بررسی تطبیقی شعر شاملو و احمدی

رساله حاضرباعنوان بررسی تطبیقی ساختارشعر احمد شاملو و احمدرضااحمدی شامل دوبخش وهدف عمده است بخش نخست الزاما به ملاحظات نظری اختصاص یافته است تاچارچوب نظری این بررسی مشخص گردد و امکان طبقه بندی موضوعاتی پراکنده در نظام ساختارگرایی مورد تحلیل قرار گیرد از آنجا که مطالعات زبان شناختی ادبیات درایران نوپاست وتحقیقات انجام گرفته در این زمینه اندک ولی
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 306 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 239

بررسی تطبیقی شعر شاملو و احمدی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست صفحه

فصل اول:كلیات طرح

بیان مساله…………………………………………………………………………….. 5

هدف واهمیت تحقیق………………………………………………………………. 5

سوال های تحقیق………………………………………………………………….. 6

فرضیه ها وقلمرو تحقیق……………………………………………………. 6

تعریف عملیاتی متغیرها وواژه های كلیدی…………………. 7

روش تحقیق …………………………………………………………………………… 7

محدودیت های تحقیق……………………………………………………………. 7

فصل دوم: مطالعات نظری……………………………………………………. 8

فصل سوم:روش شناسایی تحقیق…………………………………………… 9

روش تحقیق………………………………………………………………………………. 9

جامعه آماری…………………………………………………………………………… 9

حجم نمونه و روش اندازه گیری……………………………………………. 9

ابزار جمع آوری اطلاعات……………………………………………………….. 9

روش تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………….. 9

فصل چهارم: مبانی نظری ساختارگرایی……………………………… 10

ساختار گرایی چیست………………………………………………………….. 10

ساختار گرایی در ادبیات……………………………………………….. 12

تاریخچه ساختار گرایی………………………………………………….. 15

زبان شناسان چک………………………………………………………………… 23

ساخت گرایان……………………………………………………………………….. 25

کاربرد گرایان………………………………………………………………… 28

پیشینه مطالعات زبان شناختی در ادبیات ایران …… 30

بررسی صناعات ایران………………………………………………………… 30

بررسی گونه های ادبی……………………………………………………… 32

سبک شناسی متون ادبی……………………………………………………… 34

هنجار وهنجارهای زبانی………………………………………………….. 36

زبان معیار…………………………………………………………………………. 37

گونه های زبانی………………………………………………………………… 38

ویژه گیها و نقش زبان معیار……………………………………….. 40

زبان فارسی معیار………………………………………………………….. 42

برجسته سازی……………………………………………………………………….. 45

ویژگیهای برجسته سازی……………………………………………………. 47

گونه های برجسته سازی ………………….. 48

قاعده افزایی……………………………………………………………………. 49

هنجار گریزی………………………………………………………………………. 50

قاعده کاهی………………………………………………………………………. 52

هنجار گریزی آوایی……………………………………………………….. 56

هنجار گریزی نوشتاری……………………………………………………… 56

هنجار گریزی واژگانی……………………………………………………… 56

هنجار گریزی نحوی……………………………………………………………. 57

برخی از ویژگی های نحوی زبان ……………. 62

هنجار گریزی سبکی ……………………………………………………….. 67

هنجار گریزی زمانی…………………………………………………………. 69

هنجار گریزی معنایی……………………………………………………….. 70

فصل پنجم:مباحث كاربردی………………………………………………. 72

عاطفه…………………………………………………………………………………. 72

عاطفه در شعرشاملو…………………………………………………………. 73

عاطقه در شعر احمدی……………………………………………………….. 84

زبان در شعر شاملو ……………………………………………………… 88

زبان در شعر احمدی……………………………………………………….. 116

تخیل …………………………………………………………………………………. 120

تشبیه در شعر شاملو……………………………………………………… 121

تشبیه در شعر احمدی……………………………………………………… 134

تشخیص در شعر شاملو…………………………………………………… 139

تشخیص در شعر احمدی……………………………………………………… 147

استعاره مصرحه در شعر شاملو ………………………………… 159

استعاره مصرحه در شعراحمدی………………………………………. 164

موسیقی در شعر شاملو…………………………………………………… 170

موسیقی در شعراحمدی……………………………………………………… 182

فصل ششم:نتیجه گیری……………………………………… 189

منابع ومآخذ……………………………………………………. 205

بیان مساله:

1-چرااز نظر ساختاردو شاعرکه هر کدام به عنوان مبدع وصاحب سبک در شعر معاصر هستند مورد بررسی قرار گرفته اند؟

2-ساختار شکنی شاملو واحمدی چه تاثیری در شعر معاصر گذاشته

3-اهمیت بحث ساختاری در شعر

4-ساختارها چگونه وبا چه ابزاری بررسی می شوند؟

5-آیا برای درک محتوا شناخت ساختار شعر لازم است؟

هدف واهمیت تحقیق:

رساله حاضرباعنوان بررسی تطبیقی ساختارشعر احمد شاملو و احمدرضااحمدی شامل دوبخش وهدف عمده است . بخش نخست الزاما به ملاحظات نظری اختصاص یافته است تاچارچوب نظری این بررسی مشخص گردد و امکان طبقه بندی موضوعاتی پراکنده در نظام ساختارگرایی مورد تحلیل قرار گیرد .از آنجا که مطالعات زبان شناختی ادبیات درایران نوپاست وتحقیقات انجام گرفته در این زمینه اندک ولی هدف انست تا درمعرفی و گسترش ساختارگرایی که شاخه ای از زبان شناسی است قدم کوچکی برداشته تازه ودید جدیدی درنگاه خواننده به متون ادبی به وجود آورد. دراین فصل تاریخچه ای مختصر ازساختار گرایی وچگونگی کاربرد ان درادبیات ارائه شده وهمچنین پیوند آن با علومی نظیر نشانه شناسی .مردم شناسی .زبان شناسی و… امده است واز نظریات ساختار گرایان بزرگی همچون رومن یاکوبسن .رولان بارت .تزوتان تودورف .لوی استروس و… ا که اغاز گروپردازنده این نظریه ادبی هستند استفده شده که به تفصیل در بخشهای بعدی به ان پرداخته خواهد شد.

بخش دوم که عمده تحقیق به ان اختصاص دارد به دوشاعر شهیر معاصر پرداخته که هرکدام آغازگرو به اوج رساننده روش و سبکی خاص در شعر معاصر هستند.

شعرهای بررسی شده از احمد شاملو شامل: هوای تازه باغ اینه ایدا دراینه شکفتن در مه ابراهیم در آتش مدایح بی صله حدیث بی قراری ماهان است که در مجموعه آثار شاملو جلد یکم جمع آمده شعرهای بررسی شده از احمد رضا احمدی شامل:مجموعه منتخبات که شامل گزیده ای از اشعار اوست و ساعت 10صبح بود.

سوال های تحقیق:

1:ایا زبان در شعر شاملو واحمدی باکارکردهای زبان معیار تفاوت دارد

2: عواملی که باعث تفاوت زبان این شاعران با زبان معیار شده کدامند

3:موسیقی چگونه دراشعار این دو شاعروارد شده

4:ایا موسیقی درنظر این شاعران جایگاهی دارد

5:صور خیال وتخییل در شعرهای شاملو واحمدی بیشتر درچه صنایع ادبی نمود پیدا کرده

فرضیه ها وقلمرو تحقیق:

1:شاملو ر واحمدی ازکارکردهای زبان معیار عدول کرده اند.

2:دربین شاعران یاد شده شاملو بسیار بیشتر و بهتر از کارکرد های متفاوت زبان در جهت شاعرانگی استفاده برده است و احمدی بسیار کمتر.

3:بیشتر برجستگی شعر احمدی در تخییل وتصویر سازی از طریق تشبیه و استعاره است

4:موسیقی بیشتر در شعر شاملو وجود دارد وباعث فخمامت درشعر او شده است.

تعریفات عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی:

واژه های کلیدی وراهگشای این رساله مانند ساختارگرایی،صورت گرایی،هنجار گریزی،برجسته سازی ،قاعده افزایی وغیره با استفاده از منابع ترجمه شده خارجی به فارسی بیشتر تعریف شده و مورد استفاده ما قرار گرفته است این گونه کلمات ودیدها نسبت به شعر یا ادبیات چونکه ساخته و پرداخته آنهاست ما نیز از آان تعریفات در جهت رسیدن به اهدافمان در جهت شناخت شعر استفاده می کنیم.

روش تحقیق:

این تحقیق به صورت کتابخانه ای و استفاده ازمجلات و سایتهای اینترنتی انجام گرفته است.

محدودیت های تحقیق:

نبود منابع کافی ورساله های مشابه یا مرتبط درباره ی شعر احمدی وعدم اقبال بیشتر جامعه ی شعری با شعر احمدی وموج نو باعث زحمات زیادی برای یافتن تاروپود شعرهای اوشد وباریزه چینی درمجلات ومصاحبه های ایشان در روزنامه ها وسخنان دیگران درباره ایشان تاحدی باخصوصیات شعر ایشان آشنا شوم.امااین مشکلات در بررسی شعر شاملو کمتر دیده شد کتاب های چون امیرزاده کاشی ها ازاستادگرانقدرم دکتر سلاجقه وکتاب ارزشمند سفر در مه از آقای پور نامداریان که به حق زحمت زیادی در شناساندن شعر شاملو کشیده اند توانستم دراین مسیر روان تر حرکت کنم.

فصل دوم:مطالعات نظری

دراین رساله سعی شده كه برای رسیدن به هدف بررسی ساختار از بیشتر منابع خارجی وكمتر منابع داخلی( به علت كمبود منابع) در بحث نظریات پرداخته شود .در این مبحث نیز با مشكلاتی همراه بود

چون منابع خارجی ترجمه شده نیز بیشتر كلیات را مطرح كرده بودند وتا جایی كه امكان داشت از نظریات بزرگانی چون یاكوبسن ‏‏‏‎ٌُ‎وتودورف و…استفاده شد واز چند منبع ارزشمند دیگر داخلی

مانند كتابهای آقای بابك احمدی یا كورش صفوی بیشترین استفاده برده شد اگر چه تعاریف آقای احمدی بیشتر كلی وكمتر عینی به نظر می رسید ولی در كتاب آقای صفوی بیشتر عینی بود در

قسمت كاربردی و پیشینه تحقیق در این مورد در رابطه با آثار شاملو تحقیقات و نقدهای زیادی شده است كه بنده را در این راه یاری فراوانی كرده است از جمله كتاب امیرزاده كاشی ها از استاد ارجمندم دكتر سلاجقه وكتاب ارزشمند آقای پور نامداریان سفر در مه وكتاب آقای دستغیب وكتاب های دیگر ولی نقد ونظرهای بسیار كمتری در مورد ایشان وجود داشت جز در چند مجله یا كتابهای معدودی نیاز به تحقیقی جامع دارد كه بنده با نگاه به آثارش بیشتر توانستم به چگونگی ساختار شعر او پی ببرم وپیشینه ای در این زمینه وجود نداشت یا اگر داشت بسیار كم بود

فصل سوم :روش شناسایی تحقیق

3-1روش تحقیق:روش تحقیق به صورت كتابخانه ای و اینترنت بوده است وهمچنین استفاده از سخنانشان در مجلات یا روزنامه ها

3-2جامعه آماری:در قسمت كاربردی نمونه های زیادی ذكر شده ولی دقیقا نمی توان آمار دقیقی از

آن داد بلكه سعی شده است تا حد امكان نمونه های دیده شده آورده شود

3-3نمونه ها در بیشترین بسامد ذكر شده مانند تشخیص كه در دو شاعر مورد نظر بسیار آمده و همچنین تشبیه كه كمتر از تشبیه واستعاره از آن دو كمتر

3-4جمع آوری اطلاعات با كمك اساتید گرامی وكتابهای راهگشا و سایتهای اینتر نتی انجام گرفته است

3-5 تجزیه وتحلیل با استفاده از بیشترین استفاده شاعر از عنصر خاصی كه در متن آمده انجام گرفته مثلا در شعر احمدی بسامد تشخیص فراوان است وبسامد مثالهای موسیقی وزبان كمتر

فصل چهارم:مبانی نظری ساختارگرایی

ساختارگرایی چیست:

دراین قسمت تعریفات مختلفی از نظریه پردازان بزرگ آمده است

“روش جستجوی واقعیت نه در اشیای منفرد که در روابط میان آنهاست به نظر دوروتی سلز ساختارگرایی”

بررسی قوانین ترکیب هم در طبیعت وهم درمصنوعات انسانی است”همچنین از نظر رابرت اسکولز عبارت است از نظامی منسجم که علوم مدرن را وحدت بخشید وجهان را بار دیگر برای انسان قابل سکونت گرداند.ساختارگرایی چنان که از نامش بر میاید به ساختارها میپردازد و به خصوص به ان دسته از قوانین کلی رابررسی میکند که بر ساختارها حاکمند.

به گفته فردریک جیمسون ساختارگرایی “بازاندیشی درباره همه چیزها از دیدگاه زبان شناسی است”تحلیل ساختارگرایانه بران است که مجموعه قوانین شالوده ای ناظر برترکیب این نشانه ها(نظام خویشاوندی .مسابقه کشتی .نوع غذاو…)ورسیدن به یک معنا را استخراج کند وچنین تحلیلی تا حدودی زیاد به انجا نشانه ها واقعا میگویند کاری ندارد وبه جای ان بر روابط درونی انها با یکدیگر تاکید میورزند.

ساختارگرایی نوعی روش تحقیق است که می توان ان را در مورد گستره وسیعی از موضوعات مختلف از مسابقات فوتبال تا شیوه های تولید اقتصادی به کار گرفت.

موکاروفسکی میگوید :ساختارگرایی یک جهان بینی نیست که استوار بر راههای تجربی باشد چنان روشی هم نیست که مجموعه ای از شگردهای پزوهش درباره ی گستره ای خاص داشته باشد ساختارگرایی اصلی ادراکی است که در گستره های متفاوت روانشناسی. زبان شناسی . پزوهشهای ادبی نظریه . تاریخ وهنر وجامعه شناسی . زیست شناسی و… آشکار میشود.

ساختارگرایی استوار بر این نکته است که اگر کنشها ودستاوردهای کار واندیشه ادمی دارای معنا

باشد پس باید نظامی از تمایزها ومناسبات میان واحدهای کنش وتولید وجود داشته باشد که امکان حضور معنا را می دهدمثلا یک تماشاگر فوتبال که چیزی درباره قوانین نمیداند کنش های افراد یکسر بی معنایند.ساختارگرایی باتکیه بر اصولی همانند کل گرایی سعی در کشف ساختار درپس واقعیت اجتماعی .سرایت قواعد زبانی به فعالیتهای اجتماعی .حل نظامهای فرهنگی باتقابل های دوگانه . بی اعتنایی به تاریخ وزبان .نفی سوژه محوری . قیاس ناپذیری ساختارها . مطالعه همزمان ساختارها وتوجه به عمق ساختها نسبت به روساختها . در دو مکتب فرانسوی(ساختارهای زبانی)و امریکایی (ساختارهای اجتماعی ) شناخته شده است.بحث ارسطواز اینکه ایده بیرون ازحضور فیزیکی اشیا وجود ندارد وگوهر هرچیز درمناسبات آن باچیز دیگر شناخته میشود در حکم پایه ی روش ساختارگراست . آگاهی ازساختارها نه فقط مانع ازآگاهی از تغییرات نمیشود بلکه تنها راهی است که برای آگاهی یافتن از تغییرات داریم . ساختارگرایی در همان حال که عین واقعی رادر پرانتز قرار میدهد ذهن انسان رانیز کنار میگذارد ودرواقع همین جنبش دوسویه است که طرح ساختارگرایی راتعریف میکند. اثرنه به عینی بر میگردد ونه توصیف ذهن فردی است هردوی این مقولات کنار گذاشته می شوند وانچه میان انها معلق میماند نظامی از قوانین است این نظام حیات مستقل خودرادارد وبه امرونهی مقاصد فردی تمکین نخواهد کرد . ساختارگرایی ضد انسان گراست نه بدین معنی که نیکبختی کودکان را به یغما ببرد بلکه به جهت نفی این اسطوره که معنا با تجربه ی فرد اغاز میشود وپایان می پذیرد . از نظر انسان سنت گرا معنا چیزی است که من یا ما آن را خلق میکنیم اما چگونه می توانیم فضایی را خلق کنیم که قوانین حاکم بران ازقبل وجود نداشته باشد هرقدر به عقب برگردبم وهرقدر به جستجوی معنا براییم همواره باساختاری مواجه خواهیم شد که از قبل درآنجا وجود دارد.

ساختار گرایی درادبیات

ساختار گرای می تواند مدعی جایگاهی ممتاز در مطالعات ادبی شود چرا که در پی ان است که الگویی است از خود نظام ادبیات به عنوان مرجع بیرونی اثار منفردی که بررسی می کند بدست دهد.ساختارگرایی با حرکت از مطالعه زبان به مطالعه ادبیات و تلاش برای تعریف اصول ساختاردهی که نه فقط دراثار منفرد -که در روابط میان اثار در کل عرصه ادبیات عملی میکند و بران بوده است تاعملی ترین مبانی ممکن را برای مطالعات ادبی فراهم آورد.(اسکولز،1383،26)ساختارگرای می تواند بررسی چگونگی ردیابی انگارهای مکرر باشد که نه فقط دریک اثر خاص که درسرتاسر ادبیات پدیدار میشوند تا احتمالا به این ترتیب بتواند بخشی از نحوه عمل ذهن انسان را آشکار سازد.(گرین ،1385،277)درسبک شناسی ساختارگرا بحث اساسی این است که هیچ جزیی به تنهایی معنی دارنیست بلکه باید هرجز اثر را درارتباط با اجزای دیگر ان و نهایتا کل سیستم در نظر گرفت به عبارت دیگر عناصرواجزای ومجرد بررسی کرد.مثلا در بررسی یک شعر نباید وزن و قافیه رابه صورت مجرد در نظر گرفت.(شمیسا،1382،129) بلکه باید ان ها را در ارتباط یک نظام کلی که همانا موسیقی شعر باشد لحاظ کرد (وا نگهی بین اینموسیقی و پیام شعر ارتباطی)مثلا درشاهنامه بسامد لغات فارسی زیاد است واین ما این- پیام اثر که ستایشی از عنصر ایرانی است همخوانی دارد .وزن متفاوت که القاگر حماسه است­- خود در همین جهت است وازطرفی ایجاز شایسته لحن حماسی است همسویدارد بدین ترتیب نمی توان از هیچ مساله ساختاری کوچکی بدون ربط دادن ان به کل اثر هنری گذشت.(شمیسا،1382،131)تعریف دیگری از تحلیل ساختاری متن را اینگونه می توان گفت:((شناخت هر یک از جنبه های تولید سخن ادبی از راه تحلیل مناسبات درونی عناصر ساختاری آن)).(احمدی،1384،279)ژرارژنت ساختارگرای بزرگ فرانسه می گوید :ساختار گرایی یک روش نیست بلکه یک گرایش همگانی

اندیشه است اوشرط نخست را درک مناسبات درونی وساختاری متن دانست ونوشت که همه عوامل خارجی راباید همچون نکات فرعی کنار گذاشت وشکل را نکته اصلی دانست.ساختارگرایی به ویژه در پی اکتشاف رابطه ی نظام ادبیات بافرهنگی است که این نظام بخشی از ان است به این علت ساختارگرایان تلاش کرده اند تا اصول کلی بر کاربرد ادبی زبان را از نحو ساختمان داستان گرفته تا قوالب شعر کشف کنند.(اسکولز،1383،21)

فرای میگوید اثار ادبی از درون اثار ادبی دیگر بوجود میاید نه ازدرون مطلبی خارج از نظام ادبی بنابراین مزیت نظریه فرای دراین است که ادبیات راازشاءبه الودگی به شیوه رایج در نقد جدید محفوظ میدارد وان را نظام بوم شناختی بسته ای از تجدید دور متن تلقی میکند .

در کنه ایده ساختارگرایانه نظام ایده نظام جای دارد:وجودی کامل وخود تنظیم گر که با دگرگون کردن ویژگیهایش در عین حفظ ساختار نظام مند خود با شرایط جدید سازگار می شود و می توان دید که هر واحد ادبی از تک جمله گرفته تا کل نظم کلمات با مفهوم نظام ارتباط دارد به ویژه میتوان اثار منفردانواع ادبی وکل ادبیات را نظام های مرتبط دانست و ادبیات را نظامی دانست که در نظام بزرگ تر فرهنگ بشری قرار دارد . روابط ایجاد شده بین هر یک ازین واحدهای نظام مند را می توان مطالعه کرد واین مطالعه به مفهوم ساختارگرایانه خواهد بود .

مناسبات میان عناصر گوناگون می تواند از انواع توازی .تقابل . قلب .تعادل ونظایر ان ها باشد وتاجایی که ساختار این مناسبات درونی دست نخورده باقی بماند واحدهای منفرد را می توان به چای یکدیگر نشاند .از دیدگاه ساختارگرایی اهمییت ندارد که اثر نمونه ای از ادبیات طراز اول نیست هرچیزی قابل بررسی است دوم روش ان تحلیلی است نه ارزیابی کننده دیگر ساختارگرایی مواجهه ای حساب شده با شعور متعارف است ساختارگرایی معنای اشکار اثر را رد میکند وبه جای ان در پی جدا کردن برخی ژرف ساختهای درونی ان که به چشم نمی خورند بر میاید متن را با ارزش ظاهری ان در نظر نمیگیرد بلکه ان را با چیزی از نوعی کاملا متفاوت جایگزین میکند سوم اگر محتوای خاص متن قابل جایگزین کردن باشد پس به تعبیری می توان گفت که محتوای اثر همان ساختار آنست .(ایگلتون،1386،145)

یکی از نتایج ساختارگرایی ازمیان بردن ادراکات منفرد است که دیگر به هیچ وجه منشا یا پایان معنا تلقی نمی شود وهر اثر ادبی درجریان توصیف ظاهری بعضی واقعیات خارجی در نهان نگاهی غیر مستقیم به فرایند ساختمان خود دارد .ساختارگرایی با در نظر نگرفتن فرد واتخاذ ره یافتی بالینی نسبت به رازهای ادبیات وناسازگاری اشکار با شعور متعارف بنگاه ادبی را رسوا کرد .شعور متعارف برانست که چیزها عموما یک معنا دارند واین معنا معمولا اشکاراست.

جاناتان کالر می گوید :پرداختن به مطالعه ادبیات به معنی به دست دادن تفسیر دیگری از شاه لیر نیست بلکه ارتقادرک شخص از قراردادها وعملیات یک نهاد یا یک شیوه سخن است.

تاریخچه ساختارگرایی

ریشه ساختارگرایی راباید درارایی جست که فردینان دوسوسور در سپیده دمان قرن بیستم هنگامی که تسلطی بی چون وچرادر تحقیقات زبانی داشت مطرح کرد .وی با این تحلیل که هر پدیده ای راهم می توان به صورت تاریخی بررسی کرد هم به صورت توصیفی میان میان زبان شناسی تاریخی یا درزمانی وزبان شناسی توصیفی یا هم زبانی تمایز قایل شد.وتقسیم کارمیان این دو را چنین توضیح داد که زبان شناسی درزمانی به بررسی تحولاتی می پردازد که زبان در طی تاریخ به خود دیده است حال آنکه زبان شناسی همزمانی نظام زبان را در یک برش زمانی خاص مطالعه می کند .(تودورف،1382،8) یا به عبارتی دیگر سوسورزبان را نظامی از نشانه ها می دانست که باید به روش همزمانی مطالعه شود ونه در زمانی یا زبان به مثابه نظامی کامل در مقطع معینی از زمان مورد بررسی قرار گیرد ونه در جریان تاریخی آن .

هر نشانه رامتشکل از یه دال(تصویر اوایی یا معادل نوشتنی ان) ویک مدلول (مفهوم یا معنی) می دانست میگفت:هر نشانه ای در درون نظام فقط به دلیل تفاوتی که با نشانه های دیگر دارد معنی دار است .(ایگلتون،1386،133)

سوسور می گوید:در نظام زبانی فقظ تفاوتها وجود دارند . معنا پدیده ای رازآمیز نیست که در ذات یک نشانه وجود داشته باشد .بلکه صرفا نقش نشانه است که حاصل تفاوت داشتن ان نشانه با سایر نشانه هاست .

دوسوسور زبان شناس سویسی در اوایل قرن بیستم ابزارهای مفهومی اصلی برای تحلیل ساختاری

را تدوین کرد . دوره زبان شناسی عمومی که دانشجویان شیفته او بر اساس جزوه های سر کلاسش تدوین کردند نخست در سال 1315انتشار یافت ودر اندک زمانی منبع مهم در مطالعات زبان شناسی مدرن بدل شد .سوسور دراین کتاب مفاهیمی چند را تدوین کرد که در کل تفکر ساختاری بعد تاثیر گذاشت .سوسور در ابتدا خود زبان را تعریف می کند وان را به 3دسته فعالیت زبانی تقسیم میکند:

1-لانگاژ(مطلق زبان) 2-لانگ(زبان) 3-پارول(گفتار)

لانگاژ وسیع ترین وجه زبان است زیرا کل قوه نطق انسان چه فیزیکی وچه ذهنی را در می گیرد

بنابراین این حوزه چنان تعریف نشده است که نمی توان به مطالعه نظام دار ان پرداخت اما لانگ

دقیقا به یمن ویژگی های نظام مندش تعریف می شود زیرا لانگ “زبان “است به معنایی که وقت حرف زدن از زبان انگلیسی یا زبان فرانسوی در نظر داریم . لانگ نظام زبانی است که هر یک از مابرای تولید سخن قابل درک برای دیگران به کار میبریم .سوسور گفته های فردی را پارول می نامد .

بنابراین لانگاژ قوه نطق است لانگ نظام زبانی است وپارول گفته ی فردی است.

به نظر سوسور موضوع اصلی مطالعه زبان باید نظام زبانی باشد .نظام زبانی قراردادی هستند

چون محصولات اجتماعی هستند.(اسکولز،1383،32)

بنابراین هررشته مطالعه انسانی برای انکه به علم بدل شود باید از پدیده هایی که شناسایی میکند

به طرف نظام حاکم بر انها حرکت کند یعنی از گفتار (پارول) به لانگ (زبان).

البته برای هیچ گفته ای برای گوینده ای که نظام زبانی حاکم بر ان را در اختیار نداشته باشد قابل

فهم نیست .پیامدهای این اصل در ادبیات حیرت اورست هیچ گفته ادبی هیچ اثر ادبی اگر درکی از نظام ادبی نداشته باشیم معنایی نخواهد داشت به همین دلیل رومن یاکوبسن موکدا مطرح کرده که موضوع در خور بررسی های ادبی “ادبیت” ادبیات است ونور تراب فرای استدلال می کند که باید ادبیات را نه چون مجموعه ای از اثار مستقل که چون نظمی از کلمات تدریس کنیم.

سوسور پس از به کرسی نشاندن نیاز به تاکید بر نظام زبان دست به کار ابداع ابزارهای مفهومی

برای توصیف ان نظام و عناصر ان شد .ابتدا عنصر اساسی ساختارهای زبانی یعنی نشانه را دوباره

تعریف کرد .نشانه به اعتقاد او صرفا نامی نیست که بر چیزی گذاشته شده بلکه کلی است پیچیده

که یک تصویر اوایی ویک مفهوم را به هم می پیوندد.او معتقد بود که رابطه ی بین دال ومدلول

رابطه ای قراردادی است.منظور این است که در همه ی نشانه ها مفهوم به هیچ وجه تصویر اوایی

را تعیین نمی کند مفهوم درخت ممکن است در زبان های مختلف با ده ها تصویر اوایی کاملا متفاوت شناخته شود .در واقع اگر نشانه ها قراردادی نبودند همه به یک زبان سخن می گفتیم چون وجود زبانی دیگر امکان پذیر نبود قراردادی بودن نشانه ها به هیچ وجه متضمن قراردادی بودن مفهوم یا رسا بودن ان به عنوان تصویری از واقعیت نیست ودر واقع بررسی نشانه ها ونظام های نشانه می تواند ما را به شناخت عمیق تر انسان هاونظام هایی که در ان زندگی می کند رهنمون سازد.گفته امیل بنونیست را می توان معرف دیدگاه ساختارگرایی در زبان شناسی دانست واگر بپذیریم که زبان یک نظام است لاجرم باید ساختار ان را تحلیل کنیم هر نظام چون از واحدهایی تشکیل شده که در یکدیگر تاثیر می گذارند به واسطه نظم درونی این واحدها از نظام های دیگر متمایز می شوند نظمی که ساختار ان را تشکیل می دهد.برخی ترکیب ها بیش از بقیه تکرار می شوند بقیه نسبتا کمیاب ترند وبرخی هم هستند که از لحاظ نظری امکان پذیرترند اما هرگز در عمل تحقق نمی یابند .اگر یک زبان را نظامی در نظر بگیریم که ساختاری به ان سازمان داده که باید اشکار یا توصیفش کرد همانا دیدگاه “ساختارگرایانه را پذیرفته ایم.

سوسور خود وجه افتراق دیگری را مطرح کرد که بعدها برای پژوهشگران زبان اهمیتی اساسی یافت وبرای بررسی های ادبی نیز پیامدهای مهم دربر داشته است . اوروابط همنشینی هم نشینی نشانه ها را از رابطه ی جانشینی ان ها با هم متمایز کرد .عنصر هم نشینی زبان به موقعیت یک نشانه در هر گفته معین مربوط است .برای مثال جمله ای معین بخشی از معنای یک واژه واحد را موقعیت آن در جمله ورابطه ان با سایر واژه ها و واحدها ی دستوری ان جمله تعیین می کند این را وجه همنشینی (خطی-در زمانی ) واژه می نامیم که اغلب به صورت محوری افقی تصور می شود که جمله با ترتیب ضروری خود در طول آن گسترده می شود .

معنای یک وازه در یک جمله را نیز رابطه ان با گروه های واژه های معینی تعیین میکند که دران جمله موجود نیستند اما با ان واژه رابطه جانشینی (عمودی-همزمانی) دارند.(اسکولز،1383،38)

دیدگاه زبان شناسی سوسور فرمالیست ها را تححت تاثیر قرار داد .گر چه فرمالیسم خود دقیقا نوعی ساختارگرایی نیست فرمالیسم متون ادبی را از دیدگاهی ساختاری می نگرد وبا رها کردن مصداق بررسی خود نشانه را مورد توجه قرار می دهد .امابه ویژه معنا را به عنوان پدیده ای افتراقی در نظر نمی گیرد یا در بیشتر اثارش قوانین ژرف وساختارهای شالوده ای متون را مطالعه نمی کند.

یکی از فرمالیست های روسی رومن یاکوبسن زبان شناس بود که پیوند اصلی میان فرمالیسم و

ساختارگرایی امروزین را بر قرار کرد .یاکوبسن رهبر حلقه زبان شناسی مسکو عینی گروه فرمالیستی بود که در سال 1315بنیان گزارده شد وی در 1320به پراگ مهاجرت کرد وبه عنوان یکی از نظریه پردازان اصلی ساختارگرایی چک تبدیل شد .حلقه پراگ در سال 1326 بنیان نهاده شد وتا آغاز جنگ جهانی دوم به حیات خود ادامه داد.یاکوبسن در مهاجرت بعدی خود به امریکا رفت ودر آنجادر سالهای جنگ جهانی دوم بامردم شناس فرانسوی کلود لوی استروس اشنا شد که بخش اعظم تکامل ساختارگرایی مرهون این ارتباط فکری بود.(ایگلتون،1386،135)

تاثیر یاکوبسن را می توان در همه جا در فرمالیسم-ساختارگرایی چکوزبان شناسی نوین رد یابی کرد انچه در عرصه شعر شناسی بیان کرد این بود که شاعرانه بودن در درجه اول حاصل زبان است که به گونه ای خاص در رابطه ای خود اگاهانه با خود قرار گرفته است در شعر نشانه به جای موضوع عینی خودقرار نمی گیرد رابطه معمول میان نشانه ومصداق در هم می ریزد واین امکان پدید میاید که نشانه به عنوان موضوع که فی نفسه دارای ارزش است استقلال معنی پیدا کند .

از نظر یاکوبسن هنوع ارتباطی شش جزدارد:فرستنده-گیرنده-پیامی که میان ان ها ردوبدل میشود-رمزمشترکی که ان پیام را قابل فهم می کند-نوعی تماس یافضای مادی ارتباطوبافتی که پیام دران منتقل می شود .

هریک ازین اجزا می تواند در یک عمل ارتباطی مشخص جزء مسلط باشند .یاکوبسن هم چنین اهمیت تمایزی را که سوسور به طور ضمنی میان استعاره ومجاز بر قرار می سازد باز می کند در استعاره نشانه ای به این دلیل جایگزین نشانه هی دیگر می شود که به نحوی به ان شبیه است مثلا شعله به جای شور قرار می گیرد.در مجازیک نشانه در پیوند با نشانه ای دیگر است مثلا بال با هواپیما پیوند دارد زیرا بخشی از ان است ویا اسمان به علت مجاورت فیزیکی با هواپیما در ارتباط است .

یاکوبسن در تعریفی مشهور می گوید :نقش شعری انتقال اصل معادل سازی از محور انتخاب به محور ترکیب است به عبارتی دیگر می توان گفت در شعر شباهت بر مجاورت تحمیل میشود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *