بافت شهری

شهرمجموعه ای ازترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی ومحیطهای ساخته شده توسط انسان است که درآن جمعیت ساکن متمرکزشده است (شیعه، 1375،ص 4)

بافت تاریخی

بافت تاریخی به بناها و مجموعه هایی اطلاق می شود که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده و به ثبت آثار ملی رسیده باشند یا این قابلیت را داشته باشند که جزء این دسته از آثار قرار بگیرند ( شهرام تاجیک ص

دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 155 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 129

بافت شهری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مفاهیم وواژه ها

شهر

شهرمجموعه ای ازترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی ومحیطهای ساخته شده توسط انسان است که درآن جمعیت ساکن متمرکزشده است (شیعه، 1375،ص 4).

بافت تاریخی

بافت تاریخی به بناها و مجموعه هایی اطلاق می شود که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده و به ثبت آثار ملی رسیده باشند یا این قابلیت را داشته باشند که جزء این دسته از آثار قرار بگیرند . ( شهرام تاجیک . ص 19 )

بافت قدیم

منظور از بافت قدیم قسمت هایی از بافت شهری است که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده باشد و علیرغم اینکه از ارزشهای هویتی برخوردار است اما به دلیل اینکه کالبد آن فرسوده شده و از استانداردهای خدماتی ، اینکه و استحکامی و … بهره مند نیست ، شان و منزلت مکانی و سکونی آن پایین آمده است . اقداماتی مرمتی که در این قبیل بافت ها انجام می شود از نوع بهسازی ، روان بخشی و نوسازی می باشد . ( شهرام تاجیک . ص 19 )

بافت پیرامون

به بافت هایی گفته می شود که به صورت غیر قانونی و بدون داشتن مجوز در داخل یا خارج محدوده قانونی شهرها به وجود می آیند . ساکنان این بافت ها معمولا افراد فقیر و تهیدست و مهاجران روستایی می باشند . ( شهرام تاجیک . ص 20 )

بافت فرسوده

بافت های فرسوده از نواحی بغرنج و پیچیده بافت های شهری می باشند چون نه تنها سرمایه گذاران و بخش های خصوصی معمولا تمایلی به سرمایه گذاری در این بخش ها ندارند خود مالکان و ساکنتن این بخش ها نیز توانایی نوسازی ندارند ( به دلیل فقر اقتصادی ) لذا معمولا سیاست گذاری ها در بافت های فرسوده بخش هایی از بافت شهری می باشد که به علت فرسودگی های کالبدی و عدم برخورداری از زیر ساخت های مناسب شهری از منزلت مکانی و سکونتی و اقتصادی پایینی برخوردار گشته است .

معمولا بافت های فرسوده دارای ویژگی های زیر می باشند

– وجود کمبودهای اساسی در قسمت های مختلفی چون فضاهای باز و عمومی ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای خدماتی و رفاهی و …

– استفاده از مصالح نازل و سست در بناهای مسکونی ، مصالحی مثل خشت ، چوب و … که این مصالح معمولا به صورت غیر اصولی به کار برده شده اند و اغلب فاقد اتصالات افقی و عمودی مناسب می باشند.

– خانه های مسکونی عموما یک یا دو نقطه بوده و همچنین بافت ها غالبا ریزدانه می باشند .

– بناهای این بافت ها به دلیل فرسودگی های ایجاد شده و همچنین عدم رعایت استانداردهای لازمه بسیار سست و اسیب پذیر می باشند و تجربه نشان داده که در اثر زلزله خفیفی خسارات زیادی به این بافت ها وارد می شود .

دسترسی و تاسیسات شهری در بافت های فرسوده دارای اشکالاتی می باشد و اساسا این بافت ها بدون طرح قبلی و از پیش تعیین شده شکل گرفته اند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )

فرسودگی شهری

فرسودگی یکی ازمهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب وبی قوارگی آن می شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه ای وشکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. این عامل با کاهش عمراثر وبا شتابی کم وبیش تند ، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثرمی گردد( حبیبی ومقصودی، 1386، ص18).

تعریف بازسازی

بازسازی ، دگرگونی کامل پیشینه و ایجاد شرایطی جدید در بافت و یا عناصر آن را با چیدن آثار گذشته و بنا نهادن ساخت و ازهای جدید دنبال می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهر ی ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در بازساززی وفاداری به گذشته چندان مصداق نداردی و هر جا که لازم باشد با تخریب کامل می تواند بازسازی صورت گیرد . فعالیت بازسازی فرآیند زیر را شامل می شود :

(الف) تخریب ؛

(ب) پاکسازی ؛

(ج) دوباره سازی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)

تعریف نوسازی

نوسازی بازآفرینی هستی ها و معاصر سازی بافت و عناصر درونی آن را با حفظ ماهیت های شکلی ( در ابعاد کالبدی ) و همنواخت با موازین زندگی نوین را ( در ابعاد غیر کالبدی ) در دستور کار دارد . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در نوسازی وفاداری به گذشته در صورت خدشه دار نشدن ارزشهای کهن ( چه فنون نوین به کار گرفته شود یا نه ) مجاز باشد . دامنه فعالیت های نوسازی موارد زیر را شامل می شود :

(الف) نوشدن ؛

(ب) توان بخشی ؛

(ت) تجدید حیات ؛

(ث) انطباق ؛

(ج) تبدیل و دگرگونی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)

تعریف بهسازی

بهسازی ، بهبود بخشیدن به وضعیت بافت عناصر درونی آنست و مجموعه اقداماتی را شامل می گردد که در زمینه کالبدی همنواخت با الگوی اولیه به حفظ و نگهداری بافت و عناصر آن می پردازد ، و در زمینه غیر کالبدی به رونق بخشی حیات درونی آن کمک می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها را به تنهایی و یا در مجموع شامل گردد . در این گونه مداخله حد وفاداری به گذشته اصل بوده و با حفاظت کامل از هر آنچه وجود دارد ، مفهوم می یابد . به سبب گستردگی دامنه اقدامات مرتبط به بهسازی ، این اقدامات در دو سه دسته جای داده شده است : یکی مجموعه اقداماتی که قبل از ورود خدشه به بافت و عناصر آن تدبیر می شود و دیگری مجموعه اقداماتی که پس از وارد آمدن آسیب و خسارت دستور کار قرار می گیرد .

(الف) گروه اول شامل موارد زیر است :

1)حمایت ؛

2)نگهداری ،

3)مراقبت ؛

4)حفاظت ؛

(ب) گروه دوم شامل موارد زیر است :

1)وحدت بخشی ؛

2) احیا؛

3)تعمیر . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 10)

محله

اساسا مفهوم محله در سه بعد مختلف خلاصه می شود :

1.شکل ارگانیک و انتظام فضایی

2.ویژگی تصاحب فضا

3.خودداری در سطح نیازها و احتیاج های سکونتی در میان مردم

در تعریف محله باید گفت که به یک مجموعه خانه های کنار هم در یک فضای جغرافیایی خاص محله گفته می شود .. جالب توجه است که افراد ، مشابه احساسی را که در خانه شخصی خود دارند در محله خود نیز دارند بدین ترتیب که وقتی افراد جامعه در محله خود قرار می گیرند به نوعی احساس خودمانی و اشنایی دارند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )

مبانی نظری

قبل ازهرفعالیت پژوهشی باید تحقیقات وتئوریهایی که منطبق با موضوع موردنظر هستند مورد مطالعه قرارگیرند. آشنایی با نظرات کارشناسان وپژوهشگران می تواند به عنوان راهنمایی برای مطالعات بعدی قرارگیرد،به همین خاطر برای مطالعه دربافتهای قدیمی شهرلازم است که ازنظرات وتئوریهای مختلف که درباره این بافتها بیان شده، استفاده شود.

به لحاظ زمانی ریشه تمام تئوریها ونظریه های مربوط به شهر وبافت قدیم راباید درنیمه دوم قرن هجدهم جستجو کرد . بررسی وتحلیل نظریه ها، اندیشه ها، سبک والگوهای متفاوت مربوط به بافت قدیم، امکان دستیابی به راهکارهای مناسب برای زمان حال ومکان وموقع جغرافیایی مورد نظر برای هرمحقق وبرنامه ریزی شهری فراهم می آورد.

ازآنزمان تاکنون نوعی تناسب، همزمانی، تأثیرگذاری میان جریانهای فکری، اجتماعی غالب درهردوره زمانی ونظریه ها ورویه های شهری وجود دارد. این دو نیز برای فضای اجتماعی، کالبدی شهر تأثیرمی گذارند وگونه ای ویژه ازشهر را تشکیل ( برک پور،1378،ص 117) .درحال حاضر، به دنبال تغییر دیدگاهها والگوها دربرنامه ریزی شهری، یعنی منسوخ شدن الگوهای طرحهای جامع سنتی ورواج الگوی طرحهای راهبردی مبانی نگرش به بافت قدیم وتغییرات کالبدی وکارکردی آن تاحدود زیادی تغییرکرده است. بنابراین شناخت نوع رویکرد درجهت پیشبرد برنامه ریزی شهر وحل مشکلات دربافت موردنظر ضرورتی است.

دیدگاه کارکرد گرایی

شاید تاکنون درمورد هیچ نظریه ای مانند کارکرد گرایی اختلاف نظر ومشاجره بروز نکرده است، به نحوی که گروهی آن را بکلی مردود دانسته وبرخی صاحب نظران ازآن به عنوان نظریه ای جامع نام برده اند، علیرغم اینهمه اختلاف آراء کارکرد گرایی به عنوان نظریه ای جا افتاده درقرن بیستم به حیات خود ادامه داده است ورسمیت یافته است. این دیدگاه دراوایل قرن بیستم بربسیاری ازتحقیقات جغرافیایی تأثیرگذاشت. براساس این دیدگاه منطقه یک واحد کارکردی درنظرگرفته می شود، یعنی ارگانیسمی که بیش ازمجموع بخشهای خودش بود. اصول شهرسازی کارکردی درنخستین بیانیه کنگره بین المللی معماری نوین سیام درسال 1928 مطرح شد که براین اعتقاد راسخ مبتنی است که اشکال(فرمها) باید بیانگر کارکردهایی باشندکه بنا به خاطرآنها احداث می شود، بنابراین اهداف اصلی شهرسازی دراین نظریه معطوف به تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری است(مهدیزاده، 1380، ص73) .

دراین راستا براساس اصول خردگرایی وهزینه منفعت، نحوه استفاده وبهره گیری ازاراضی شهری، نیزبه عنوان ابزاری درجهت تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری تلقی گردید وضرورت استفاده منطقی واستفاده اززمین وفضا دردستور کار قرارگرفت. با توجه به این اهداف ، به تبع بهسازی ونوسازی بخش درونی شهر( بافت قدیم ) هم مورد توجه قرارگرفت. درپرتو چنین نگرشی، این نظریه بیش ازپیش درعرصه کاربری اراضی شهری ومرمت شهری قوت گرفت.

دراین دیدگاه احیاء بافت قدیم ازطریق ساماندهی کالبدی وفضایی فعالیتهای مختلف شهر به منظور افزایش کارایی شهر وجلوگیری ازبروز بی نظمی وآشفتگی درنظام کالبدی شهرصورت می گیرد،بدیهی است که این رویکرد به نقش زمینهای شهری، ضرورتاً به نوعی نگرش ایستا ویک جانبه می انجامد وابعاد تاریخی، حقوقی،اجتماعی وفرهنگی بافت شهری را به طور واقعی کمتر مورد توجه قرارمی دهد(شماعی وپوراحمد،1384، ص160)

لااقل دراین نکته شکلی نیست که کارکردگرایی این واقعیت را مخفی می دارد که کیفیت ساختمانها محصول نظامی ازقواعد زیبایی شناسی خودآیین است که به صورتی پیوسته وسازگار اعمال می شود( هابرماس،1991، ص 71 )

بنابراین می توان نتیجه گرفت که ازنظرکارکردگراها، بهسازی ونوسازی بافت قدیم بدون توجه به گذشته وتاریخ وزمانف درراستای توسعه اقتصادی وکارکردی شهرانجام می شود وبدون توجه به موقعیت ومکان وفرهنگ وسنت، فقط وفقط معیارهای فنی ومهندسی ومعیارهای کمی وکالبدی بافت قدیم مورد اهمیت قرارمی گیرد.

دیدگاه انسانگرا

کریستوفرالکساندر ، پاتریک گدس، لوئیزمامفورد ولینچ ازجمله اندیشمندان ونظریه پردازان قرن بیستم هستند که درزمینه بهسازی ونوسازی شهری براساس دیدگاه انسان گرا اظهار نظرکرده اند، هدف اصلی این گروه توجه به مردم ومشارکت آنها دراحیاء شهری است آنان به نقش مطلق انسان درطبیعت اهمیت می دهند ومعتقد به ناحیه شهری هستند. این دیدگاه واکنشی به بحران شهری یا نتیجه مستقیم فرایند صنعتی شدن است که تأثیرات نامطلوبش برطراحی وبرنامه ریزی شهری است. زمانی که کارکرد مکانیسمهای هدایت کننده بازار وتشکیلات اداری ودرکل ناحیه بندی عملکردی به گونه ای باشند که پیامدهایشان مخل زندگی انسانها شود، آنگاه تنها راه حلی که می ماند این است که بگذاریم ارتباط وتفاهم مؤثرمشارکت کنندگان با رسانه پول وقدرت رقابت کن ( هابرماس،1991، ص8) .

هدف اصلی این ایدئولوژی ساده گرایانه، معماری توجه به خصوصیت جسمی وروانی انسانهاست. این نظریه به نقش معماران درکاربری اراضی شهری وساخت شهر حمله می کند ونوعی تفکر مسلط برانسان ونیازهای وی را درساخت شهر پیشنهاد می نمایند. این گروه معتقد به منطقه بندی شهرها براساس نیازهای انسانی هستند( زیاری، 1381،ص15) .

دیدگاه انسانگرا معتقداست ناحیه بندی یا منطقه بندی عملکردی درشهرهای مدرن سبب هدر رفتن وقت وانرژی وازهم گسیختگی ساختار اجتماعی ومحله ای درشهرهای امروزی شده است. بنابراین بسیاری از ویژگیهای یکنواختی وبی هویتی درشهرهای امروزی ناشی ازمنطقه بندی نارسای شهری است. امروزه مشخص شده که ترکیب عملکردها وفعالیتها درسطح محله های شهری با حداکثر ممکن همجواری بین کاربریهای خصوصی وعمومی برای رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وروابط متقابل بین شهروندان وفضاهای شهری ضرورتی حیاتی است.

دراین دیدگاه احیاء بافت براساس نظرها ومشارکت شهروندان وباتوجه به بررسیهای لازم صورت می پذیرد .این دیدگاه نظریه تداوم را به جای قطع با گذشته درتکوین وتکامل بافت قدیم مورد توجه قرارمی دهد ومعتقداست که فقط با احداث بافت جدید درکناربافت قدیم مشکل این بافتها حل نمی شود بلکه خواستار یک نوع هماهنگی بین طرحهای بهسازی ونوسازی بافت قدیم با برنامه ریزی آمایش سرزمین است که درنهایت سبب تعادل بین جمعیت وساختارهای کالبدی اقتصادی واجتماعی می گردد.

اصول شهرسازی انسان گرا که درشکل گیری بسیاری ازمجموعه های شهری درشهرهای قدیمی ایران مؤثربوده است درسه اصل مهم مطرح می شود، که امروزه این اصول باید دربرنامه ریزی بهسازی ونوسازی بافت قدیم مورد توجه قرارگیرد.

دیدگاه سیستمی

جغرافیدانان ازهمان ابتدای ظهورعلم جغرافیا، به شکلهای مختلف روش سیستمی رابه کارمی گرفتند. اما تاقبل از جنگ جهانی، هیچ گونه روش یا تکنیکی درجغرافیا( ادیکاری، 1992، ص22) .با به کارگیری نگرش سیستمی درجغرافیا فرم تازه ای ازجمعیت مطرح می شود. دراین نگرش، سیستم عبارت است از ترکیبی ازاجزاء وقسمتهای مختلف یک مجموعه که به یکدیگر وابسته اندو روابط متقابل میان آنها به شکل خاصی سازمان یافته است که برکلیت سیستم تأثیر قاطع دارد، بنابراین تعریف تفاوت این دیدگاه با دیدگاههای دیگردربه کارگیری اطلاعات وروابط است به عبارتی دراین دیدگاه ارزشها وهنجارها( روابط) همراه با اصل وماده مورد اهمیت قرارمی گیرند.

شهربه عنوان یک پدیده درحال تغییر با چنان سرعتی دست خوش دگرگونی وتحول است که دیگربرنامه ریزی وطرح ریزی رایج ومعمول نمی تواند پاسخگوی این تغییرات باشد. به علاوه دربیشتر موارد این تغییرات آنچنان وسیع است که تأخیر درپاسخ به آن ممکن است فاجعه آفرین باشد. بنابراین سازگاری با تغییرات سریع جاری نیازمند رویارویی جدیدی با شهرمی باشد. این امربه علت ارتباط ووابستگی متقابل وفزاینده عناصر شهری وشهروندان به فضای شهراست که هرروز وسعت یافته، پیچیده تر شده وکمترقابل پیش بینی می شود.

پیچیدگی موضوعات فوق ضرورت نوعی نگرش وبینش جدید را درمواجه با مسائل یاد شده واجب می نمود وآن روش سیستمی است.دردیدگاه سیستمی، عناصرشهری اجزای سیستم را تشکیل می دهند. کارکرد هریک از عناصر شهری برکارکرد کل شهرتأثیر دارد ونحوه عملکرد وکارایی هریک ازاجزاء به یکدیگر مرتبط ووابسته است( مهندسین مشاور شارمند، 1379، صص 51-48) دیدگاه سیستمی دربرنامه ریزی شهری می تواند هدایتگر برنامه ریز در جهت ارائه تصمیمات مناسبتر درانتخاب مکان بهینه کاربریها درسطح شهر ودرانطباق با همجواریها باشد. لذا با عنایت به این دیدگاههاست که می توان ازسنخیت یا عدم سنخیت یک کاربری با کاربریهای دیگر که درمجاورت آن قرارگرفته اند بحث به میان آورد وازاین معیار درجهت انتخاب روش به منظور استقرار کاربریها درسطح شهر بهره جست.

برخورد سیستمی درمطالعات بافتهای شهری به مفهوم آن است که جنبه های ارزشی وفنی این مطالعات درهمه علوم مرتبط با این مسائل ، با یکدیگر تلاقی وتقاطی داده شوند. این نگرش متمرکزشدن درمسائل کالبدی را چاره ساز نمی داند. این درحالی است که مسائل اجتاعی واقتصادی ساکنان این حوزه ها اهمیتی همسان با مسائل کالبدی دارد. ازدیدگاه فوق مطالعات واجرای طرحهای مرمت بافت قدیم لزوماً منجربه حذف ونوسازی قطعات بزرگی ازبافتها نمی گردد، بلکه منجربه زنده سازی واحیاء گسترده وهمه جانبه واساسی بافتها می شود. ولی آنچه که درغالب طرحهای اخیرنوسازی واحیاء مشاهده می گردد پیشنهاد حذف قطعاتی از بافتها وجایگزینی قطعات جدید درآنهاست که بیشتر با هدفهای خاص تأمین مسکن انجام می گیرد که مغایرتهای بزرگی را هم بین باقیمانده بافت وبافت ساخته شده ایجاد می کند که قابل چشم پوشی نیست. باتوجه به فراوانی مسائل ومشکلات بافت قدیم درکشورهای درحال توسعه بهتراست هنگام بکارگیری نگرش سیستمی طرفدار نظریه کارایی باشیم، تا با شناسایی نقاط مسئله خیز عواملی اصلی عدم کارایی دربافت قدیم ازمیان برداشته شود.

نگرش موزه ای ( تفکرآئینی )

این دیدگاه بر«شالوده حفاظت ازمیراث فرهنگی بافت استواراست ومداخله دربافتهای قدیمی را جز درجهت حفاظت آنها نمی پذیرد. دراین نگرش حفظ هویت ومیراث نیاکان برمقتضیات زندگی معاصر ترجیح داده می شود، درنتیجه ساکنان این گونه بافتها به دلیل عدم امکان انجام تغییرات مقتضی زندگی روزمره موردنیاز خود ونیز کاستی ها ونارساییهای زیرساختهای شهری که ریشه درچنین بینشی دارد، ناگزیر به ترک بافت می شوند، به دنبال ازهم پاشیدگی بافت اجتماعی، بافت کالبدی نیزدرمعرض تخریب قرارمی گیرد.» (خانی، 1383،ص 34) .

نگرش موزه ای درتسلسلی منطقی به تهدید فرصتهای زندگی منجرمی شود ودرمواردی نسلهای بعدی محکوم به زندگی با ارزشهای دیگران می شوند. بدین ترتیب، درفضاهایی به سرمی برند که ازضرورتهای زندگی آنها ناشی نشده است. اعمال چنین شیوه ای نمی تواند قابل بسط باشد چراکه درگذر زمان ، کارکردهای شهری مختلف می گردد وحیات شهری به جد تهدید می شود( کلانتری وپوراحمد، 1384، ص 60).

«معضل نگرش موزه ای، وقتی که به جای تک بناها قسمتی ازبافت شهری یا مجموعه ای تاریخی مطرح است بیشتر رخ می نماید، چراکه اتخاذ چنین دیدگاهی ، مجموعه های با ارزش تاریخی را که باید به ارتقای کیفیت های کارکردی – فضایی زندگی شهری کمک کنند به معضلهای اغماض ناپذیر شهری تبدیل می کندوتأثیرات وجودی آنها را درحیات شهری تاحد پادگانهای نظامی پایین می آورد . درنگرش موزه ای تلاش معطوف به حفظ جنبه های کالبدی – فضایی اثرتاریخی است وازبقیه جنبه های حیاتی اثر یا بافت تاریخی غفلت می شود . صیانت موزه ای ناتوان ازمقابله با تخریبهای اجتماعی، فرهنگی وکالبدی ناشی ازسیاستهای پاکسازی، طرحهای تفصیلی توسعه مجدد، طرحهای راه سازی ونظایراینهاست وهمواره درمعرض تهدید مرزهای توسعه است» (خانی 1383،صص39-35).

رویکرد نظری تبیین توانمندسازی سکونتگاههای شهری

ازاواخردهه هشتاد درچارچوب نظری جدیدی برای پاسخ به کاستی های دیدگاه اسکان غیررسمی به سکونتگاههای اقشارکم درآمد شهری تلاشهایی آغاز شد که حاصل آن گزین صحیح سکونتگاههای نابسامان یا بی قاعده بود. این سمت گیری جدید عمیقاً ازطرح دیدگاههای نظری مانند توانمندسازی وبازنگری درنقش دولتها درزمینه تأمین مسکن وخدمات ، توسعه پایدار ونقش تعیین کننده مراکز شهری درتوسعه اقتصادی وضرورت مبارزه با فقر شهری، متأثر بوده است. برمبنای این نگرش، سکونتگاه وسرپناهی که اقشارکم درآمد شهری با سرمایه خود احداث کرده اند، بخشی ازسرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب می شود که باید براساس برنامه ریزی مشارکتی وبا تأکید برجلب همکاری آنها درزمینه شناخت اولویتها وراهکارها به ساماندهی وانتظام بخشی اینگونه سکونتگاهها پرداخت شود( صرافی 1381، ص 10).

امرتوانمندسازی بردیدگاه « فقر زدایی» ودرتوسعه پایدار انسان محور با تکیه بر مشارکت شهروندان وشهر( مدیریت شهری) متکی است. مشارکتی که براساس گفتگوی دوجانبه شکل می گیرد وشهروند باکسب هویت ازطریق این گفتگو به زیستگاه خود هویت می بخشد( خضرایی،1381،ص 60) .مضمون اصلی مشارکت درمحله های قدیمی وحاشیه ای، توانمند سازی مدنی ساکنین است وتوانمندسازی مدنی عبارت است از: تشکیل نهادهای محله ای یا به رسمیت شناختن نهادهای موجود درتصمیم گیری وهدایت زندگی محله، هدف ازمشارکت یا توانمند سازی مدنی مردم، افزایش احساس تعلق به محله وپاسخگویی مناسب اهالی به پرسش« سهم دولت، سهم مردم» درساماندهی محله است ( خاتم،1381،ص40).

محورهای اصلی راهبرد توانمندسازی عبارتنداز:(اطهاری،1382، ص 50) .

– برقراری ارتباط کامل بین بخش مسکن وبرنامه های کلان اقتصادی .

– برقراری پیوند همه جانبه بین برنامه ریزی مسکن وبرنامه ریزی شهری .

– تدوین سیاستهایی به منظور تحقق توانمندسازی خانوارها با استفاده ازسازمانهای غیردولتی وسازمانهای مبتنی براجتماعات یا مشارکت همه جانبه مردم (دلال پورمحمدی،1379،صص133-132)

– توجه ویژه به فقرا، محیط زیست وبهداشت دربرنامه های مسکن به وسیله دولت

– فراهم آوردن شبکه های زیربنایی واعطای حقوق مالکیت درمسکن غیررسمی موجود .

– فعالیت توأمان وهم بسته دولت دربخش خصوصی تشکلهای خودیار وحداکثر استفاده ازعملکرد بازار .

به طور کلی مهمترین اصول وابعاد رهیافت( راهبرد) توانمندسازی عبارتنداز:

  • مشارکت وبرنامه ریزی باهمکاری مردم.
  • تمرکز زدایی درتصمیم گیری حکومت
  • ارتقای موقعیت زنان وبرابری جنسیتی
  • به رسمیت شناختن گروههای سنی اجتماع وظرفیت سازی مدیریت محلی( آموزش ابزارهای نوین مدیرتی وبرنامه ریزی دربین مدیران شهری ) ( جعفری،1382،ص53)

ابعاد وزمینه های توانمند سازی بافت قدیمی شهرها

توانمندسازی بافت قدیم شهرها درابعاد مختلف مطرح است که ازآن جمله می توان به مواردزیراشاره کرد:

الف) توانمند سازی کالبدی

ب) توانمند سازی فرهنگی، آموزشی، اجتماعی واقتصادی .

ج) حمایتهای مالی ، علمی وفنی دولت .

د) مشارکت مردمی

هـ) راهکارهای تأمین منابع مالی

درمیان ابعاد مختلف سیاست توانمندسازی ابعاد کالبدی که زمینه ارتقای سطح بافت قدیمی را با استفاده ازبه فعلیت درآوردن توانمندی های کالبدی بافت که نقش دولت ومشارکت مردم درتمام مراحل پروژه را مدنظر دارد، بیشترمورد توجه قرارمی گیرد.

اصول وقوانین مرتبط با احیاء بافت قدیم درایران

سیاستها وبرنامه های اجرایی مربوط به بافت قدیم درقبل ازانقلاب اسلامی

به رغم اینکه پیشینه شهرسازی درایران به گذشته های بسیار دور بازمی گردد، تهیه طرحهای توسعه شهری نوین درکشورمان سابقه چندان طولانی ندارد وریشه های تاریخی آن به آغاز قرن معاصر بازمی گردد( حبیبی ودیگران،1386، ص 178)

ازدوره های تاریخی که درشهر وشهرنشینی ایران تحول قابل توجهی ایجاد کرد، دوره قاجاریه بود. دراین دوره مکتب تهران درمعماری وشهرسازی رواج یافت. طی سالهای 1267 تاصدورفرمان مشروطیت(1285 هـ ش) اقداماتی درخصوص مداخله دربافتهای شهری آغازگردید، برای مثال می توان به اقدامات ناصرالدین شاه وامیرکبیر درتهران اشاره کرد که ساخت وسیمای شهر را دگرگون نمود(شماعی وپوراحمد،1383،ص185)

تغییرعملکرد خیابان ومیدان، ازجمله تغییر عملکرد خیابان ازیک تفرجگاه به مکان تجارت ودادوستد تبدیل شد. سنگفرش کردن مسیرکالسکه رو بنا به دستورامیرکبیر ازاقدامهای تغییر وتحول درراستای نوسازی وبهسازی شهری بود( اعتماد السلطنه ،1368) .انتقال بسیاری از کارکردهای بازار به فضای حاشیه شهر ولبه شبکه های حمل ونقل وسرانجام شکل گیری عملکردهای جدیدی نظیر،تجارتخانه، تماشاخانه، هتل، باغ ملی وامثالهم را می توان نام برد.

این تغییروتحولات سیمای شهرایرانی –اسلامی را دگرگون ومفهوم شهراروپایی را رواج داد. سیاستگذاری وبرنامه ریزی بهسازی ونوسازی شهری درایران به سبک امروزی ومدرن ازاواخردوره قاجاریه به صورت اقدامات اساسی ظهورپیدا کرد. براین اساس می توان این دوره را دوره نوگرایی وپیدایش مدرنیزم درشهرسازی ایران نام گذاشت وازاین دوره بود که پیوند بین بافتهای کهن وجدید شهری به دلایل مختلف وازجمله تقلید کلیشه ای وتحولات اقتصادی ، اجتماعی – فرهنگی وتزلزل حکومت شروع به ازهم گسستن کرد(شماعی و پوراحمد،1383، ص 185)

باروی کارآمدن رضا خان فعالیتهای شدیدی دررابطه با تغییرات فیزیکی شهرها صورت گرفت. آغاز فعالیتهای جدی مربوط به بافت قدیمی درنخستین سالهای شروع اصلاحات فیزیکی شهرها ومداخلات دربافتهای قدیمی شهرها در دوره رضاخانی بصورت طرحها وپروژه های نوسازی بافتهای فرسوده مطرح می گردند که می توان به قانون بلدیه درسال 1309 ، لایحه مربوط به شهرداریها 1328 ، قانون تشکیل شهرداریها وانجمن شهرها وتصمیمات مصوب 1328،وغیره … اشاره کرد. دراین دوره دولت وقت با ایجاد دگرگونی درسازمان تولید ، زمینه دگرگونی کالبدی شهررا فراهم آورد، تحمیل سازمان فضایی کاملاً متفاوت با ساختار و سازمان بافت شهری ازطریق طرحهای خیابان کشی شهرها،موجب تخریب محله ها وبافت وازهم پاشیدگی تاروپود کالبدی شهرشد( ایزدی، 1379،ص 141)ولی درنهایت هدف اصلی این قوانین برنحوه اداره امور شهرها متمرکزبود. به تعبیری این قوانین طرحهای توسعه مجدد شهری هستند که برای پاک کردن محلات مرکزی شهر وساختن واحدهای مسکونی جدید،مطابق با یک طرح جامعی طراحی می شوند. ازنمونه برنامه هایی که درقانون فوق به اجراءدرآمد می توان به احداث خیابانهای 15 خرداد( بوذر جمهری سابق) وخیام را ذکر کرد که سازمان محلات خودرا دچار آسیب جدی کرد. تا اینکه درسال 1340 همراه با صنعتی شدن ایران وتزریق درآمدهای نفتی، نخستین تغییرات چشمگیر وناهماهنگ کالبدی شهری صورت گرفت. دراین دوره بود که سازمان ملی حفاظت آثار باستانی شکل گرفت. با تشکیل این سازمان قانون تجدید بنای محله های قدیمی وغیربهداشتی به تصویب رسید(سازمان مشاوره فنی ومهندسی شهرتهران،1375،ص90)

درسال 1345 با تصویب ماده 111 قانون شهرداری ، مقوله نوسازی بافتهای قدیمی وفرسوده چنان جدی شد که خیلی زود متعاقب تصویب قانون نوسازی وعمران شهری دردوسال بعد یعنی 1347، به عنوان یکی ازاصیلترین وکارآمدترین مقررات وقت وارد عرصه قوانین ومقررات شهری شد، درسالهای 1347 تا 1351 باتوجه به توسعه روزافزون شهرها دراثر مهاجرتهای روستایی برای اولین بار به طور مستقیم وگسترده به اهمیت وضرورت حفاظت بافتهای تاریخی توجه شد وبدین منظور ردیفی ازبودجه به بهسازی ونوسازی شهری تعلق گرفت.

درباره سیاستهای دوره پهلوی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی به طورمختصر می توان ابراز نمود که سیاستهای بهسازی ونوسازی شهری این دوره عمدتاً به دنبال تصویب قوانین وروشهایی برای کسب درآمد بود.

سیاستها وبرنامه های اجرایی مرتبط با بافت قدیم پس ازانقلاب اسلامی

اولین محملهای قانونی بهسازی ونوسازی بافتهای قدیمی وتاریخی شهری دردوره بعداز انقلاب اسلامی دراشکال برنامه های چهارگانه تدوین وبه مورد اجرا گذاشته شد که به صورت اختصار مورد بررسی قرار می گیرند( حبیبی ودیگران،1386،ص191)

برنامه اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی ایران بین سالهای 1372-1368

به طورفهرست وار اهداف عمرانی این برنامه درمورد عمران شهری به ویژه مداخله دربافتهای قدیم شهری را می توان به صورت زیرمطرح نمود:

1.تهیه وتنظیم طرحهای جامع وتفصیلی وکمک به ایجاد وتقویت دفاتر طرح وبرنامه شهرداریها.

2.برقراری تعادل مطلوب بین شهرها ازراه توزیع متناسب خدمات شهری بین شهرها.

3.برخورداری شهرها ازتوقفگاهها وپایانه ها وجاده های کمربندی .

4.برخورداری شهرها ازتأسیسات حفاظتی وشهری .

5.بهبود شبکه حمل ونقل شهری از راه توسعه وحمل ونقل عمومی.

6.نوسازی وبهسازی شهرها واحیای بنای ساختمانهای قدیمی .

7.توسعه فضای سبزشهری ازطریق ایجاد پارکها وبوستانهای محلی .

8.تقویت وبهبود مدیریت شهرداریها وسازمانهای محلی (وزارت کشور،1366،ص21 به نقل از شماعی وپوراحمد)

درسال 1364 اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور تدوین گردید ودرسال 1366 این سازمان عملاً شروع به فعالیت کرد(سازمان میراث فرهنگی، 1364) .تهیه واجرای طرحهای لازم به منظور حراست، حفاظت،مرمت واحیای آثار، بناها ومجموعه های با ارزش فرهنگی وتاریخی شهرها به عهده میراث فرهنگی گذاشته شد.

برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران(1377-1373)

این برنامه نقطه عطفی درتوجه مستقیم ،منسجم وبرنامه ای به بهسازی بافتهای شهری وتلاش برای حل مسائل مختلف بافتهای فرسوده وقدیمی به حساب می آید. چراکه دربرنامه دوم توسعه موضوع بهسازی بافتهای فرسوده( مسئله دار)به طورمشخص درقالب برنامه ها و پروژه های ذیربط مطرح گردید که هدف ازآن استفاده بهینه اززمین ازطریق اصلاح بافتهای فرسوده ومسئله دار،مرمت وبهسازی ساختمانهای ونوسازی واصلاح محله های قدیمی بود(حبیبی ودیگران،1386 ، ص 204)

درسال 1373 ،طرحهای بهسازی ونوسازی باحفظ هویت بافتهای با ارزش واستفاده بهینه از اراضی شهری با تفکر تجمیع قطعات دربافت قدیم ارائه می شودکه نشان ازنگرش تازه به بافتهای قدیم شهری به عنوان موضوعی مهم درسیاستهای توسعه شهری است .اما عمده ترین ومؤثرترین برنامه درمورد بافتهای قدیمی تشکیل شرکت عمران وبهسازی شهری بود. شرکت عمران وبهسازی شهری دارای دفتر بهسازی ونوسازی است که به عنوان متولی اصلی رسیدگی به بافتهای کهن شهری تعیین شده است. ازجمله اهداف مهم این شرکت بهبود وارتقای سطح کیفی وکمی زندگی درمحیط شهری برای حیات حال وآینده درجهت ایجاد رشد اقتصادی،تعادل کارکردی، سلامت اجتماعی وحفاظت وارتقای محیط زیست شهری است(شماعی وپوراحمد،1384، ص 339).

برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی کشور

به طورخلاصه اهداف برنامه عمرانی دوم را درزمینه عمران شهری وپیامدهای مداخلات دربافتهای قدیمی را می توان به صورت زیر تبیین نمود:

1.تجدید نظردرتعریف محدوده ها وحریم شهرها وگسترش حیطه نظارت شهرداریها برحوزه استحفاظی شهرهابه منظور جلوگیری ازفعالیتهای جذب کننده وجلوگیری ازعدم تعادل جمعیتی پیرامون شهرهای بزرگ.

2.توسعه موزون وهماهنگ شهرها وجلوگیری ازگسترش بی رویه آنها به همراه بهسازی ونوسازی واحیای بافتهای شهری وهدایت وکنترل وتوسعه موزون مناطق.

3.وزارت مسکن وشهرسازی نسبت به توسعه مطالعاتی وتحقیقات کاربردی درزمینه شهرسازی ومعماری با تأکید برارزشهای ایرانی –اسلامی ومدیریت شهری وروستایی موظف به برنامه ریزی شد( سازمان مدیریت وبرنامه ریزی،1380،صص81-77).

4.اعطای اختیار لازم به شورای اسلامی شهرها برای انتقال ابنیه وتأسیسات باکاربری نامناسب شهری به خارج ازمحدوده .

5.پیشنهاد منابع مالی جدید برای اجرای طرحهای توسعه وعمران شهری وروستایی درتقویت منابع مالی شهرداریها.

6.تهیه طرح مطالعه جامع ایرانگردی وجهانگردی

تشکیل کمیسیون مرمت واحیای بناها وبافتهای تاریخی باعضویت نمایندگان(وزارتخانه های مسکن وشهرسازی کشور، سازمان اوقاف وامورخیریه ).وحسب مورد دستگاههای ذیربط درمرکز وعضویت نمایندگان استانداری سازمان مسکن وشهرسازی استان ومدیریت اوقاف وامورخیریه استان برای ایجاد هماهنگی درفعالیت اجرایی دستگاههای ذیربط درزمینه اجرای طرحهای مرمت احیای بناها وبافتهای تاریخی فرهنگی کشور.

تهیه طرحهای ساختار تاریخی – فرهنگی شهرهای تاریخی که مشخص کننده محدوده بافتهای تاریخی فرهنگی وحفظ واحیای ضوابط وبهسازی وبازسازی آنها می باشد(سازمان مدیریت وبرنامه ریزی ،1380،صص 77- 81).

برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی کشور(1388-1384) برنامه ملاک عملی فعلی

لایحه برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران که مهمترین مرحله تحقق جامعه آرمانی چشم انداز توسعه کشور محسوب می شود، درپی تحکیم مبانی وبسترهای رشدی است که فرصتهای مدیریت بهترایران فردا واحکام مورد نیاز ایجاد مبانی جدید توسعه ای ایران را فراهم خواهدآورد.

درمیان ویژگیهای خاص برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران، تهیه وتنظیم این برنامه درچارچوب چشم انداز بلند مدت کشور، ازجایگاه واهمیت خاصی برخورداراست. با عنایت به الزامات حاکم برتحقق چشم انداز بلند مدت کشور وویژگیهای کنونی رشد وتوسعه کشور،مأموریتهای نظام برنامه ریزی کشور را طی دودهه آینده می توان به شرح زیر تبیین نمود:

– برنامه پنجساله چهارم: رشد پایدار اقتصادی دانایی محور .

– برنامه پنجساله پنجم: تثبیت مبانی رشد اقتصادی ورفاه اجتماعی .

– برنامه های ششم وهفتم: توسعه مستمر پایدار ودانش بنیان کشور وتأمین عدالت اجتماعی.

سند برنامه چهارم توسعه با چهارهدف کلی :

– توسعه دانش پایه، عدالت محور ودرتعامل با جهان

– تأمین مطمئن امنیت ملی وبازدارندگی همه جانبه

– صیانت ازهویت وفرهنگ اسلامی – ایرانی

– حاکمیت موثر واستقرار دولت شایسته( حبیبی ودیگران،1386،صص212-211)

معیارهای اساسی شناسایی و تشخیص بافت های فرسوده شهری

1.عمر ابنیه : بیش از 80% از ساختمانها در اینگونه بافت ها دارای قدمتی بیش از 50 سال می باشند و یا اگر در 50 سال اخیر ساخته شده باشند فاقد رعایت استانداردهای فنی هستند به گونه ای که غیر استاندارد بودن آنها از ظاهر ساختمان قابل تشخیص است . ابنیه این بافت ها عمدتا تاب مقاومت در مقابل زلزله ای با شدت متوسط را ندارند ( حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

2.دانه بندی : ابنیه مسکونی واقع در این گونه بافت ها عمدتا ریز دانه بوده و مساحت عرصه آنها به طور متوسط کمتر از 200 متر مربع می باشد (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

3.نوع مصالح : مصالح به کار رفته در اینگونه بافت ها عمدتا از انواع خشتی ، خشت و آجر و چوب یا آجر و آهن بدون رعایت اتصالات افقی و عمودی فاقد سیستم سازه ای می باشند (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

4.تعداد طبقات : اکثر ابنیه در بافت های فرسوده یک با دو طبقه هستند . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

5.وضعیت دسترسی ها : بافت های فرسوده که عمدتا بدون طرح قبلی ایجاد شده اند ، عمدتا از ساختاری نامنظم برخوردارند و دسترسی های موجود در آنها عمدتا پیاده می باشد به گونه ای که اکثر معابر آن بن بست یا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضریب نفوذپذیری در آنها کم است . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

6.وضعیت خدمات وزیر ساخت های شهری : بافت های فرسوده به لحاظ خودداری از خدمات ، زیر ساخت ها و فضاهای باز ، سبز و عمومی دچار کمبودهای جدی هستند ، مداخل در اینگونه بافت ها از نوع تجمیع و نوسازی خواهد بود . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

بافت فرسوده شهری و ویژگی های عمومی آن :

اصطلاح بافت های فرسوده شهری این روزها کاربرد بسیاری یافته و مورد توجه خاص نیز قرار گرفته است . عموما تصوری که از بافت فرسوده شهری به وجود می آید ، بافت قدیمی شهر است که به دلایلی نوسازی نشده است و رفته رفته ساختمان های آن کهنه و پوسیده شده اند . این تصور از بافت فرسوده – که بیشتر موضوع کهنگی را در ذهن تداعی می کند مانع تعریف جامعی از انواع بافت های شهری شده است و اینکه دارای مسائل و مشکلاتی هستند و به طور طبیعی میل به نوسازی در آنها کم شده و در نتیجه رو به فرسودگی یا میرندگی نهاده اند ( جهلت هی ، جستارهای شهرسازی شماره 40 ، ص 17 ) بافت فرسوده شهری محل و یا آن بخشی از فضای شهری است که نظام زیستی آن هم از حیث ساخت و هم از حیث کار کرد اجزای حیاتی خود دچار اختلال و ناکار آمدی شده است . در این نظام ، تن و جان و جان و تن نه بی هم بلکه با هم و در رنج یکدی

ر می سازند و می سوزند ( کما نروزی ، اندیشه ایرانشهر ، 9 و 10 ص 30 )

یکی از ویژگی های بافت های فرسوده شهری کاهش ارزش های کیفی زندگی است که از یک یا چند جنبه شهری مشخص می شود که شاخص های اصلی آن عبارتند از :

1.شاخص های کالبدی ؛

2.شاخص های عملکردی ؛

3.شاخص های زیست محیطی ؛

4.شاخص های اجتماعی و اقتصادی .

از آنجایی که موضوع پایان نامه بررسی ساختار عملکردی است به شاخص عملکردی بافت فرسوده شهری می پردازیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *