در بین توده های مردم محبوبیت زیادی ندارد و درصد سواد بالا بین آنها از سطح ابتدائی تجاوز نمی كند. افراد بیشتر به حفظ احادیث و اشعار علاقمندند تا نوشتن و تحقیق؛ در حالی كه در غرب، فرهنگ كتبی نیز جای خود را به فرهنگ كامپیوتری و الكترونیكی داده است. از سوئی توجه به دو جهان توسعه یافته در حال توسعه و از دیدگاه علوم ارتباطی نشان دهندة نا برابری آنهاست. یكی از شاخصهای این نابرابری تمركز اطلاعات و اخبار در كشورهای صنعتی و توسعه یافته و تعدد رسانه های ارتباط جمعی در آنهاست؛ بطوریكه در حال حاضر چهار كشور صنعتی آمریكا، فرانسه، انگلیس و روسیه صاحب بزرگترین مراكز خبری جهان نیز بسیاری رسانه های ارتباط بین توسعه اقتصادی و اجتماعی و میزان استفاده از رسانه ها وجود دارد. ( این جمله ناقص)

رسانه های ارتباط جمعی :

رسانه های ارتباط جمعی نظیر چاپ ، خط ، كتاب، مطبوعات، تلفن ، رادیو ، تئاتر، تلویزیون ، سینما ، اینترنت و ماهواره مولود و محصول اندیشه انسان هستند. از این رو منبعث از جامعه و متأثر از آن هستند و بر گردونه ارتباطات تاثیر شگرفی بجای می گذارند. این وسایل بر خلاف انتظار ، پدیده هائی خنثی نیستند ،خود عصری نو پدید می آورند و بر تمامی اركان جامعه مؤثرند . مظهر ارتقای تكنولوژیك انسانند . و بیشترین تأثیر فرهنگی را برجامعه می گذارند ودر آستانه ورود جامعه به هزاره سوم میلادی ، پرتاب جوامع را بسوی آینده موجب گردیده اند. این وسایل در پیدایی عادات تازه ، تكوین فرهنگ جهانی ، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسانها و بالاخره در كوچك تر شدن كره زمین و همسایه شدن ملل مختلف با یكدیگر در نقش موثری دارند و به گفته «مارشل مك لوهان»1 درتبدیل جهان به دهكده جهانی سهمی شگرف به عهده دارند.

انواع رسانه های ارتباط جمعی :

1- رسانه های نخستین یا رودردرو : در ارتباط چهره به چهره افراد به واسطه حركات ، رفتار، كردار و گفتار پیام را به دیگری انتقال می دهند. و فرهنگ شفاهی را بوجود می آورند.

2- رسانه های دومین : تمامی مكتوبات و مطبوعات از قبیل نوشته ، نامه ، اعلامیه ، آگهی ، نشریه ، روزنامه ، مجله ، كتاب ، پوستر ، آفیش و غیره از این رسانه ها هستند و بوسیله آن مفهوم بصورت نشانه های مكتوب می تواند منتقل شود و فرهنگ نوشتاری بوجود می آورد.

3- رسانه های سومین : رسانه های الكترونیكی شامل رادیو، تلویزیون و ماهواره از این رسانه ها هستند كه به نوبه خود یك جهش تكنولوژیكی در صنایع ارتباطی به شمار می آیند و فرهنگ دیداری و شنیداری را بوجود می آورند و معمولاً روند یكسویه ای دارند.

4- رسانه های چهارمین: رسانه های الكترونیكی دو سویه ای هستند كه بصورت بازخوردی و تعاملی و چند رسانه ای عمل می كنند.مانند : رادیو CB در آمریكا كه به رانندگان مختلف در یك شعاع پنج تا پانزده مایلی امكان می دهد كه با یكدیگر ارتباط برقرار كنند.

ارتباط جمعی و عمومی

تعبیر تازه ای است كه جامعه شناسان امریكایی برای مفهوم Media Mass بكار برده اند. این واژه كه از ریشه لاتینی (وسایل) و اصلاح انگلیسی Mass یا توده تشكیل شده است ، از نظر لغوی به معنای ابزاری است كه از طریق آنها می توان با افرادی نه بطور جداگانه با گروههایی خاص و همگون ، بلكه با جماعت كثیر یا توده ای از مردم بطور یكسان دسترسی پیدا كردو امروز این نوع وسایل عبارتند از : روزنامه ، رادیو ، تلویزیون ، سینما و اعلانها و … درباره گزینش مفهوم Mass Media میان دانشمندان اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. از این رو برخی از آن را « وسایل ارتباط جمعی » یا « ابزارهای مهم اطلاعاتی » یا « ابزارهای ارتباط اجتماعی » یا«فنون بخش جمعی» می نامند . در مجموع این مفاهیم علی رغم برخی تفاوتهای ظاهری از نظر معنایی با یكدیگر شدیداً قرابت و نزدیكی دارند. بدیهی است در میان ابزارهای پخش پیام ، روزنامه ، رادیو ، تلویزیون كه دارای نكات مشترك فراوانی هستند، پیامهایی وجود دارد. بدون تردید میان رادیو ، تلویزیون و مطبوعات همبستگی انكار ناپذیری وجود دارد كه آنها را از سینما یا اعلانها… متمایز می سازد ،از این رو بهتر است كه مجموعه این پدیده ها را تحت عنوان نوعی از مطبوعات یا همان گونه كه گفته می شود وسایل ارتباط جمعی به كار برد. آكادمی فرانسه نیز مجوز كاربرد چنین معنای تازه ای را با تكیه بر جمع شگفت انگیز این دو كلمه (Mass Media)، صادر كرده است . بنابراین در تعریف ارتباط جمعی می توان گفت : ارتباط جمعی یا عمودی انتقال اطلاعات با وسایلی همچون (روزنامه – كتاب- امواج – رادیو – تلویزیون و…) برای گروه غیر محدودی از مردم با سرعتی زیاد انجام می گیرد. ویژگیهای این ارتباط عبارتند از : پیام گیران نا آشنا و پراكنده ؛ بازگشت ؛ سرعت عمل زیاد – تكثیر پیام ارتباط سطحی و ناپایدار (نقش تكنولوژی درآموزش و پرورش – پایان نامه ص 104 الی 108).

تاریخچه رسانه های همگانی یا وسایل ارتباط جمعی : تاریخچه رسانه ها

نخستین عصر ارتباطات جمعی در حدود 1450 میلادی با اختراع چاپ آغاز شد. در این دوره به عقیده « مارشال مك لوهان»1 دانشمند معاصر كانادایی ، روابط اجتماعی و اندیشه ها و رفتار های انسانی ، همه تحت تاثیر شدید نوشته های چاپی هستند. به همین سبب وی همه مظاهر زندگی جوامع غربی را دراین عصر به عنوان «كهكشان گوتنبرگ » معرفی می كند. البته نباید فراموش كرد كه از زمان اختراع گوتنبرگ 2تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها وایجاد ارتباطات جمعی واقعی چند قرن فاصله است .زیرا بطوریكه ضمن مطالعه درباره ی تحول و توسعه وسایل ارتباط جمعی مشاهده خواهیم كرد ، نخستین روزنامه های چاپی اروپایی به تعداد نسبتاً زیاد و با نظم دوره ای هفتگی از دهه سوم قرن هفدهم یعنی در حدود دو قرن پس از ایجاد صنعت چاپ بوجود می آیند . از اواخر قرن هجدهم به دنبال انقلاب كبیر فرانسه وگسترش اندیشه های آزادی خواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و بتدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید ، نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهر نشینی ، بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرایط لازم برای انتشار روزنامه پر تیرا‍ژ آماده گردیدند. بدین ترتیب خواندن مطبوعات كه پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیدادی اكثری مردم رواج لازم نیافته بود. و اغلب بطور جمعی صورت می گرفت، عمومیت پیدا كرد و بصورت فردی در آمد .به همین سبب می توان گفت ارتباطات جمعی از زمانی پدید می آیند كه هر فرد امكان می یابد به میل و دلخواه خود اطلاعات لازم را از طریق روزنامه ها كسب كند و مورد استفاده قرار دهد . پدیده ارتباطات جمعی با پدیده وسیع صنعتی شدن جوامع غربی همبستگی می یابد.روزنامه های بزرگ پر تیراژ غربی را می توان آغاز گر گسترش همه جانبه وسایل ارتباطی نوین در آغاز قرن بیستم دانست .زیرا پس از جنگ جهانی اول را دیونیز به سرعت رو به توسعه گذاشت. در سال 1920 خبرهای مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریكا به وسیله رادیو دراین كشور پخش شد. در سال 1926 در آمریكای شمالی و مركزی 725 فرستنده رادیویی بوجود آمدند و اروپا كه در این سال دارای 170 فرستنده رادیویی بود ،در سال 1930 تعداد آن را به 238 فرستنده رساند .(معتمد نژاد – كاظم – وسایل ارتباط جمعی – دانشگاه علامه طباطبایی تهران 1371).

گسترش رادیو در سال 1935 در كشور های پیشرفته غربی به جایی رسید كه این وسیله ارتباطی نیز مانند مطبوعات خبری ، وارد مرحله «مصرف فردی » گردید. باید دانست تعداد شنوندگان رادیو كه در سال 1926 در حدود 50 میلیون نفر بود در سال 1935 به حدود 190 میلیون نفررسید و درسال 1960 از 335 میلیون نفر تجاوز كرد . ارقام فوق امكان پیشرفت این وسیله ارتباطی جدید را كه بر خلاف روزنامه ها ،مستلزم گسترش متقارن آموزش توده نیست، آشكار می سازد .توسعه فرستنده های رادیویی با توسعه اقتصادی ارتباط نزدیك دارد . درعین حال نباید فراموش كرد كه صاحبان صنایع رادیو سازی برای بدست آوردن بازار فروش گیرنده های خود، در تاسیس فرستنده های رادیویی ، در بعضی از كشورهای غربی پیش قدم بوده اند و نخستین فرستنده های رادیویی نیز مانند روزنامه های بزرگ خبری بوسیله سرمایه داران خصوصی بوجود آمده اند .

صنعت سینما نیز كه دراوایل قرن بیستم پدید آمده بود ، در فاصله دو جنگ جهانی در كشورهای صنعتی توسعه سریع یافت . و این رسانه نیز مانند روزنامه و رادیو استفاده كنندگان فراوان پیدا كرد . وقوع جنگ جهانی دوم پیشرفت این وسیله را متوقف نمود و از توسعه تلویزیون نیز كه از سال 1937 وارد بازار ممالك غربی شده بود ،جلوگیری كرد . اما پس از جنگ جهانی دوم تلویزیون به سرعت در امریكا و انگلستان و فرانسه و آلمان غربی رو به گسترش نهاد .

– صنعت چاپ ، كتاب و مطبوعات:

تكمیل صنعت چاپ دراروپا پس از خط و تهیه كاغذ دومین تحول بزرگ در زمینه ارتباطات اجتماعی محسوب می گردد . باید در نظر داشت كه انسان از همان آغاز اختراع خط با توجه به نیازهای خود ،برای حفظ و انتقال نوشته ها به دیگران به چاره اندیشها پرداخت .تهیه كتیبه های سنگی و دست نویسی بر روی پوست حیوان و برگ درخت و كاغذ ،اولین اقدامات انسانی در این زمینه است . ولی چون این روشها نیازهای روز افزون جوامع بشری به توسعه ارتباطات اجتماعی راتامین نمی كردند ، تكثیر سریع نوشته ها طرف توجه قرار گرفت . برای تكثیر نوشته ها ابتدا از روشهای معمولی و سپس از روشهای مكانیكی استفاده به عمل آمد و بدین ترتیب صنعت چاپ باحروف متحرك و به كمك ماشین ایجاد شد . مطالعات تاریخی نشان می دهد كه نخستین كوشش جوامع انسانی در راه تكثیر وحفظ نوشته ها ، با حكاكی كلمات بر روی گل و تهیه آجر صورت گرفته است . آثار این قبیل نوشته ها در شهرهای باستانی سومر و كلده و آشور و عیلام یافت شد اند كه مربوط به حدود 30 قرن پیش می باشند .

در حفاری هایی كه در سال 1842 میلادی در نینوا، آشور در بین النهرین انجام یافتند ، كتابخانه آجری ساراگون ، پادشاه این كشوركه در قرن هشتم پیش از میلاد فرمانروایی می كرد، كشف گردید. این كتابخانه مركب از هزاران قطعه آجر است كه قبل از پخته شدن ، نوشته ها را بر روی آن حك كرده اند . مرحله بعدی كوشش انسان در راه چاپ ، حك كردن كلمات بر روی قطعات چوب وتكثیر آنها با كاغذ است كه قرنها پیش در چین معمول گردیده بود. باید دانست كه چینی ها لااقل یك قرن پیش از میلاد مسیح (ع) موفق به تهیه كاغذ تقریباً بشكل امروزی آن شده بود. از آن بهترین كاغذ پاپیروس مصری بود. در سال 105 قبل از میلاد یك چینی به نام «تسی او آن »1 برای نخستین بار كاغذ و مركب ساخت و به امپراطور وقت چین عرصه داشت. در حدود سال 75 میلادی در سمرقند و در حدود سال 900 میلادی در بغداد كاغذ كتاب ساخته شد . ولی در اروپا اولین بار اسپانیایی ها و ایتالیایی ها در اوایل قرن دوازدهم میلادی به تهیه كاغذ پرداختند .

باید دانست كه اگر چه چینی ها قرنها قبل از اروپایی ها صنعت چاپ را مورد استفاده قرار دادند ، در اروپا نیز كاستر هندی پیش از گوئنبرگ به چاپ كتاب پرداخته بود . تكمیل شیوه چاپ با حروف متحرك تری در اواخر قرن پانزدهم واوایل قرن شانزدهم میلادی درانتشار اندیشه های نو و پیشرفت علوم و فنون تاثیر بسیار گذاشت . از اواخر قرن شانزدهم واوایل قرن هفدهم كه صنعت چاپ توسعه واقعی یافت ، مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی و انتشار كتابها را تحت الشعاع قرار دادند. از این رو زمانی نویسندگان و كسانی كه به امر چاپ می پرداختند ، دو طبقه ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ دادن به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد و بدین طریق كار چاپخانه ها نیز رونق پیدا كرد. تقریباً در یك زمان در شهرهای پراگ (چكو سلواكی ) ، آنور (بلژیك ) ، (استراسبورك ) (فرانسه امروز ) و فرانكفورت (آلمان ) جزوه ها و یادداشتهای طبع شده ای كه حاوی گزارش حوادث و وقایع اجتماعی بودند شروع به انتشار كردند . این نشریات كه ابتدا نظم معینی نداشتند، بزودی به صورت سالنامه، ماهنامه ، هفته نامه و سرانجام روزنامه در آمدند . ( معتمد نژاد، كاظم ، وسایل ارتباط جمعی ، دانشگاه علامه طباطبایی).

پیدایش وسایل ارتباطی نوین – سینما ، رادیو و تلویزیون :

تحولات اجتماعی و اقتصادی قرنهای هجدهم و نوزدهم سبب پیشرفت وتكامل مطبوعات گردید. كبیر فرانسه مطبوعات را در مبارزه بر ضد استبداد و كسب آزادی بصورت یك سلاح مهم سیاسی در آورد ، به همین سبب در ر‍ژیم دموكراسی آزادی گرا، به مطبوعات در كنار اركان سه گانه ، مقننه ، قضائیه و مجریه – عنوان « ركن چهارم دموكراسی » داده شد.رواج و رونق مطبوعات مسلكی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نشانه نقش خاص انها در مبارزات سیاسی این دوره است . قبل از پدیده توده وار شدن جوامع ، روزنامه تنها یكی از طرق ارتباط اجتماعی بود ولی مهمترین طریق ان به شمار نمی رفت. بنابراین در كنار روزنامه ها و كتب باید وسایل نوینی ایجاد می شدند كه شرایط ارتباط مستقیم و فوری از راههای دور در سرزمینهای پهناور را تامین كنند .اختراع تلگراف و تلفن و بی سیم و تكمیل تكنیك های عكاسی به تدریج این شرایط را فراهم ساختند و با ظهور رادیو و سینما و تلویزیون وسایل ارتباطی تازه ای در كنار مطبوعات در اختیار انسان گذاشته شدند. دراین مورد باید یاد آوری كرد كه قبل از صنعت چاپ هیچ وسیله فنی و مصنوعی برای ایجاد ارتباط بین انسانها وجود نداشت و در حقیقت ارتباط موجود بین افراد چه بطور مستقیم و یا با بیان شفاهی و چه بطور غیر مستقیم و با نوشته دستی یك نوع ارتباط انسان با انسان به شمار می رفت. اما از اواسط قرن پانزدهم میلادی به دنبال توسعه و پیشرفت چاپ ،بشر ماشین را وسیله توسعه ارتباطات و تكثیر پیامها قرار داد. بتدریج با بكار افتادن ماشینهای چاپ ،دستگاه های ارتباط سمعی و بصری نظیر تلگراف و تلفن و بی سیم و سینما و تلویزیون و ماشینهای الكترونیك و دستگاههای خودكار هدایت شونده با توجه به نقش انسان و ماشین انواع ارتباط های دیگر مثل «ارتباط انسان با ماشین » ، « ارتباط ماشین با انسان » و «ارتباط ماشین با ماشین » پدید آمدند ، پس مطبوعات چاپی اولین رسانه است كه قبل از رسانه هایی مانند رادیو و تلویزیون و سینما پا به عرصه وجود نهادند . با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیامهای گوناگون انسانی وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از میان رفت و به عقیده برخی از دانشمندان علوم ارتباطات مثل «مارشال مك لوها » كانادایی بدنبال عصر چاپ یا «عصر گوتنبرگ » عصر ارتباطات الكترونی یا «عصر ماركنی »1 آغاز شد .

در آخرین سالهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با كوششهای دیگری كه برای تكمیل فن عكاسی و فیلمبرداری ، ساختن ضبط صوت و دستگاه گرامافون و تهیه وسایل نمایش و انتقال عكسها و تصویر های متحرك از راههای دور صورت گرفتند ، وسایل نوینی چون سینما ، رادیو و تلویزیون در اختیار انسان گذاشته شدند این وسایل جدید كه اكنون به وسایل ارتباطی سمعی و بصری معروف می باشند ، در زمینه ی ارتباط بین انسان ها نقش ماشین را بالا برده اند و می توان آنها را مظهر ارتباط «ماشین باانسان » تلقی كرد ؛ می دانیم كه صد سال پیش هیچ كدام از وسایل ارتباطی نوین مثل رادیو ، سینما و تلویزیون در جهان وجود نداشتند . در این زمان كتب و مجلات دارای تیرا‍ژ بسیار محدودی بودند . روزنامه ها نیز بیشتر جنبه سیاسی و مسلكی را دارا بودند و به سبب عدم پیشرفت تكنیك های مخابراتی هنوز جنبه خبری پیدا نكرده بودند و نمی توانستند به نیازهای مردم برای كسب اطلاعات فوری و فراوان پاسخ مثبت بدهند . مردم دنیا تا حدود نیم قرن پیش از رادیو استفاده نمی كردند و سینما هم كه در این دوره ،نخستین سال عمر خود را می گذراند، هنوز رواج فراوان پیدا نكرده بود. بیست و پنج سال پیش تلویزیون نیز فقط به چند كشور بزرگ صنعتی جهان اختصاص داشت . اما درنیم قرن گذشته و مخصوصاً درسالهای پس از جنگ جهانی دوم هم مسایل جدید ارتباطی جهانگیر شده اند و اكنون صد ها میلیون نفر از مردم دنیا از آنها استفاده می كنند . باید در نظر داشت كه در نیم قرن اخیر به موازات توسعه رادیو و تلویزیون ، ناچار شده اند ماشینهای چاپ را رنگی و پرسرعت تهیه كنند. برخی از آنها برای انتشار سریع و وسیع ، چاپهای متعدد روزانه یا چاپ محلی و ناحیه ای وحتی بین المللی ترتیب داده اند . نباید فراموش كرد كه دگوگونی تكنیكهای ارتباطی در نیم قرن اخیر با دگرگونیهای سیاسی و اقتصادی جوامع، ارتباط نزدیك دارند . مطبوعات قرن هفدهم و هجدهم همزمان با مبارزات ضد استبدادی و پیشرفت دموكراسی توسعه پیدا كرده اند. از اواسط قرن نوزدهم رواج سرمایه داری در طرز اداره و نقش اجتماعی مطبوعات نیز تاثیر گذاشت .

سپس ایجاد و توسعه وسایل ارتباطی نوین دیگر چون سینما و رادیو و تلویزیون هم تحت الشعاع آن قرار گرفت. و به همین جهت اكنون در كشور های صنعتی غربی و بسیاری از ممالك دیگر جهان ، این وسایل ارتباطی اغلب توسط موسسات برزگ تجاری اداره می شوند . موسسات مطبوعاتی و رادیو و تلویزیونی و سینمایی با تهیه میلیونها نسخه روزنامه ها یا مجله ، انتشار برنامه های فراوان و گوناگون خبری و تبلیغاتی و ساختن فیلم بسیار فراوان این وسایل، یعنی خوانندگان ، شنوندگان و بینندگان نیز مانند خریداران كالاهای صنعتی دیگر ،برای رفع نیازهای خود از آنها استفاده می كنند . اصطلاح وسایل ارتباط توده ای یا جمعی كه اكنون در بسیاری از ممالك برای معرفی روزنامه ، رادیو ، تلویزیون و سینما بكار می رود، در عین حال كه شاخص نقش اجتماعی این وسایل در ایجاد و توسعه ار تباط بین انسانهای بیشماری است، طرز عرضه تجاری آنها را نشان می دهد .

درمورد نقش رسانه ها بر تعلیم و تربیت، پژوهشهای مشابه متعددی انجام شده است كه تقریباً نتیجه ی همه این پژوهشها این بوده است كه تنها داشتن رسانه ها و یا وسایل متنوع آموزشی ،موجب یادگیری نمی شود و آنچه مهم است نحوه بكار گیری این وسایل می باشد. مثلا استفاده از كامپیوتر و فیلم آموزشی اگر مبتنی بر اصول یادگیری باشد در آموزش و پرورش نقش بسزایی راایفا می كند. اما اگر بدون توجه به این اصول از وسایل نامبرده استفاده شود ،هیچ تاثیری نخواهد داشت . یكی از تحقیقات انجام شده در زمینه استفاده از رسانه ها درآموزش و یادگیری مربوط به « كلارك » استاد رشته روانشناسی پرورشی و تكنولو‍ژی آموزشی است كه « سیف » در كتاب خود از آن نام برده است . « كلارك» نظر خود را چنین بیان كرده است : اكثر تحقیقات انجام شده به خودی خود تحت هیچ شرایطی هیچگونه تاثیری بر یادگیری ندارند؛ حتی در موارد معدود ی كه كاربرد این رسانه ها به افزایش قابل ملاحظه ای در پیشرفت یا توانایی یادگیرندگان انجامیده است مانند مورد تاثیر تلویزیون آموزشی در كشور السالوادور ، علت این تاثیرات وجود رسانه ها نبوده است ، بلكه عامل اصلی افزایش یادگیری ، اصلاح برنامه های درسی بوده كه با آموزش تلویزیونی همراه شده است .شواهد موجود حاكی ازآن است كه رسانه ها صرفاً نقش وسایل نقلیه ای را ایفا می كنند كه آموزش و تعلیم وتربیت را به یادگیرنده انتقال می دهند. اما به همان قیاسی كه كامیون حاصل تره بار درخاصیت غذایی مواردی كه حمل می كند هیچ تغییری ایجاد نمی كند، رسانه های آموزشی نیز بر پیشرفت دانش آموزان تاثیر چندانی ندارند . مسلماً نوع وسیله انتخابی ، بر هزینه و دامنه آموزش یاد گیرنده اثر می گذارد .

شاید بتوان گفت نظر « كلارك» اندكی با بی انصافی همراه است ؛او رسانه ها را همچون كامیونی می داند كه مواد غذایی را جابجا می كند. بنابراین نمی توانند تاثیر قابل توجهی بر خاصیت غذایی مواردی كه حمل می كنند داشته باشند .برای انتقال پیام آموزش و پرورش از فرستنده به گیرنده ، خواه نا خواه نیازمند یك كانال ارتباطی هستیم. این كانال ارتباطی بنا به تعبیر « رابرت گاینه» نوعی «نظام ارسال پیام» است كه نباید آن را محدود به فیلم یا تلویزیون دانست؛ چنانكه وی به درستی تاكید می كند معلم نیز به نوبه خود نوعی نظام ارسال پیام است. بر این اساس می توان عكس ، نقشه ، رادیو ، كاست صوتی ، فیلم سینمایی ، روزنامه ، مجله و كتاب را نیز به این فهرست افزود . آنچه مهم است اینكه كدام یك ازاین ابزارها برای شرایط و قسمتهای آموزشی مناسبتر است و به كدام دلیل ؟ در پژوهش « كلارك» اهمیت ونقش اصلی بر محتوای مطالب آموزش ذكر شده است. البته محتوا بسیار مهم است. اما پژوهشهای دیگر نیز وجود دارند كه نحوه هماهنگی محتوا باصورت ارائه آن تاكید بسیار شده است. شاید در یك صورت بندی متفاوت از مثال مورد استفاده « كلارك» بتوان گفت كه محتوای آموزش نقش مهمی را ایفا می كند. اما اینكه این محتوا یا به تعبیر « كلارك»1 تره بار با كامیون، سواری ، قطار ، هواپیما و…. نقل و انتقال داده شود نیز نمی تواند خیلی بی اهمیت باشد. خصلت ذاتی برخی از مطالب علمی به گونه ای است كه برای انتقال آنها باید از ابزارهایی استفاده كرد كه سرعت عمل زیادی داشته باشند. در غیر این صورت مطالب به زودی كهنه و غیر قابل استفاده می شوند . برخی از مطالب دیگر ممكن است نیاز به كار عملی و تمرین داشته باشد. لذا رسانه های غیر تعاملی و غیر عملیاتی فاقد كارایی لازم خواهند بود. همچنانكه در بخشهای دیگر این پژوهش نیز اشاره شده است، كاركرد آموزش رسانه ها به ویژه در حوزه های آموزشی غیر رسمی عملاً به اثبات رسیده است .در گزارش كمیسیون بین المللی یونسكو در زمینه توسعه آموزشی كه در سال 1971 تشكیل شده، آمده است كه هر فردامكان داشته باشد در سراسر زندگی خود به آموختن ادامه دهد. مفهوم « آموزش مادام العمر» سنگ بنای جامعه آموزنده است. كمیسیون یونسكو آموزش تمام عمر را بعنوان مفهوم اصلی و زیر بنای سیاستهای آموزشی در سالهای آینده برای كشورهای درحال توسعه و توسعه نیافته پیشنهاد كرد: رسانه های ارتباطی چه برای این كار برنامه ریزی شده باشند و چه نشده باشند، آموزش دهنده اند. زیرا: مردم همواره از آنها می آموزند و تأثیر می گیرند، رسانه ها فراهم آورنده دانش و شكل دهنده ارزش اند. اگر مستقیماً بكار گرفته شوند، می توانند نگرشها یا مهارتهای خاصی را توسعه دهند هنگامی كه وظایف آموزشی ویژه به عهده نظامهای ارتباطی نهاده می شوند ،می توانند نگرشها یا مهارتهای خاصی را توسعه دهند .هنگامیكه وظایف ویژه به عهده نظامهای ارتباطی موثر می افتد كه نظامهای آموزشی رسمی در آنها بی تأ ثیر بوده اند . رسانه های ارتباطی چه عامداً بكار گرفته شوند و چه به هدف ماهیت ذاتی خویش عمل كنند ، نظامهای آموزشی موازی برای شهروند در حین آموزش مدرسه ای و مخصوصاً در آموزش مادام العمر فراهم می آورند كه اغلب با آنها بیشترو آسانتر ارتباط برقرار می كنند تا با آنها رسمی تدریس كه اغلب اجزای نظامهای گذشته اند . «جان ای – آر- كی» 1كتاب : (بوی سیاستهای ارتباطی واقع بینانه ترجمه خسرو جهانداری تهران انتشارات سروش) .

پژوهشهای از دیدگاه فرا تحلیلی مجموعه مربوط به اثر بخشی رسانه ها در آموزش را می توان به سه دسته كلی تقسیم كرد نتایج برخی از این پژوهشها حكایت از ناكارآمدی نقش رسانه ها در تعلیم و تربیت و آموزش دارند و برخی دیگر استفاده از رسانه ها در آموزش را امری ضروری و حتی اجتناب ناپذیر می دانند. در دسته سوم از پژوهش نیز تفاوت چندانی میان یادگیری از طریق رسانه ها با یادگیری مبتنی بر روشهای سنتی به چشم نمی خورد . كتاب رسانه ها و نمادها نوشته « دیوید اولسون » یكی از منابعی است كه با طرح مسایل نظری و نیز بررسی نتایج پژوهشهای تجربی به علت پیرامون طبیعت و نتایج اجتماعی ارتباط و تكنولوژیهای ارتباطی ، بویژه توانمندیها و محدودیتهای خاص هر رسانه و تأثیرات آنها بر نهاد تعلیم و تربیت است .«اولسون» آن دسته از پژوهشهایی را كه نتایج نومید كننده ای دال بر عدم وجود تفاوت معنی دار بین كاربرد رسانه های ارتباطی و روشهای متداول آموزش، بدست آورده اند، به تعریف و نحوه تبیین آنها از كاركرد رسانه های ارتباطی مربوط می داند. وی می گوید: « این گناه دانش فعلی است كه نه اطلاعاتی درباره نحوه ارزیابی آثار روانی این تكنولوژیها داریم و نه می دانیم كه این تكنولوژیها را چگونه برای مقاصد آموزشی بكار گیریم . »

و یا ناشناخته ناچیز بودن این تأثیرها را نه تنها تحقیقاتی ، تحقیقات « سیلبرمن»، بلكه حتی پنجاه (50) سال تحقیق درباره جنبش دیداری شنیداری1 نشان داده است.

اگر چه نتایج حاصل از این خلاصه تحقیقها با نتیجه تحقیق «سیلبرمن» كه بیشتر شامل مقایسه تجربی وسایل مختلف ،نظیر فیلم در مقابل مواد چاپی و در مقابل معلم حضوری و غیره بودن ،فرق می كند ،اما نتیجه ای كه اكثریت قریب به اتفاق این تحقیقات به آن رسیده اند ،این است كه تفاوت معنی داری بین گروههای مختلف دیده نشده است. ( همان منبع 7 و 16) بر این اساس تبیین كیفیت آموزش نه در رسانه ها و روشها ، بلكه باید در عوامل چون محتوا، هزینه ها ویژگیها و رجحانهای فردی جستجو كرد.

اما نتایج پژوهشهایی كه با كاربرد رسانه ها در تعلیم و تربیت موافقت می كنند ،حقانیت خود را با اتكا به مقوله گسترده ای به نام « استقرار دموكراسی در تعلیم و تربیت» اثبات می كنند. براساس این داده ها ‌، رسانه های ارتباطی از جمله تلویزیون به دلیل قابلیت پوشش دادن به تقاضاهای متنوع مخاطبان، این توانایی را دارند تا آموزش را همگانی سازند. بدون شك نفوذ انقلاب ارتباطی به درون نظامهای آموزشی، امروز یك وضعیت بلامنازع را برای این رسانه ها به بار آورده كه موفقیت كاربرد رسانه ها در آموزش، بطور مفصل به توضیح ابعاد مختلف آن پرداخته و از آن دفاع كرده اند. شاید این امكان فراهم می شود تا درك جدیدی از فرآیند و هدفهای آموزشی ایجاد شود. دیدگاههای موافقان و مخالفان استفاده از رسانه های ارتباطی در امر آموزش به یكدیگر نزدیك می شد . همچنان كه «اولسون» به درستی تأكید می كند، « شاید كاركرد رسانه های جدید در وهله اول این نباشد كه وسایل مؤثرترین برای انتقال آن، نوع اطلاعاتی در اختیار آدمی بگذارد كه طی پانصد سال گذشته فرهنگ كتابی یا استوار بر سواد خواندن و نوشتن فراهم آمده ، بلكه برعكس عبارت باشد از كاربرد رسانه های جدید همچون وسایل كشفاد انعكاس تجربه آدمی به شیوه ای مترادف با شیوه هایی كه فرهنگ كتابی بكار می رود. رسانه را به این معنی نباید مطلقاً به معنای وسیله ای دانست كه برای تنظیم هدفهای پیشاپیش تعیین شده بكار گرفته می شود، بلكه بر عكس باید آن را وسیله ای برای تعبیر دوباره هدفها بر حسب رسانه های بیان و ارتباط تلقی كرد. (همان منبع ص 18) .

« هاشم فردانش» دركتاب مبانی نظری تكنولوژی آموزشی ، پژوهشهایی را كه تحت تأثیر حاكمیت رویكرد اول در تكنولوژی آموزشی انجام شده اند، به سه دسته تقسیم می كند: دسته اول حاكی از برتری رسانه های جدید بر روشهای سنی بود، دسته دوم بیانگر عدم وجود تفاوت معنی دار بین رسانه های جدید و روشهای سنتی و دسته سوم حاكی از برتری روشهای سنتی بر رسانه های جدید بود . حصول چنین نتایج متناقضی در وهله اول محققان را به فكر واداشت تا در نظارت بر عوامل مؤثر در تحقیقات دقت بیشتری كنند ،شاید اغلب محققان ،نتایج متناقض بدست آمده را ناشی از خطاهای آماری و كنترلی در انجام تحقیقات می دانستند و به همین دلیل انجام اینگونه تحقیقات مقایسه ای تا مدتی دیگر ادامه یافت . (مبانی نظری تكنولوژی آموزشی ،هاشم فردانش . انتشارات سمت 1373 ص 21)

«شهناز ذوفن » و « خسرو لطفی پور» در كتاب رسانه های آموزشی برای كلاس درس با موضع گیری مثبت در مورد نقش و كاربرد رسانه های ارتباطی در امر تعلیم و تربیت رسانه های آموزشی می توانند به چهار طریق به یادگیری كمك كنند:

1- رسانه هایی از قبیل فیلم ، ویدیو، فیلم استریپ ، نوار عمومی یا تصاویر، تجارب غیر مستقیم را به جای تجارب مستقیم در اختیار دانش آموزان قرار دمی دهد.

2- بصورت ابزار اصلی انتقال اطلاعات، ارتباطی دقیق را سبب می شوند .

3- با استفاده از شرایط فیزیكی ، انگیزش ، رنگ ، واقع گرایی و خلاقیت سبب ایجاد علاقه به یادگیری می شوند.

4- بر روشها و امكانات موجود معلم می افزایند.به این تربیت او می تواند تجارب یادگیری را برای دانش آموزان تنظیم كند تا به راحتی به هدفهای آموزشی مورد نظر دست یابند. آنها نتایج كلی تحقیقات مربوط به فن آوریهای جدید را چنین بیان می كنند:

1- این فناوریها غالباً معلمان را به ارائه تكالیف درسی در سطح فكری بالاتر وا می دارند.

2- معلمان را در جهت مربّی بودن و مربی شدن و نه پخش اطلاعات ،حمایت می كنند.

3- برای معلمان موقعیت امنی بوجود می آورند تا بار دیگر یادگیرنده شوند و نظریات خود را درباره برنامه درسی و روشهای تدریس با دیگران درمیان بگذارند .

4- دانش آموزان را برای تلاش در جهت انجام دادن تكالیف مشكلتر و همچنین دقت بیشتر در تولید كار خویش تشویق می كنند.

5- اهمیت دادن به ارزشهای فرهنگی را بر وظایف مدرسه می افزایند.

در زبان فارسی و متناسب با شرایط بومی وضعیت آموزش و رسانه ها در جامعه ایرانی هنوز پژوهشهای مربوط به آموزشهای رسانه ای و نقش تكنولوژیهای ارتباطی در تعلیم و تربیت، به صورت منظم و سازمان یافته انجام شده است. چنین موضوعاتی را به طور پراكنده می توان در برخی رساله های دانشجویی رشته های علوم تربیتی مشاهده كرد. اساساً توجه به كاربرد رسانه ها در آموزش و پرورش بصورت یك معضل ،بیشتر مورد توجه علاقمندان حوزه آموزش بوده است . بعنوان مثال در مراجعه به بخش پایان نامه های رشته ارتباطات دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، حتی یك عنوان رساله وجود ندارد در چنین موضوعی ویژه در موضوع بحث این مقاله ، نقش(رسانه در تعلیم و تربیت) به زبان فارسی وجود ندارد. آنچه از بین نوشته ها و آثار موجود حائز اهمیت هستند، یكی كتاب «مرتضی مجدفر» است، با عنوان بسته آموزشی چیست؟ این كتاب كه در 17 بخش تنظیم شده است، مباحثی چون اهمیت و ضرورت بسته های آموزش ، تاریخچه تولید این بسته ها ، اجزاء بسته ها تولید كنندگان بسته ها و … مورد توجه قرار گرفته است .این كتاب بیش از آنكه خود درگیر مناقشات و جبهه گیریها پیرامون نقش رسانه ها در آموزش شده باشد، عمدتاً با رویكرد علمی– مهارتی، به توضیح ماهیت بسته های آموزشی می پردازد . در كتاب دیگری با عنوان مسئله مباحثی در تكنولوژی آموزشی كه بصورت مجموعه مقاله توسط گروهی از اساتید دانشگاه و مسئولین اجرایی آموزش و پرورش بصورت غیر مستقیم ، ادبیات شفاهی به مثابه ابزار مفید آموزش ، اطلاعات در تكنولوژی آموزشی ، تكنولوژی آموزش و نگرش سیستمی و … مورد بحث قرار می گیرد.

اهمیت این كتاب از جنبه رسانه ها ، تأكید بر این نكته است كه به رسانه ها نباید بعنوان وسایل كمك آموزشی نگریست ،بلكه باید این نكته را در نظر داشت كه رسانه ها می تواتند بجای معلم به تعلیم و تربیت آحاد مردم بپرازند . قدیمی بودن مطالب كتاب یكی از ضعفهای آشكار آن است ، اما در مقایسه با سایر كتب حوزه تكنولوژی آموزشی كه عموماً با دیدگاهی بسته داده های دهه 1995 اروپا را به ویژه متمركز بر بیان نقاط قوت و ضعف وسایل سمعی – بصری تكرار كرده اند ،از نقاط قوت بسیار زیادی برخوردار است ؛ از آن جمله اند :تخصصی بودن نسبی مطالب ، توجه به اجزاء مباحث تكنولوژی آموزشی ، رویكرد بومی داشتن در موضوعات مقالات و ….

كتاب قابل ذكر دیگر، مجموعه مقالات اولین سمینار تخصصی آموزش از راه دور است كه توسط دانشگاه پیام نور در سال( 1371 ) منتشر شده است. آموزش از راه دور به دلیل اینكه خواه یا نا خواه متكی به رسانه هاست ،حائز اهمیت زیادی است .در ایران به دلیل اینكه دانشگاه پیام نور فعلاً انحصاری از نظام آموزش مكاتبه ای استفاده می كند ،در نتیجه مباحث نظری و پژوهشهای مورد توجه این نظام نیز متمركز بر رسانه های مكتوب است و به رسانه هایی چون فیلم توجه چندانی نمی شود. در یكی از مقالات این كتاب با عنوان « نقش رسانه ها در نظام آموزش از راه دور و نظام آموزش سنّتی تألیف «علیرضا عطایی» و «محمد علی محمدی»، پس از معرفی خصوصیات و ویژگیهای دو نظام فوق ،به بحث پیرامون نقش رسانه ها در آموزش عالی كشور پرداخته و معتقدات استاد مهمترین رسانه مؤسسات آموزش عالی سنّتی است ؛ تنها در اولویت ها و مراتب بعدی كه از آزمایشگاه ، كارگاه ، كتابخانه و احیاناً رسانه های دیداری – شنیداری در اینگونه مؤسسات استفاده می شود، مؤلفان می گویند: « تجربه نشان داده است كه از میان رسانه های موجود در كشور، كتاب خود آموز ، كلاسهای رفع اشكال و تلویزیون بیش از سایر رسانه ها برای این دانشگاه مناسب اند .اما اهمیت كتاب خود آموز به مراتب بیش از دو رسانه دیگر است .زیرا با ارائه متون درسی خود آموز ایده آل می توانست از دانشجو انتظار داشته باشد كه مسئولیت فراگیری را شخصاً قبول كند.

برنامه های آموزشی تلویزیونی هم برای رشته های علوم پایه بسیار مفید است. البته درصورتی كه این برنامه ها بر خوردار از ویژگیهای یك برنامه آموزش تلویزیونی، به مفهوم واقعی باشند و همزمان با پیشرفت دروس از شبكه پخش شوند. به نظر می رسد كه آقایان عطایی و محمدی بیش از آنكه به چالشها و نیازهای آموزش كشو ر توجه داشته باشند ،صرفاً درصدد توجه تحلیل گرایانه از نقش و عملكرد دانشگاه پیام نور بوده اند. البته حكم صادر كردن در مورد این كه رسانه ای مكتوب در حوزه آموزش عالی ،مناسبتر از رسانه های غیر مكتوب است؛ نیازمند بررسی جداگانه ای است ، نیازمند استنادات تجربی دقیق است .

كتاب دیگر، مجموعه مقالات سمینار اندیشه های نو در تكنولوژی آموزشی می باشد كه توسط نشر دانا در سال 1374 منتشر شده است. موضوعات آن در زمینه جنبه های نرم افزاری و فرآیندی تكنولوژی آموزش می باشد . «سید منشور مرعشی» در مقاله ای با عنوان الگویی مناسب برای استفاده از رسانه در آموزش و پرورش ،پس از تعریف رسانه آموزشی ، برای بهره گیری از رسانه ها در امر تعلیم و تربیت ،به ارائه یك مدل می پردازد كه مراحل آن عبارتند از :

-مرحله اول : شناسایی یادگیرندگان تجزیه و تحلیل . مرحله دوم بیان اهداف آموزشی . مرحله سوم انتخاب رسانه و مواد آموزشی مرحله چهارم: استفاده مؤثر از رسانه ها در آموزش ( آمادگی فراگیر- آماده كردن محیط كلاس – آمادگی معلم ) .مرحله پنجم اجرا توسط یادگیرنده مرحله ششم ارزشیابی كه شامل : ارزشیابی از پیشر فت تحصیلی یادگیرنده – ارزشیابی از رسانه ها و ارزشیابی از فرآیند آموزش داشته است اما در ارائه الگوی خوبی به نظر می رسد كه با دركی سخت افزاری به سراغ رسانه ها رفته است ، دست اندر كاران نظام معلم محور را با استفاده از رسانه ها در بخش از فرآیند آموزش ترغیب می نماید. ضمن آنكه مدل ارائه شده الگوی خلاصه شده از نظام طراحی آموزش است كه اولین بار توسط « رابرت گانیه1» در كتاب طراحی آموزش ارائه شده است.

تاریخچه روزنامه

نقش رسانه ها در تحول اجتماعی ( روزنامه)

امروزه علیرغم پیشرفتهای فراوان علوم ارتباطی و اطلاع رسانی ، هنوز در بین رسانه های گروهی ، جراید خصوصاً روزنامه ها ، سودمندترین ، فراوان ترین و ارزان ترین وسیله برای بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه و مبارزه با جهل و بی خبری به شمار می آیند. در بین جوامع توسعه یافته و در حال توسعه هنوز نشر و مطالعه روزنامه مبین روشنفكری ، درك عمیق و بالا بودن شعور سیاسی و اجتماعی است .

در كشور ما سابقه انتشار روزنامه به دوره قاجار باز می گردد . نخستین روزنامه فارسی منتشره در ایران ،تاریخ عشر آخر رمضان المبارك 1252 ه .ق را برخود دارد و با این عبارت آغاز شده است :

« بر رای صوابنمای ساكنین ممالك محروسه مخفی نماناد كه همت ملوكانه اولیای دولت علیه ، معروف بر این گشته است كه ساكنین ممالك محروسه تربیت شوند و از آنجا كه اعظم تربیت ، آگاه ساختن از كار جهان است ، لهذا به حسب حكم شاهنشاهی ، كاغذ اخباری مشتمل بر اخبار شرقیه و غربیه در دارالطباعه ثبت و به اطراف واكناف فرستاده خواهد شد.»

روزنامه ها به خاطر ویژگی هایی از قبیل ارزانی ، فراوانی ، نقل صحیح و دقیق اخبار، اختصار و تنوع مطالب و سادگی زبان و …، قادر هستند طیف گسترده ای از اقشار مختلف جامعه را تحت پوشش اطلاعاتی قرار دهند و نیز به واسطه مقبولیتی كه بین مردم دارند می توانند وسیله خوبی برای انتقال آگاهی های مختلف به ذهن و خاطر مردم و ترمیم و تصحیح روابط و ضوابط موجود در جامعه باشند. البته این مقبولیت در بدو امر از دو علت ناشی شده بود نخست آنكه روزنامه ها در آن دوران ، تنها رسانه گروهی موجود در كشور به شمار می آمد كه اخبار صحیح و دقیقی از اوضاع داخله و خارجه كشور را به اطلاع عموم می رسانید. هر چند كه این روزنامه ها در بعضی از نقاط به علت وضعیت بد حمل و نقل ، با تأخیر چند روزه و گاهی چند هفته ای به دست خوانندگان می رسید ولی با این حال موجب پیشرفت عمده ای در سرعت و صحت خبر رسانی می شدند.

علت دیگر مقبولیت روزنامه در بین مردم ، سادگی و روانی نوشته های آنها بود كه درك مطالب آن را توسط افراد كم سواد و حتی بی سواد ممكن می ساخت. افراد بی سواد كه اكثریت مردم كشورمان را تشكیل می دادند ، به این نحو از مفاد روزنامه ها مطلع می شدند كه افراد با سواد در مراكز تجمع مردم چون قهوه خانه ها حاضر می شدند و با صدای بلند محتویات روزنامه ها را برای سایرین قرائت می كردند .و به این ترتیب جمع كثیری اعم از با سواد و بی سواد از مفاد روزنامه ها آگهی می یافتند. رفته رفته با بالا رفتن شعورسیاسی و اجتماعی مردم ، نقش روزنامه به عنوان یك رسانه مفید، فراوان و ارزان تثبیت گردید و اشتیاق اقشار مختلف جامعه به مطالعه روزنامه رو به فزونی نهاد. اگر حضور هماهنگ و یك پارچه مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی را نشانه بالا بودن سطح فرهنگ عمومی و شعور سیاسی و آگاهی ملی بدانیم ، آنگاه می توانیم بگوییم كه این امر با آزادی و تنوع و تعداد و حتی تیراژ جراید خصوصاً روزنامه ها رابطه مستقیم داشته و دارد. زیرا روزنامه ها در بدو پیدایش ، نقش مهم و مؤثری در وقوع تحولات عمده و عمومی داشته اند. برای اثبات این مدعا از تاریخ سایر كشورها چون فرانسه و روسیه و آلمان و … شواهد فراوانی می توان یافت . ولی ما به ذكر سه شاهد از تاریخ كشورمان ایران، اكتفا می كنیم .

با نگاهی به تاریخ ایران از زمان انتشار نخستین روزنامه فارسی تا به امروز ، سه تحول اجتماعی – سیاسی عمده وعمومی در كشور صورت پذیرفته است كه عبارتند از : انقلاب مشروطیت ، نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی . و در زمان وقوع این سه رویداد بی مانند و ارزشمند، كه با حضور آگاهانه و گسترده آحاد ملت تحقق یافته است ، جراید خصوصاً روزنامه ها نقش تعیین كننده ای در جهت دادن به خواست و اراده ملی ، روشن كردن اذهان ملت و انسجام مبارزات مردم داشته اند.

1- دوره انقلاب مشروطیت ( 1314 ه.ق ترور ناصر الدین شاه – 1327 ه.ق جلوس احمد شاه).

در این دوره مردم ایران به شهادت تاریخ از شعور سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار بودند. در این دوران به جز مدت دوساله استبداد صغیر محمد علی شاهی ،روزنامه هاو جراید بسیاری به زبان فارسی در داخل و خارج كشور چاپ و منتشر می شده است كه پروفسور ادوارد براون1 در كتاب ارزشمند خود به نام تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت از سیصد و هفتاد و یك مورد با ذكر نام و محل انتشار یاد كرده است . و این مقدار با توجه به جمعیت كشور و امكانات چاپ و نشر در آن زمان بسیار قابل ملاحظه است . معروفترین روزنامه نگاران این دوران عبارت بودند از: قاسم خان و جهانگیر خان صور اسرافیل ، علی اكبر دهخدا، ابراهیم پور داود، سید اشرف الدین گیلانی ، ملك الشعرای بهار، ادیب الممالك فراهانی ، سید عبدالرحیم خلخالی ، میرزا محمد حسین فروغی و بسیار دیگر .

2- دوره نهضت ملی ( 1330 ه . ش انتصاب دكتر محمد مصدق به نخست وزیری – 28 مرداد 1332 ه .ش كودتای آمریكایی فضل الله زاهدی) در این دوره به خاطر اتخاذ شیوه های دمكراتیك توسط دولت وقت ، مردم از آزادی عمل و تنوع فراوان برخوردار شدندو روزنامه نگاران به آن درجه از اعتبار سیاسی و مقبولیت اجتماعی رسیدند. كه تعدادی از آنها به وزارت و وكالت رسیدند . متأسفانه از تعداد نشریات كشور در این دوره ، اطلاع دقیقی در دست نیست ولی به شهادت ناظران ، جراید در این دوره از تعدد و تنوع بسیار برخوردار بودند.

3- دوره انقلاب اسلامی (1357-1360 ه.ش) از این دوره به عنوان یكی از به یاد ماندنی ترین ادوار تاریخ روزنامه نگاری در ایران می توان نام برد. زیرا در این دوران پر شكوه علاوه بر روزنامه ها و جراید رسمی . مجاز در تهران و شهرستانها ، روزنامه ها و بولتنهای متعددی توسط ارگانها ، نهادها ، احزاب و گروههای سیاسی چاپ و منتشر می شد. حتی در مدارس كشور ، دانش آموزان به تهیه روزنامه های دیواری مبادرت می نمودند.

بوسیله روزنامه می توان مردم را با مواریث تاریخی ، دینی و ادبی كشورشان آشنا كرد. به وسیله روزنامه می توان با جهل و خرافه مبارزه كرد و افراد را از ارتكاب جنایت ، بزهكاری و خطا و گناه باز داشت . به وسیله روزنامه می توان مردم را به ایثار، عمل صالح ، رعایت قوانین و حفظ بهداشت عمومی تشویق كرد.

احتساب همه این روزنامه ها و جراید، تعداد نشریات كشور در این دوران از چندین هزار بالغ می شده است. البته بررسی آثار خیر و شراین نشریات و صحت و سقم مطالب آنها ،خود حدیث مفصلی دارد كه در این مقاله مجال پرداختن بدان نیست و ما را از زمینه اصلی بحث دور می سازد . طبق آمار رسمی موجود در گزارش های فرهنگی كشور به سالهای 60-57 در سال 1357 علی رغم اغتشاشات داخلی و توقیف و تعطیل بسیاری از روزنامه ها و جراید كشور دویست و چهل و نه نشریه بطور مجاز و رسمی در كشور منتشر می شد. و این تعداد درسال 1358 ، دویست و سی و هفت و در سال 1359 دویست و بیست و هفت عنوان بوده است . ولی ناگهان این تعداد در سال 1360 به كمتر از نصف یعنی 117 عنوان نشریه تقلیل می یابد و كار صدها روزنامه و نشریه غیر رسمی نیز به تعطیلی كشیده می شود.

البته جای بسی خوشبختی است كه تعداد نشریات كشور از سالهای 68 و 69 مجدداً روبه افزایش نهاده است ، هر چند كه از بسیاری جهات این دوران هنوز قابل مقایسه با سه دوره یاد شده نیست.

اما اهم وظایف مطبوعات و دیگر رسانه های گروهی در یك جامعه سالم عبارتند از :

الف) آگاه نمودن مردم از آخرین وقایع و رویدادهای داخل و خارج كشور كه این امر موجب هماهنگی ، همفكری و همراهی بین دولت در اتخاذ مواضع مشترك برای حفظ منافع ملی و اعتقادی می شود.

ب) بالا بردن سطح آگاهی های افراد جامعه از نظر سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، علمی ، ادبی ، اعتقادی و تاریخی .

ج) تنظیم و تصحیح رفتارها و روابط موجود بین افراد جامعه

و براحدی پوشیده نیست كه میزان بهره مندی افراد هر جامعه از موارد فوق، نشان دهنده سطح فرهنگ عمومی آنان است . در بین رسانه های گروهی چون رادیو و تلویزیون و حتی مجلات، روزنامه ها از توان بیشتری برای ادای وظایف یاد شده ، برخوردار هستند.

آنچه كه موجبات برتری روزنامه ها را در تأمین اهداف و وظایف فوق فراهم آورده ، مزایایی است كه در ذیل می آوریم .

1- ارزانی : پایین بودن بهای روزنامه ها ، تهیه آنها را توسط كم در آمد ترین اقشار جامعه نیز سهل و ممكن می سازد و از این لحاظ روزنامه مشكل آفرینی رادیو و تلویزیون را ندارد.

2- فراوانی : فراوانی روزنامه ها ، ابتیاع سریع و آسان آن را توسط همگان فراهم می آورد.

3- سادگی زبان : سادگی زبان نوشتاری روزنامه ها موجبات گسترش نفوذ آن را در بین اقشار مختلف فراهم می آورد. زیرا در متن اخبار و اطلاعات روزنامه ها اثری از سخنان فخیم و جمله پردازی های ادیبانه و واژگان دشوار و دور از ذهن نیست و هر كس با حداقل سواد خواندن و نوشتن می تواند از محتوای آن آگاه شود.

4- در دسترس بودن : روزنامه ها پس از ابتیاع كاملاً در اختیار خریدار قرار دارند . وبه خاطر حجم و وزن كمشان به آسانی قابل حمل می باشند . بنابراین خوانندگان بدون آنكه لطمه ای به برنامه كاری خود بزنند، می توانند در فرصتهای كوتاهی كه دست می دهد به دفعات از آن استفاده نمایند. و این در حالی است كه برای استفاده از رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون ، این شنونده و بیننده است كه باید وقت خود را با زمان پخش برنامه مورد علاقه ،تنظیم كند.

5- تنوع مطالب : تنوع مطالب روزنامه ها باعث می شود كه هر خواننده ای متناسب با ذوق و علاقه و به فراخور استعداد فكری و ذهنی خود از آن بهره مند گردد و از این بابت و زنامه حتی بر مجله برتری دارد ؛زیرا مجلات معمولاً جنبه تخصصی دارند و نسبت به روزنامه ها مجموعه كوچكی را تحت پوشش اطلاعاتی قرار می دهند.

6- اختصار مطالب : در زندگی پر مشغله امروزی كه مجال مطالعه به حداقل زمان خود رسیده است ، اختصار مطالب روزنامه ها از ارزش فراوانی برخوردار است . زیرا خواننده می تواند لُبّ مطالب را در كمترین عبارت و زمان ممكن دریابد. بدین ترتیب روزنامه در یك جامعه كاری فعال ، جایگاه ویژه ای دارد.

7- صحت و دقت اخبار : ویژگی دیگر روزنامه ها كه موجبات مقبولیت آنها را فراهم آورده است، صحت و دقت اخبار مندرج در آنهاست ،به نحوی كه خواننده ،مطالب غیرخبری روزنامه را نیز با اعتماد و علاقه مطالعه می كند. و به همین دلیل روزنامه ها می توانند همه روزه گنجینه ای از آگاهی های فرهنگی را به ذهن و خاطر خوانندگان منتقل كنند.

یك مزیت مستقیم دیگر را نیز بر مزایایی كه بر شمردیم ،می توان افزود و آن عبارت است از ایجاد عادت و مطالعه در افرادی كه به طور مستمر به مطالعه روزنامه می پردازند.این امر در دراز مدت ، خوانندگان روزنامه را به سوی مطالعه كتاب كه فایده ای عظیم تر دارد، سو ق می دهد. و ارزش آن وقتی آشكار می شود كه می بینیم با پیشرفت و فراگیر شدن رسانه های صوتی و تصویری، رفته رفته عادت به مطالعه در بین مردم كاهش یافته است . زیرا بطور طبیعی انسان به كارهایی روی می آورد كه برای انجام آن به صرف انرژی و فعالیت ذهنی كمتری نیاز باشد.

مزایای یاد شده این امكان را فراهم می آورند كه طیف بسیار زیادی از افراد جامعه تحت پوشش فرهنگی قرار گیرند . بوسیله روزنامه می توان مردم را به مواریث تاریخی ، دینی و ادبی كشورشان آشنا كرد . به وسیله روزنامه می توان با جهل و خرافه مبارزه كرد و افراد را از ارتكاب جنایت ، بزهكاری و خطا و گناه بازداشت . به وسیله روزنامه می توان مردم را به محبت و ایثار ، عمل صالح، رعایت قوانین و بهداشت عمومی تشویق كرد.

پس باید هر چه بیشتر برای بالا بردن و حفظ توانایی های روزنامه كوشید و بر كمیت و كیفیت مطالب چاپ و نشر افزود. و این امر ممكن نمی شود مگر با رعایت نكات زیر:

1- پایین نگاهداشتن بهای روزنامه ولوبا پرداخت یارانه ی دولتی .

2- تشویق آحاد و اقشار مختلف مردم به مطالعه ی روزنامه .

3- رعایت آزادی و حرمت قلم ، هر چند كه با منافع كوتاه مدت دولتها و جناحهای سیاسی در تضاد باشد. مگر آنكه موجب اخلال در امنیت ملی و جریحه دار شدن عفت عمو می گردد.

4- برخورد جدی با نشر اكاذیب ، افكار خرافی و مفاسد اجتماعی .

5- فراهم آوردن امكانات چاپ و نشر سریع و مطلوب .

6- دقت در درستی و سادگی نگارش و زبان نوشتاری روزنامه ها .

«سبب وی» همه مظاهر زندگی جوامع غربی را در این عصر به عنوان « كهكشان گوتنبرگ» معرفی می كند.

البته نباید فراموش كرد از زمان اختراع گوتنبرگ1 تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها و ایجاد ارتباطات جمعی واقعی ، چند قرن فاصله است . زیرا به طوری كه ضمن مطالعه درباره تحول و توسعه و مسائل ارتباطی جمعی مشاهده خواهیم كرد، نخستین روزنامه های چاپی اروپائی به تعداد نسبتا زیاد و با نظم دوره ای هفتگی ، از دهه سوم قرن هفدهم یعنی در حدود دو قرن پس از ایجاد صنعت چاپ ، بوجود می آیند و اگر در نظر داشته باشیم كه انتشار توده گیر و نظم دوره ای كوتاه ، دو خصلت اصلی وسائل ارتباط جمعی بشمار می روند، باز بین زمان انتشار نخستین مطبوعات غربی ، تا اوایل قرن نوزدهم میلادی كه روزنامه های روزانه توسعه و تكامل پیدا می كنند، دو قرن دیگر فاصله وجود دارد. از اواخر قرن هیجدهم به دنبال انقلاب كبیر فرانسه و گسترش اندیشه های آزادیخواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و به تدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهر نشینی ،بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرائط لازم برای انتشار روزنامه های پر تیتراژ را آماده گردند. بدین ترتیب خواندن مطبوعات كه پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیسوادی اكثر مردم، رواج لازم نیافته بود، و اغلب به طور جمعی صورت می گرفت ، عمومیت پیدا كرد و به صورت فردی در آمد . به همین سبب می توان گفت ارتباطات جمعی واقعی از زمانی پدید می آیند كه هر فرد امكان می یابد به میل و دلخواه خود، اطلاعات لازم را از طریق روزنامه ها كسب كند و مورد استفاده قرار دهد. با این توجیه ، پدیده ارتباطات جمعی با پدیده وسیع صنعتی شدن جوامع غربی همبستگی می یابد.

در این زمینه تكامل وسائل فنی چاپ كه تولید روزنامه ها را به تعداد فراوان امكان پذیر می سازد، افزایش در آمدها كه فردی شدن خرید روزنامه ها را به همراه می آورد و بالاخره بالا رفتن سطح آموزش كه سبب فردی شدن مطالعه روزنامه ها و گسترش كنجكاوی ها می شود، از شرائط اساسی هستند. تحت تأثیر این شرایط ، تولید و انتشار اخبار روزنامه ها از اصول تكنیك صنعتی شدن تبعیت می كنند و مصرف فردی اخبار نیز شرائط خاصی را ایجاب می نماید كه به صنعتی شدن ، سواد آموزی ، ثروت اندوزی و توسعه شهر نشینی در جوامع غربی بستگی دارند.

بنابراین انتشار مطبوعات پر تیتراژغربی در قرن نوزدهم را می توان شاخص عصر مهم دیگری در تاریخ ارتباطات تلقی كرد. لازم به یادآوری است كه تا این زمان ، با وجود فراوانی تعداد روزنامه ها در اروپا و آمریكای شمالی ، تیتراژ مطبوعات كم بود و خوانندگان محدودی از آنها استفاده می كردند. علاوه بر این روزنامه های قبلی بیشتر جنبه سیاسی داشتند و به انتشار نظریات مسلكی و مقالات سیاسی بیش از انتشار اخبار توجه می كردند. اما روزنامه های پر تیراژی كه از اواسط قرن نوزدهم در ممالك غربی انتشار یافتند ، بارها كردن روش سیاسی روزنامه های كوچكی قبلی و توجه بیش از پیش به چاپ اطلاعات و مطالب گوناگون غیر سیاسی ، جنبه خبری پیدا كردند و مانند سایر مؤسسات بزرگ اقتصادی ،هدف اصلی خود را برفروش بیشتر استوار ساختند.

روزنامه های خبری قرن نوزدهم را معمولاً آغاز گر عصر ارتباطات صنعتی می شناسند. در میان این روزنامه ها ، در فرانسه روزنامه « مطبوعات» به مدیریت « امیل دوژیراردن» 1كه در سال 1836 با وارد كردن آگهی های تجاری به صفحات خود ، بهای قبلی روزنامه ها را به نصف كاهش داد و ده ها هزار تیتراژ بدست آورد و « روزنامه كوچك» كه در سال 1836 با نصف بهای روزنامه « مطبوعات » منتشر شد و همچنین بعضی از روزنامه های آمریكائی نظیر« سان» 1و « نیویورگ هرالد» 2كه در فاصله 1836 تا 1835 به بهای یك پنی انتشار یافتند، مقام مهمی دارند.

توسعه «مطبوعات توده گیر» كه از اواخر قرن نوزدهم سرعت گرفته بود، در سال های پیش از جنگ جهانی اول ، پیشرفت فراوان پیدا كرد . به طوری كه «روزنامه كوچك» فرانسه در سال 1895 ، یك میلیون نسخه تیراژ كسب نمود و روزنامه « پاریسی كوچك» در نخستین سال های قرن بیستم به عنوان بزرگترین روزنامه فرانسه و جهان ، تیراژ خود را به یك میلیون و نیم نسخه رساند و به زودی در كنار آن در فرانسه و سایر كشورهای غربی، روزنامه های دیگری نیز با تیراژ بیش از یك میلیون نسخه انتشار یافتند.

روزنامه های بزرگ پر تیراژ غربی را می توان آغاز گر گسترش همه جانبه وسائل ارتباطی نوین در آغاز قرن بیستم دانست . زیرا پس از جنگ جهانی اول ، رادیو نیز به سرعت رو به توسعه گذاشت . در سال 1920 خبرهای مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریكا به وسیله رادیو در این كشور پخش شد .در سال 1926 در آمریكای شمالی و آمریكای مركزی 725 فرستنده رادیوئی به وجود آمده بودند و اروپا كه در این سال دارای 170 فرستنده رادیوئی بود ، در سال 1930 تعداد آنها را به 238 فرستنده رساند.

گسترش رادیو در سال 1935 در كشورهای پیشرفته غربی به جائی رسید كه این وسیله ارتباطی نیز مانند مطبوعات خبری وارد مرحله « مصرف فردی» گردید . باید دانست تعداد شنوندگان رادیو كه در سال 1926 در حدود 50 میلیون بود ، درسال 1935 به حدود 190 میلیون رسید و در سال 1960 از335 میلیون تجاوز كرد.

ارقام فوق به خوبی امكان پیشرفت این وسیله ارتباطی جدید را كه بر خلاف روزنامه ها، مستلزم گسترش متقارن آموزش توده نیست ، آشكار می سازد. اما باید در نظر داشت كه توسعه فرستنده های رادیوئی ، با توسعه اقتصادی ارتباط نزدیك دارد. در عین حال نباید فراموش كرد كه صاحبان صنایع رادیو سازی نیز مانند روزنامه های بزرگ خبری ، به وسیله سرمایه داران خصوصی به وجود آمده اند . البته علاوه بر این گونه فرستنده های رادیوئی كه در بعضی از ممالك مخصوصا ایالات متحده آمریكا ، با استفاده از درآمد آگهی های تجاری به كار خود ادامه می دهند ، دربرخی از كشورها مانند فرانسه نیز فرستنده های رادیوئی به وسیله دولت ها تاسیس شده اند و مخارج اداره آن ها از بودجه عمومی تامین می گردند.

صنعت سینما نیز كه در اوایل قرن بیستم پدید آمده بود، در فاصله دو جنگ جهانی در كشورهای صنعتی توسعه سریع یافت و این وسیله ارتباطی هم مانند روزنامه ها ورادیوها ، استفاده كنندگان فراوان پیدا كرد. وقوع جنگ جهانی دوم ، پیشرفت این وسیله را متوقف نمود و از توسعه تلویزیون نیز كه از سال 1937 وارد بازار ممالك غربی شده بود ، جلوگیری كرد. اما پس از جنگ جهانی دوم ،تلویزیون به سرعت در ایالات متحده آمریكا و انگلستان و فرانسه و آلمان غربی رو به گسترش نهاد. تا جائی كه این وسیله ارتباطی نوین نیز مانند رادیو در مدتی كمتر از بیست سال به سطح «مصرف فردی» رسید و اكثر كانون های خانوادگی را فرا گرفت. به طور مثال در ایالات متحده آمریكا در سال 1953 در حدود 20 میلیون گیرنده وجود داشت كه در سال 1960 از 52 میلیون تجاوز كرد. در انگلستان نیز در فاصله 1953 تا 1960 تعداد گیرنده های تلویزیون از دو میلیون به حدود 10 میلیون رسید. به طور كلی تا سال 1960 پیشرفت تلویزیون در كشورهای پیشرفته صنعتی به حدی رسید كه با توجه به سطح زندگی عمومی آنها ، برای هر 5 تا 10 نفر جمعیت یك گیرنده وجود داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *